
چقدر دير ميفهميم كه زندگي داشتن همين نعمتهاست و اسراف كلمهاي بس معنادار كه زيبايي آن را از بين ميبرد. مقصد ما هميشه انتهاي مسير و رسيدن به آن نيست بلكه استفاده بهينه از گامهاي برداشته شده در طول زندگيست.
چه خوب است كه زندگي سادهاي را انتخاب كنيم و در مسير رسيدن به آن اهداف غيرضروري را كنار بگذاريم. در اسراف كردن تنها ظاهر مسئله مطرح نيست بلكه در عمق آن تعابير مختلفي وجود دارد كه پا به عرصه زندگي بعضي از افراد ميگذارد و آسيبهاي بسيار در زندگي به بار ميآورد.
بسياري از اختلافات طبقاتي در جوامع كنوني ناشي از اسراف و تبذير است. درصدي از طبقات جامعه با برآورده كردن نيازهاي طبيعي و غيرطبيعي خود كه حتي شايد در مواقعي لازمه زندگي نيست بر قشر ضعيف جامعه فشار وارد ميكند كه اگر از راه و روش مناسب از اين مقوله جلوگيري نشود منجر به صدمات خانوادگي و حتي اجتماعي ميشود.
آثار فراسوي اسراف هم ميتواند فردي و هم اجتماعي باشد. آثاري همچون فقر و تنگدستي و محروميت، اختلافات طبقاتي، تبعات اخلاقي و تشويق به كارهاي زشت و ناپسند. يكي از ناهنجاريهايي كه امروزه رونق پيدا كرده و مطرح است، مسئله باكلاسي در بررسي ارزشهاست كه بريز و بپاش را از نشانههاي باكلاسي ميدانند، غافل از اينكه شخصيت هر فرد بستگي به رفتار و گفتار وي دارد كه ميتواند مبنا قرار گيرد.
گاهي انسانها تحتتأثير يكسري عواملي كه از بيرون سرچشمه ميگيرد قرار گرفته و آن را الگو قرار ميدهند و براي تعيين هويت از آن استفاده ميكنند. در اينجا فقدان شخصيت است كه به عنوان مهمترين ابزار زيربنايي فرد مطرح ميشود.
فردي كه تمام ارزشهاي خود را بر وسايل و امكانات گران قيمت و لوكس قرار ميدهد و با توجه به آن بر دوستان و نزديكان خود خرده ميگيرد و آن را نتيجه شناخت شخصيت خود در مقابل ديگر افراد ميداند، تمام زواياي ارزشي را ناديده ميگيرد. در صورتي كه ارزش واقعي انسان بر اخلاق نيكو و سيرت زيبا در برخورداري درست از نعمات خداوندي است نه اسراف و تبذير.
با توجه به تفسيرهايي كه در قرآن نيز آمده است هيچ يك از افرادي كه در اوج قدرت و ثروت هستند بر ديگران برتري نداشته بلكه به خاطر اسراف و نداشتن روش درست در استفاده از امكانات، دولت و حكومتشان به شكست انجاميده است. اين دسته از افراد به خاطر نداشتن ظرفيت وجودي كافي، امكان استفاده از امكانات و نعمات خداوند را به طور صحيح نميشناسند. امام صادق (ع) درباره اسراف تعابير زيبا و ظريفي دارند. ايشان ميفرمايند: پايينترين مرتبه اسراف عبارتست از دور ريختن آبي كه براي آشاميدن به دست آمده است. اينكه لباس كار و لباس بيروني يكي باشد. دور انداختن هسته خرما پس از استفاده چون از هسته براي غذاي شتر استفاده ميشود.
همچنين ايشان در حديث ديگري ميفرمايند: اسراف و زيادهروي باعث فقر و تنگدستي ميشود و ميانهروي موجب ثروت و بينيازي ميشود .
با استناد به قرآن و احاديث معتبر متوجه خواهيم شد كه اسراف در هر مورد كه به كار رود بس نكوهيده و زشت است و موجب نارضايتي بنده و خدا ميشود.
واقعيت اين است كه برخي افراد با به دست آوردن ثروتي هنگفت چنان از خود بي خود ميشوند كه انگار سالهاست بر مناره گنبد كاخ مسكن گزيدهاند و ديگر فرصت نشست و برخاست با افراد پايينتر از خود را ندارند و براي پر كردن كمبودهاي زندگي و نشان دادن خود به سوي اشياي لوكس و تجملي روي ميآورند.
همان گونه كه گفتيم اين روزها اسراف كردن براي خيليها موجب خودباوري كاذب در افراد شده كه خود را بهترين بدانند، اما اگر درست به مسئله نگاه كنيم و اسراف از منظر آسيبشناسي مورد بررسي قرار بگيرد اين موضوع نه تنها موجب خودخواهي و تكبر افراد جامعه ميشود بلكه زمينه را براي سقوط آنان فراهم ميكند. اسراف به تعريف ساده، بيش از حد و اندازه مصرف كردن است و اين به معني هدر دادن اموال و سرمايههاست. استفاده نابهجا در هر يك از امكانات مادي زندگي فرد را به سوي تجملگرايي سوق ميدهد. اين عمل ميتواند سر منشأ بسياري از مفاسد اخلاقي باشد و فرد را به راه نادرست بكشاند. به عنوان مثال، برگزاري ميهمانيهاي آنچناني.
به نظر كارشناسان و صاحبنظران اين حوزه مهمترين عوامل براي ايجاد و اصلاح سبك زندگي بهتر افراد، جلوگيري از اسراف و تبذير و استفاده بهينه از نعمات خداوندي است. به اين تعبير اگر بتوان با همياري يكديگر از بعضي مخارج اضافي كاست ميتوان تغييري مهم در سبك زندگي ايجاد كرد كه اميد به زندگي را در بالاترين شاخص خود قرار داده و از نابرابريها ميكاهد.