
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مرد افغاني به يكي از كلانتريهاي شمال تهران رفت و از دو برادر به اتهام آدمربايي و اخاذي شكايت كرد. وي گفت: دو سال و نيم قبل براي كارگري از افغانستان به ايران آمدم و در يك ساختمان در حال ساخت كارگري ميكردم. همانجا با دو برادر افغاني به نام گل آقا و بشير كه در افغانستان بچهمحل بوديم، همكار شدم. يكسال قبل براي كار به شهرستان پرديس رفتم با اين وجود ارتباط ما ادامه داشت. 15 روز قبل بشير با من تماس گرفت و مرا به خانهاش دعوت كرد. روز حادثه در ميدان شوش منتظر آنها بودم كه بشير و گل آقا با خودروي پژويي به دنبال من آمدند. قرار بود مرا به خانهشان ببرند كه سر از ساختمان نيمهكارهاي در حوالي پونك درآورديم. آنها مرا به زور به داخل اتاق تاريكي در زيرزمين ساختمان بردند و پس از اينكه كتكم زدند، دست و پايم را غل و زنجير كردند. آنها براي آزاديام درخواست 40 ميليون تومان پول كردند. وقتي به آنها گفتم پولي ندارم، مرا شكنجه دادند تا اينكه با دوستانم تماس گرفتم و از آنها درخواست پول كردم.
در نهايت دوستانم با دو مرد آدمربا قرار گذاشتند و 4 ميليون تومان به آنها دادند. از سوي ديگر آنها با خانوادهام در افغانستان تماس گرفتند و مدعي شدند من به آنها بدهكارم و براي آزاديام درخواست پول كرده بودند كه همسرم به يكي از بستگان آنها تعهد داده بود تا به آنها پول بدهد. در نهايت آنها پس از گرفتن يك سفته 10 ميليوني پس از 14 روز شكنجه و حبس مرا رها كردند. با طرح شكايت، پرونده به دستور قاضي سهرابي، بازپرس شعبه نهم دادسراي امور جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در نخستين تحقيقات بشير را بازداشت كردند، اما دريافتند گل آقا گريخته است. متهم به آدمربايي با همدستي برادرش اعتراف كرد. وي گفت: چند روز قبل از حادثه يكي از دوستانمان كه در كار قاچاق انسان است از افغانستان با من و برادرم تماس گرفت و گفت از شاكي 40 ميليون تومان طلبكار است و از ما خواست او را مجبور به پرداخت پول كنيم، بنابراين سناريو را طراحي و اجرا كرديم. متهم پس از بازجويي به دستور قاضي سهرابي براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در تلاشند تا همدست مرد آدمربا را بازداشت كنند.