رسيدن به مدارج بالاي علمي در كنار فراگيري مهارتهاي لازم براي كسب مشاغل اين روزها و در پي مدركگرايي اغلب افراد جامعه، امري است كه بسياري از كارشناسان و مسئولان بر لزوم آن تأكيد دارند؛ چراكه تربيت نيروي انساني مهارتمحور، متخصص و كارآمد از عوامل كليدي و انكارناپذير در توسعه اقتصادي و اجتماعي يك كشور به حساب ميآيد. به نظر ميرسد نيازمندي كشور بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به توسعه و گسترش آموزشهاي عملي و مهارتي در كنار آموزشهاي نظري و دانشگاهي از عوامل مؤثر در تشكيل دانشگاههاي علمي و كاربردي در سراسر كشور بوده است. چنانچه در ماده يك آييننامه آموزشهاي علمي و كاربردي آمده است: «آموزشهاي علمي و كاربردي، آموزشهايي است كه با هدف ارتقا و انتقال دانش كار، ايجاد مهارتها، افزايش بهرهوري، بهنگام كردن و ارتقاي معلومات و تجارب شاغلان، رشد استعدادهاي بارز و به فعليت درآوردن استعدادهاي نهفته براي تصدي مشاغل و حرف گوناگون انجام ميشود تا توانايي افراد براي انجام دادن كاري كه به آنها محول ميشود را به سطح مطلوب برساند.»
540 هزار دانشجوي علمي كاربردي
دانشگاه علمي و كاربردي هماكنون در بخشها و حوزههاي مختلفي چون صنايع، معادن، كشاورزي و خدمات در بيش از 770 رشته تحصيلي در حال تربيت دانشجويان است و براساس آخرين آمارها بيش از 540 هزار دانشجو، يك ميليون دانشآموخته و هزار و 100 مركز علمي كاربردي در سراسر كشور وجود دارد.
اما آيا به راستي اين دانشگاه از پس رسالت خطير خود در خصوص تربيت نيروي انساني متخصص و كارآفرين كه از مهارتهاي كسب و كار دانشبنيان و تواناييهاي علمي و فناوري و مهارتي لازم برخوردار باشند برآمده است و اينكه مشكلات عمده دانشجويان علمي و كاربردي در اين مسير چيست؟ براي يافتن پاسخ اين سؤالات به سراغ چند تن از دانشجويان علمي و كاربردي كشور رفتهايم تا نظر آنها را در قبال خدمات آموزشي دانشگاه و معضلاتي كه در مسير تحصيل با آن دست به گريبان هستند، جويا شويم.
شلوغي كلاسها و عدم كسب دانش لازم
«مليحه رضايي» يكي از دانشجويان دانشگاه جامع علمي و كاربردي بهزيستي مشهد از فشردگي بيش از اندازه و شلوغي كلاسهاي دانشگاه ابراز نارضايتي كرده و به ما ميگويد: وقتي كلاسها آنقدر جمعيت دارد كه استاد به خوبي نميتواند از عهده اداره كلاس بربيايد چطور انتظار است من دانشجو بتوانم دانش لازم را از درسي كه استاد ميدهد، دريافت كنم. وي معتقد است اين شلوغي و ازدحام در كلاس به دليل ثبت نام بيش از حد نصاب دانشگاه براي هر رشته و فضاي محدود آموزشي دانشگاهها است و ادامه ميدهد: وقتي جمعيت دانشجويان زياد باشد دانشگاه براي تنظيم كلاسها دچار مشكل ميشود و اينچنين ميشود كه كلاسها را در هر زماني كه با زمان دانشجويان هم همخواني ندارد، برگزار ميكند.
رضايي ميگويد: بنده تنها به اين علت كه كلاسهاي دانشگاه علمي كاربردي در شيفت عصر و غير زمان كاري و اداري برگزار ميشود براي ادامه تحصيل در آن ثبت نام كردهام، اما وقتي دانشگاه كلاسها را در شيفت صبح و زماني كه بنده و خيلي ديگر از دانشجويان كه اكثراً هم شاغل هستند برگزار ميكند، ما دچار مشكل ميشويم.
ناهمخواني امكانات آموزشي با فراگيري مهارت
«ميترا صحرايي» دانشجوي يكي از مراكز علمي و كاربردي بجنورد هم ضمن ابراز نارضايتي از شلوغي كلاسها به نبود امكانات متناسب با رشته تحصيلي در برخي از دانشگاهها اشاره كرده و ميگويد: اساس دانشگاه علمي و كاربردي بر اساس مهارت گذاشته شده است ولي وقتي امكانات حتي آموزشي در كلاس درس با كمبود مواجه است، نميتوان به كسب مهارت دلخوش كرد. وي عنوان ميكند: از طرفي آموزشها در دانشگاه بايد كاربردي باشد در حالي كه نيست و حتي خيلي از اوقات اساتيد تنها به ارائه مطالب تئوري بسنده ميكنند و مهارت خاصي براي فراگيري به دانشجو ارائه نميدهند.
يكي از مشكلات اساسي دانشجويان علمي كاربردي عدم دريافت مهارت لازم از طريق آموزشهاي دانشگاه است چراكه به اعتقاد آنها امكانات لازم در دانشگاه وجود ندارد و خيلي از اساتيد هم از دانش و تجربه لازم برخوردار نيستند. اما چه بايد كرد؟ به نظر ميرسد حل اين معضلات كار سختي نباشد و تنها كمي توجه به آنچه رسالت يك مركز آموزشي است و توجه به تنظيم درست برگزاري كلاسها ميتواند معضلاتي كه دانشجويان علمي و كاربردي را درگير خود كرده است را به خوبي از ميان برداشت.
زمانبندي نامناسب تشكيل كلاسها در برخي دانشگاهها
«ميثم عطايي» دانشجوي علمي كاربردي از كرمان به معضل ديگري اشاره ميكند و عدم توجه به شاغل بودن اكثر دانشجويان را از جانب دانشگاهها براي برگزاري كلاسها مشكل بزرگي ميداند. وي ميگويد: بنده كارمند يك اداره دولتي هستم، وقتي قرار باشد هر هفته يك يا دو روز در وقت اداري مرخصي بگيرم تا در كلاس دانشگاه حاضر شوم، كم كم در محل كار با مشكل مواجه خواهم شد. وي معتقد است دانشگاه علمي كاربردي كه براي ارتقاي سطح دانش و مهارت تشكيل شده است بايد زمانبندي بهتري در تشكيل كلاسها داشته باشد. هر چند اين مورد در همه دانشگاهها صادق نيست و خيلي از مراكز علمي و كاربردي به اين امر دقت ميكنند.
فشردگي برگزاري امتحانات
يكي ديگر از مشكلاتي كه اغلب دانشجويان علمي كاربردي كه ما پاي صحبتشان نشستيم به آن اشاره داشتند، فشردگي برگزاري امتحانات پايان ترم بود. برخي از اينكه زمان كافي به دانشجويان براي آمادگي در امتحانات داده نميشود را امري مغاير با كسب دانش و مهارت ميدانستند.
«راضيه ذوالفقاري» دانشجوي يك مركز علمي كاربردي در گلستان فشردگي برگزاري امتحانات پايان ترم را مشكل بزرگي ميداند كه اغلب همكلاسيهايش هم به آن معترض بودهاند و ميافزايد: برگزاري 12 امتحان در 15 روز نشان از برنامهريزي نادرست دانشگاه دارد چراكه اين امر سبب فشار زيادي بر دانشجويان شده، نمرات نه چندان خوبي را براي آنها به ارمغان آورده و نهايتاً از معدل آنها ميكاهد. وي معتقد است وقتي ميان دو ترم تحصيلي فاصلهاي 20 روزه وجود دارد ميتوان برنامهريزي بهتري براي برگزاري امتحانات داشت.
«رسول يزدانبخش» دانشجوي يكي از مراكز علمي كاربردي تهران هم از بهروز نبودن امكانات دانشگاه ميگويد و معتقد است در دانشگاه هايي كه شهريه دريافت ميكنند چنين مشكلي نبايد مانع كسب دانش و مهارت لازم براي دانشجويان باشد. اختصاص اندكي امكانات از محل شهريهاي كه از دانشجويان دريافت ميشود، گستردهتر كردن فضاي آموزشي در مراكز علمي و كاربردي و به طور كلي برنامهريزي و زمانبندي مناسب براي تشكيل كلاسها و برگزاري امتحانات همچنين بهرهگيري از دانش و مهارت اساتيد برجسته امري است كه دانشگاهها و مراكز علمي و كاربردي بايد براي رسيدن به آن تلاش بيشتري داشته باشند.