«از تلاشهاي وزارت خارجه امريكا در زمينه توقف خصومتها تشكر ميكنم اما دچار توهم نيستيم و از دشواريها وترديدهاي پيش رو آگاهي داريم ولي در عين حال، اگر براي حل اين مشكل از طريق ديپلماسي تلاش نكنيم تاريخ قضاوت سختي درباره ما ميكند و امريكا به همين دليل تمام تلاش خود را براي موفقيت ترك مخاصمه خواهد كرد.» اينها جملاتي است كه باراك اوباما، رئيس جمهور امريكا، يك روز قبل از برقراري آتشبس در سوريه گفت تا آخرين موضع و ارزيابي خود را نسبت به پرونده سوريه و موضع امريكا در خصوص آن نشان داده باشد. توسل او به قضاوت تاريخ بيش از هر چيز نشان ميدهد كه او گزينه آتشبس را از اين جهت مينگرد كه آن را تنها راه ممكن در اين پرونده ميبيند و به عبارتي، از سر ناچاري آن را پذيرفته است. اين نحو موضعگيري نشاندهنده استيصال رئيس جمهور امريكا در قبال آتشبس سوريه است و به همين جهت هم چندان به پايداري و ثمربخش بودن آن خوشبين نيست و در بهترين حالت هم انتظار ندارد خشونت و كشتار در سوريه متوقف شود.
اين نحو موضعگيري اوباما در مورد آتشبس سوريه درست برخلاف موضع ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه است كه آن را نقطه عطفي در پرونده جنگ اين كشور دانسته، هر چند موفقيت آن را دشوار دانسته اما معتقد است اجراي آن ميتواند به خونريزي در سوريه پايان دهد. در اين صورت، مواضع هر دو رئيس جمهوري دو نقطه متضاد از بدبيني و خوشبيني را تشكيل داده و دليل اين امر در موقعيتي است كه اين دو در پرونده سوريه دارند. اوباما از يك سو و طي حمايتهايش از گروههاي معارض داخل سوريه بيش از پيش خود را گرفتار در گروههاي تروريستي كرد كه نميتواند به آنها اعتمادي داشته باشد و از طرف ديگر، استراتژي مبارزه با داعش او با هزاران حمله هوايي به نيروهاي اين گروه تروريستي در مدت زمان طولاني نزديك به دو سال نتوانسته نتيجه مؤثري در پي داشته باشد. در مقابل، پوتين بعد از شش ماه از ورود مستقيم نظامي به سوريه ابتكار عمل را در اين پرونده به دست آورده و گذشته از تثبيت موقعيت دولت سوريه، توانسته تمام طرفها به جز داعش و جبهه النصره را به قبول آتشبس ملزم كند. اوباما با اين وضعيت خود را چنان در موقعيتي از سردرگمي ميبيند كه به جز توسل به قضاوت تاريخ چيز ديگري براي گفتن ندارد چنان كه در مورد داعش و استراتژي خود براي مبارزه با اين گروه تروريستي هم چيزي جز رجزخواني براي گفتن نداشت. او مدام از هدف گرفتن عناصر و رهبران داعش در هر جا گفت و اينكه امريكا در اين مورد هيچ كوتاهياي نخواهد كرد اما نگفت چه برنامهاي براي اين گروه دارد كه حالا حدود هفت كشور فعال شده است. مشكل وقتي بيشتر ميشود كه داعش و بيشتر جبهه النصره در مناطق مختلفي از سوريه حضور دارند و قرار است آتشبس در مورد اين دو گروه و حتي گروههاي وابسته به آن رعايت نشود و جنگ با آنها ادامه داشته باشد. اوباما حتي نگفت كه با اين مشكل چه خواهد كرد و به همين جهت است كه در مورد اين مشكل پاسخ روشني به طرف روسي خود نداده است. سرگئي شايگو، وزير دفاع روسيه گفته كه نقشه سوريه به انضمام همه جزئيات مربوط به موقعيتهاي نيروهاي نظامي را به وابسته دفاعي امريكا در مسكو تحويل داده اما پاسخي دريافت نكرده است. پاسخ امريكا در مورد اين نقشه براي اجراي صحيح آتشبس ضرورت دارد تا آنكه توافقي بر سر نقاط مورد حمله طي اجراي آتشبس در كار باشد اما امريكا پاسخ نميدهد چون بعد بهانهاي براي نقض آتشبس از سوي روسيه داشته باشد. در واقع امريكا ميداند كه روسيه به طور مشخص در اين نقشه نقاط استقرار عناصر داعش، جبهه النصره و گروههاي وابسته به آنها را مشخص كرده اما با پاسخ ندادن نميخواهد براي حمله به اين مناطق با طرف روس توافقي داشته باشد تا ابزار بهانهجويي را در دست داشته باشد. اين نحو عمل با ادعاي امريكا در مورد توافق آتشبس و تمام تلاشهايش براي حفظ آن تعارض دارد و نشان ميدهد واشنگتن در اين زمينه ابتكار عمل را از دست داده و تنها منتظر سوءاستفاده از آن و حتي ناكامي آن است. شايد به همين جهت است كه اوباما باز ادعاهاي خود را در مورد بشار اسد، رئيس جمهور سوريه تكرار كرد در حالي كه بنابر توافقهاي قبلي و حتي قطعنامه 2254 هيچ اشارهاي به اين موضوع نشده و قرار شده مردم سوريه در اين مورد تصميم بگيرند. به هر حال، اوباما در حالي به استقبال آتشبس رفته كه در عمل خود را سردرگم و بدون ابزار لازم ميبيند و به همين جهت است كه از همين ابتداي كار ساز ناسازگاري ميزند و همين هم ميتواند معناي نگراني او از قضاوت تاريخ باشد.