کد خبر: 774355
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۱
محمدرضا كائيني
‌انتخابي كه در«آيينه تاريخ» مي‌ماندراقم اين سطور در مدت فعاليت تحصيلي و مطبوعاتي خود، آيت‌الله احمد جنتي را جز چندين بار از نزديك نديده است، آن هم در جلسات نسبتاً عمومي و بدون رد و بدل شدن سخنان و سؤالات خصوصي. از اين‌روي مانند بسياري ديگر او را به پاره‌اي خصال عمومي و شخصيتي‌اش مي‌شناسد: انديشه و عمل سياسي ثابت و بدون اعوجاج، دور بودن از چندگانگي‌هاي ابناي روزگار، زبان صريح در بيان فكر و مكنونات قلبي خويش و زاويه‌گيري با بسياري از دوستان و حتي فرزندان بر سر اعتقاداتش. اين خصلت تا آن پايه در كردار سياسي او تبلور يافت كه از ابراز برائت از «حسين جنتي» فرزند اعدامي و ابراز اختلاف با «علي جنتي» فرزند دگرانديش خود نيز ابايي نداشته است. آيت‌الله در قامت يك كارگزار نظام نيز سيري شبيه به منش فكري خويش پيموده است. او از اولين فقهاي منصوب شده به عضويت در شوراي نگهبان توسط امام خميني(ره) بود كه با دولت موسوي سرسازش نداشت و از منتقدان دائمي وي به شمار مي‌رفت. با اين همه اما، از مهر امام خميني به وي چيزي كاسته نشد و علاوه بر تكرار انتصاب به شوراي نگهبان، از سوي ايشان به رياست سازمان تبليغات اسلامي نيز منصوب شد.
دردهه دوم انقلاب اما، نقش آيت‌الله در شكل دادن به عرصه سياست در ايران پررنگ‌تر شد. او تقريباً در ردصلاحيت بسياري از چهره‌هايي كه شوراي نگهبان آنان را در تراز رياست جمهوري يا نمايندگي مجلس نمي‌ديده، نقش اساسي داشته و از اظهار و حتي تفاخر بدان نيز رويگردان نبوده است. در صف‌آرايي‌هاي مهم انقلاب و ضدانقلاب در دهه‌هاي 70 و80 نيز، نه تنها رفتار خود را به انجام روتين مسئوليت‌ها فرو نكاسته كه در صف آغازين مواجهه با مخالفان داخلي و خارجي نظام قرار داشته و در اين‌باره قاطع‌ترين مواضع را اتخاذ كرده است. او در برابر وقايع سال 88، صريح‌ترين رويكردهاي نظام را از تريبون‌هاي عمومي مطرح كرد. از جمله لزوم اخذ اعترافات عوامل ايجاد وقايع سال88، لزوم حصر و قطع ارتباط موسوي و كروبي با خارج از منزل، اتمام حجت با هواداران جريان موسوم به سبز- كه كلاً بايد دور ورود به مناصب نظام را خط بكشند- و موارد فراوان ديگر، شاهدي بر آن مدعايند، اما اين مواضع از سوي طرف مقابل نيز بي‌واكنش نماند. تقريباً از سال 88 بدين‌سو، جنتي در سيبل توهين و طنز رسانه‌هاي بي‌شمار مجازي و مكتوب قرار داشت، موجي كه مي‌توانست نه يك فرد بلكه يك نظام را نيز ساقط كند، اما او با بردباري نسبت بدان بي‌اعتنايي و حتي در موارد فراوان، لبخند خويش را بر آن نثار داشت.
صبحگاه دوشنبه دهم اسفندماه 1394، در اخبار تلويزيون شنيدم كه آيت‌الله جنتي در برابر هيجان مقطعي اما سهمگين انتخابات خبرگان، يك  ميليون و 3 21 هزار و 130رأي را از آن خود كرده است. چنين وضعيتي براي تني چند از مسئولان ارشد نظام در گذشته نيز پيش آمد، اما هيچ‌يك را حايز نصاب قانوني براي احراز منصب دلخواه آنان نساخت. اكبر هاشمي‌رفسنجاني در انتخابات مجلس ششم و مهدي كروبي در انتخابات مجلس چهارم نيز در برابر چنين حملاتي قرار گرفتند، اما موج زودگذر آن دوران آنان را به ناكجاآباد پرتاب كرد! در تاريخ 37 سال پس از انقلاب، اين تنها آيت‌الله جنتي است كه توانسته با وجود موجي سنگين از تبليغات داخلي و خارجي و بدون تبليغات پرخرج و مدرن، از نوعي كه از برخي «مصلحت‌انديشان نظام» برمي‌آيد و از همه مهم‌تر با وجود دولتي مخالف، نصاب قانوني حضور در مجلسي را به دست آورد كه عده‌اي پرشمار براي ممانعت از آن، به صف شده بودند.
سخن آخر آنكه بسياري از مردمي كه در روز هفتم اسفند، با نام نمايندگان جبهه اصلاحات برگه‌هاي رأي خود را پر كردند، دو هفته پس از انتخابات حتي نام نيمي از آنها را هم به خاطر نخواهند آورد، اما رأي كيفي جنتي در اين دوره در خاطره‌ها خواهد ماند. اين را تجربه تاريخي انتخابات مجلس ششم مي‌گويد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار