وقتي كه براي ستون يادداشت قلم به دست گرفته بودم، خبر رسيد سردار غيبپرور با حكم مقام معظم رهبري رئيس سازمان بسيج مستضعفين شده است و سردار محمدرضا نقدي در سمت معاونت فرهنگي سپاه خدمتش را ادامه خواهد داد. همين خبر، موضوع يادداشتم را تغيير داد.
تقريبا اوايل حضورم در روزنامه جوان بود كه سردار نقدي به رياست سازمان بسيج مستضعفين منصوب شد. آن موقع سرويس ايثار و مقاومت (پايداري) عمده اخبار بسيج را پوشش ميداد. بنابراين اغلب اوقات در برنامههايي كه سردار نقدي گفتوگو ميكرد، حضور مييافتيم. چند باري هم كه گفتوگوي اختصاصي با ايشان داشتيم.
سردار نقدي را از ديد يك خبرنگار انسان فعالي ديدم كه حضور در بسيج باعث شده بود صفاتي را به خودش اضافه كند. يكي از اين صفات شعرسُرايي بود. وقتي در يكي از مصاحبههاي اختصاصي سؤالي در مورد طبع شعرشان پرسيدم، با ذوق خاصي پاسخ داد كه «بعد از حضور در بسيج احساس كردم بايد ديد فرهنگي و هنريام را بيشتر كنم. بنابراين تصميم گرفتم شعر هم بگويم. اما نه وقتش را دارم نه مجالش را. بنابراين در اتومبيل پشت ترافيك، حين حركت يا قبل از پرواز به مراسمي يا پيش از حضور در فلان جا و... در چنين فرصتهايي ابياتي را ميسرايم.
«دور از وطن براي وطن جنگ ميكنيد/ آنها به جاي نام و نشان انگ ميزنند/ انـــدر خليــج راه ددان تنـــگ ميكـنيد/ شبها به كـاخ دشمنتان زنگ ميزنند...»
نقدي راست ميگفت، وقت كافي براي كارهاي جانبي نداشت. يكبار كه گفتوگوي اختصاصي ديگري داشتيم، با چهرهاي خسته مقابلمان نشسته بود. علتش را نپرسيده خودش گفت كه نيمه شب از سفر آمده و صبح زود هم كه قرار گفتوگو با ما داشته و اصلاً نخوابيده است.
همان موقعها بسيج سازندگي اكيپي نسبتاً ثابت از خبرنگاران رسانههاي مختلف ايجاد كرده بود و برنامههاي سازندگي بسيج را با نظم و ترتيب خاصي دنبال ميكرديم. عصر يك روز در گلستان سردار نقدي آيين افتتاحيه يك پروژه اقتصاد مقاومتي را داشت. صبح در گرگان بوديم كه شنيدم همان ساعت در سيستان و بلوچستان سخنراني كرده است. متعجب شديم مگر قرار نيست كمي بعد از نماز ظهر و ناهار، صحبتهاي او را پوشش خبري بدهيم. اما او آمد و افتتاحيه را انجام داد و رفت. فردا كه در تهران بوديم، به روزنامه آمدم و تيتر يكي از اخبار خبرگزاري فارس اين بود: امروز صبح سردار محمدرضا نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين در خوزستان سخنراني كرد. . . !
علت اين يادداشت تنها خداحافظي سردار نقدي از بسيج نبود. علتش رفتار بسيجيگونهاي بود كه در گفتوگوهاي اختصاصي از خود نشان ميداد. قبل و بعد از هر گفتوگويي تمام قد به احترام خبرنگار ميايستاد و با او دست ميداد. اينها را من به چشمم ديدم. شايد تجربه ساير خبرنگارها چيز ديگري باشد. به هر حال سردار نقدي، اولين فرمانده عملياتي قرارگاه برونمرزي رمضان، فرمانده نيروهاي اعزامي به بوسني، جانشين شهيد اسماعيل دقايقي در فرماندهي لشكر بدر و. . . مثل خيلي از رزمندههاي قديمي كم به كشورمان خدمت نكرده است. هركجا هست خدا حفظش كند.