کد خبر: 772673
تعداد نظرات: ۷ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۴
به بهانه مرگ صاحب بزرگ‌ترين روسپي‌خانه فرانسه در دي ماه 94
در دي ماه سال جاري، «مادام كلود» صاحب يكي از بزرگ‌ترين روسپي‌خانه‌هاي اروپا درگذشت. در پي مرگ وي، اسرار فراواني از ارتباط برخي از معروف‌ترين پادشاهان و رؤساي جمهور جهان با وي منتشر شد كه نام «محمدرضا پهلوي» در زمره آنان است. مقال ذيل، به همين بهانه به نگارش درآمده است.
نيما احمدپور

در دي ماه سال جاري، «مادام كلود» صاحب يكي از بزرگ‌ترين روسپي‌خانه‌هاي اروپا درگذشت. در پي مرگ وي، اسرار فراواني از ارتباط برخي از معروف‌ترين پادشاهان و رؤساي جمهور جهان با وي منتشر شد كه نام «محمدرضا پهلوي» در زمره آنان است. مقال ذيل، به همين بهانه به نگارش درآمده است.

در پي انتشار خبر فوت «مادام كلود» صاحب مشهورترين روسپي‌خانه فرانسه اسرار زيادي منتشر شد، از جمله اينكه محمدرضا پهلوي از مشتريان ثابت اين محل بوده و عمدتاً در روزهاي جمعه به پاريس سفر مي‌كرد تا در اين مكان به عيش و خوشگذراني بپردازد! هرچند كه قبلاً نيز مي‌شد رد پاي اين مسئله را در اسناد ساواك و دربار يافت، اما انتشار اطلاعات جديد پس از مرگ مادام، ابعاد جديدي از اين داستان را فاش كرده است.

«مادام كلود» كيست؟

«فرنانده گروت» با نام مستعار مادام كلود، پس از جنگ جهاني دوم بزرگ‌ترين و گران‌ترين روسپي‌خانه پاريس را در نزديكي منطقه اعيان‌نشين شانزه‌ليزه داير كرد و در دهه‌هاي 1960 و 1970 به معروفيت بين‌المللي دست يافت، به‌طوري كه نام بسياري از سياستمداران، بازرگانان ثروتمند، ديپلمات‌هاي فرانسوي و خارجي و بعضي از رهبران كشورها در دفتر تلفن سرّي او به جا مانده است.

مادام كلود هرگز در دوران شهرت، اسامي مشتريان خود را فاش نكرد، زيرا مي‌دانست برايش خطر جاني در بر خواهد داشت. از اسامي مشهوري كه وي از آنها نام برده است، مي‌توان به محمدرضا پهلوي، جان اف.‌كندي، جاني آنيلي رئيس شركت فيات، معمر قذافي، موشه دايان، مارلون براندو، ركس هريسون و شاگال نقاش فرانسوي اشاره كرد. بسياري بر اين باور بودند كه مادام كلود از ابتداي سال 1958 در بين قدرتمندان دنيا از جمله وزراي دولت پنجم فرانسه روابط قوي و گسترده‌اي داشت، والا چگونه مي‌توانست روسپي‌خانه علني خود را در مركز پايتخت فرانسه افتتاح كند؟

جواهرات گران‌قيمت، پاداش محمدرضا پهلوي به روسپي‌ها!

از زندگي مادام كلود در سال 1977 يك فيلم سينمايي با بازي فرانسوا فابين ساخته شد. در اين فيلم دختراني كه زير دست مادام كلود بودند مي‌گفتند وي هرگز لحظه‌اي هم با آنها مهربان نبوده است و هيچ ‌يك از آنان حتي يك جمله محبت‌آميز از او نشنيده‌اند.

مادام كلود از زنان و مردان به يكسان متنفر بود و همه را فقط كيف پول مي‌ديد و مي‌گفت: «مردم فقط براي دو چيز هميشه پول خرج مي‌كنند: غذا و سكس و من آشپزي بلد نيستم!»

مادام كلود هر چند بر اساس آموزه‌هاي سفت و سخت كاتوليكي بزرگ شده بود، اما همه آنها را كنار گذاشت و به تن‌فروشي پرداخت و در عرض پنج سال از همه همكارانش پيشي گرفت. خود او اسرار زندگي‌اش را در فيلم مستندي به نام «سكس، دروغ و رازهاي كشور» فاش كرده است.

ويليام استاديم، نويسنده زندگي‌نامه منتشر نشده مادام كلود در كتابش نوشته است كه شاه ايران، پاداش روسپي‌ها را با جواهرات گران‌قيمت مي‌داد. در دهه 70 روسپي‌هاي مادام كلود كه متعلق به كشورهاي مختلف دنيا بودند، شبي بيش از 10 هزار فرانك دريافت مي‌كردند كه 30 درصد آن متعلق به مادام كلود بود.

مادام كلود تا سال 1976 بدون تعقيب قضايي در فرانسه به كارش ادامه داد. نشريه ديلي‌ميل درباره مادام كلود نوشته است: «او به دختران خود افتخار مي‌كرد و هميشه تأكيد داشت از تعابير روسپي و مشتري براي آنها استفاده نشود. همچنين او از محمدرضا شاه پهلوي به عنوان يك دوست نزديك و عضوي از خانواده خود ياد كرده است.»

اين مؤسسه دختري به نام «آنژ» را براي شاه فرستاد كه مورد استقبال يكي از كارمندان وزارت خارجه قرار گرفت و در هتل هيلتون در يك سوئيت سكونت كرد تا در ظرف سه روز آداب مجالست با شاه را به او بياموزند. وقتي شاه آنژ را ديد، به‌قدري از او خوشش آمد كه او را در تهران نگه داشتند؛ اما او زندگي در تهران را دوست نداشت و بعد از شش ماه به‌رغم تهديدی كه حق ندارد ايران را ترك كند، سرانجام موفق شد به كشورش برگردد.

اسدالله علم و راه‌اندازي تشكيلات ويژه براي شهوتراني شاه

پيش از انتشار اين كتاب، اسدالله علم و بسياري از نزديكان شاه شرح شهوتراني‌هاي محمدرضا پهلوي را با تعابير بسيار وقيحانه‌تري در يادداشت‌هاي خود بازگو كرده بودند. از جمله در برهه‌اي كه رابطه يك سياستمدار غربي با يك روسپي اعتراضات گسترده‌اي را در سطح جامعه بر‌مي‌انگيخت و او را زير فشارهاي فراوان قرار مي‌داد، علم با كمال وقاحت در اين كتاب شرح مبسوطي از فحشاي رايج و عادي دربار ايران را ارائه مي‌دهد و مي‌نويسد: شاه حتي به دختري امريكايي كه در شيراز زندگي مي‌كرد چشم طمع داشت كه علم او را از بازتاب بين‌المللي قضيه برحذر داشت. وي تأكيد مي‌كند بارها از فرانسه و ايرلند پروازهاي مخصوص براي آوردن روسپي‌ها انجام مي‌شد و علم شرح كاملي از روابط خود، شاه و وليعهد را با اين روسپي‌ها گزارش مي‌كند.

يكي از داستان‌هاي كتاب خاطرات علم از زبان خود اعليحضرت همايوني شاهنشاه آريامهر! اين است كه سگ يك روسپي فرانسوي دنبال سگ كوچك شاه مي‌افتد. سگ بزرگ و مورد علاقه شاه به سگ زن روسپي حمله‌ور مي‌شود. شاه مي‌خواهد سگ‌ها را از هم جدا كند كه سگ آن زن ماهيچه پاي شاه را به دندان مي‌گيرد به طوري كه زخم عميقي برمي‌دارد و مجبور مي‌شوند پايش را بخيه بزنند.

يك بار هم يكي ديگر از روسپي‌هاي فرانسوي تا مرز ديوانگي پيش مي‌رود و مشكلات عديده‌اي را براي علم درست مي‌كند. علم به شاه يادآوري مي‌كند كه اگر اتفاقي براي روسپي بيفتد، ديگر آبرويي براي او باقي نمي‌ماند. او را به بيمارستان هم نمي‌توانستند بفرستند، چون احمق و پرحرف و بي‌پروا بود. مشكل اين بود كه مادر اين دختر، كارمند يك روزنامه و عضو حزب كمونيست فرانسه بود و هر لحظه امكان داشت خبر اين رسوايي را منتشر كند. علم عكس دخترها را به شاه نشان مي‌داد تا او انتخاب كند. اسدالله علم در خاطرات خود مي‌نويسد كه يكي از وظايف مهم او در مقام وزير دربار ايران به مدت 11 سال، شكار دختران ايراني و خارجي براي بهره‌جويي جنسي شاه بوده است.

در يكي از اسناد به جا مانده از ساواك چنين آمده است:

«در بهمن ماه 1347 مجله اميد ايران عكسي از راهروهاي زيرزميني نيويورك كه در آنجا رجال با يكديگر رابطه جنسي دارند، انداخته كه در ميان آنان، شاه هم ديده مي‌شود.»

فرخ‌رو پارسا، كامل‌كننده عيش شاه

دامنه عيش و عشرت‌هاي لجام‌گسيخته خاندان پهلوي و درباريان به روسپي‌خانه‌ها و دختران امراي ارتش و وزرا محدود نمي‌شد، بلكه حتي دبيرستان‌هاي دخترانه تهران هم از اين آلودگي‌ها مصون نبودند و فرخ‌رو پارسا، وزير بهايي آموزش و پرورش كابينه هويدا هم در اين قضيه نقش بارزي را ايفا مي‌كرد. در اسناد ساواك در‌باره او آمده است: «انتخاب خانم دكتر فرخ‌رو پارسا به معاونت وزارت آموزش و پرورش كه منتسب به بهايي بودن و از فرقه ازلي آن مي‌باشد، انعكاس بسيار بدي در بين فرهنگيان با‌سابقه داشته و آنها را كه عمري به دست و دلپاكي خدمت كرده‌اند، مأيوس نموده و نيز انعكاس اين عمل در بين روحانيون و متعصبين مذهبي با اعتراض مواجه شده و آنها را عصباني نموده است.»

ماجراي دردناك قتل طلا، دختري دبيرستاني، يكي از بي‌شمار فجايع دربار پهلوي است. گيلدا كه شاه به خاطر موهاي طلايي‌اش او را طلا صدا مي‌زد، در واقع به خاطر جاه‌طلبي پدرش طعمه محمدرضا پهلوي ‌شد.

در بخشي از اسناد به جامانده از اداره كل اطلاعات و مطبوعات دربار شاهنشاهي در باره قتل گيلدا توسط ساواك به امر شاه آمده است:

«‌شايد اگر گيلدا نمي‌مرد و در ويلاي مزبور به زندگي خود ادامه مي‌داد، عشق شاه را نيز فراموش مي‌كرد، ولي مرگ اسرارآميز زن جوان اوضاع را زيرو رو كرد. گفته مي‌شود شاه به دنبال اعتراض علياحضرت شهبانو معشوقه خود را رها كرد. ادعا مي‌شود اقدام گيلدا در مورد خريد لباس‌هايي نظير لباس‌هاي شهبانو در پاريس فرمان مرگ او را امضا كرده است. در عين حال بعضي‌ها عقيده دارند انتقال مركز ساواك به پاريس با مرگ گيلدا بي‌ارتباط نيست.

در اين بين ادعاي يكي از همسايگان گيلدا احتمال آن را كه ساواك در مرگ او دست داشته قوت مي‌بخشد. نامبرده ادعا كرده كه دو هفته قبل، دو نفر سياهپوش كه كيفي در دست داشتند به ويلا آمدند و اطراف آن را بررسي كردند. ضمناً نامبرده مي‌گويد ديده است كه آن دو نفر از در عقب وارد ويلا شدند. اكنون در كاخ گلستان سكوتي عميق حكفرماست. هم شاه و هم علياحضرت شهبانو در اين مورد سكوت اختيار كرده‌اند.»

دامنه فساد جنسي شاه كار را بدانجا كشانده بود كه دربار او تبديل به محل دائمي رفت و آمد فواحش خارجي و معشوقه‌هاي داخلي شده بود. او از دوران جواني تا اندكي پيش از مرگ دست از زنبارگي برنداشت. رفتار جنون‌آميز جنسي شاه البته بي‌تأثير از آموزه‌هاي مادرش نبود، زيرا مادرش همواره به او سفارش مي‌كرد كه از هر چمني گلي بچيند و برود.

علي شهبازي، افسر گارد شاهنشاهي و سرتيم محافظ شاه كه تا پايان عمر او را تركش نكرد، در خاطرات خود به تشكيلات عريض و طويلي كه براي ارضاي شهوت لجام‌گسيخته شاه تأسيس شده بود اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: «از وقتي كه علم وزير دربار شد، در وزارت دربار تشكيلاتي ويژه براي سرگرمي شاه درست كرد كه اعضاي آن سازمان عبارت بودند از: خود علم، افسانه رام، سيروس پرتوي، امير متقي، ابوالفتح آتاباي، كامبيز آتاباي، هرمز قريب، سليماني، سرهنگ جهانباني، عباس حاج‌فرجي، حسين حاج‌فرجي، ابوالفتح محوي، خانم آراسته و سرهنگ اويسي، تعدادي خارجي هم با آنها همكاري داشتند. اين تشكيلات بودجه سرسام‌آوري داشت و كارش اين بود كه خانم‌هاي شوهردار و دختران بخت برگشته يا همسران و دختران كساني را كه مي‌خواستند مقامي بگيرند، براي شاه بياورند.»

حسين فردوست، مهره ديگر تشكيلات ويژه

حسين فردوست، شمس، علم، اشرف، عبدالرضا و هوشنگ دولو نيز مأموريت داشتند زنان خوش‌تيپ و اروپايي مسلك را به شاه معرفي و آپارتمان‌هايي را در تهران براي آنها دست و پا كنند تا شاه بتواند با زنان جوان خلوت كند.

‎مشهورترين معشوقه شاه در اين دوره، پروين غفاري دختر 17 ساله ميرزا حسين غفاري همداني از كارمندان مجلس شوراي ملي بود كه قدي بلند و موهاي بور داشت. نخستين بار فردوست در باشگاه افسران با او و مادرش آشنا شد و چون سليقه شاه را مي‌دانست او را به شاه معرفي كرد. پروين غفاري به دربار راه پيدا كرد و به خيال ملكه شدن حامله شد، اما شاه او را مجبور كرد كه توسط پروفسور عدل دوست شاه سقط جنين كند. سپس در خيابان كاخ و در نزديكي كاخ مرمر براي او خانه خريد تا به او نزديك باشد. پس از مدتي هم از دربار رانده شد.

از ملكه مادر نقل شده است كه: «محمدرضا در برابر دختران موطلايي تسليم محض بود. يك بار كه در جواني با هواپيماي آلماني مسافرت مي‌كرد عاشق مهمانداران موطلايي هواپيمايي لوفت‌هانزا شد... همين مسئله تا مدت‌ها موجب بدبختي محمدرضا شد. پول‌هاي زيادي را صرف مهمانداران لوفت‌هانزا مي‌كرد و يك قسمت از دربار مسئول دعوت و پذيرايي از مهمانداران بود.»

هوسراني‌هاي شاه به همين حد هم محدود نشد و در مسافرت‌هايش به امريكا هم زن‌هاي متعددي را مي‌ديد كه دولو به او معرفي مي‌كرد. او كم‌كم به ستاره‌هاي سينما و ملكه‌هاي زيبايي علاقه‌مند شد و با هزينه‌هاي سرسام‌آوري به مراد مي‌رسيد.

فردوست در خاطراتش مي‌نويسد: «در مسافرت شاه به نيويورك من دو نفر را به محمدرضا معرفي كردم. يكي گريس كلي بود كه در آن زمان آرتيست تئاتر بود و دو بار با او ملاقات كرد و محمدرضا به او يك سري جواهر به ارزش حدود يك ميليون دلار داد. اين زن بعداً همسر پرنس موناكو شد... نفر دوم يك دختر امريكايي ۱۹ ساله بود كه ملكه زيبايي جهان بود... او چند بار با محمدرضا ملاقات كرد و به او نيز يك سري جواهر داد كه حدود يك ميليون دلار ارزش داشت.»

معروف‌ترين معشوقه‌ شاه در اين دوره گيتي خطير بود كه در آستانه ازدواج با فرح با دريافت حدود يك ميليون تومان پول نقد و همين ميزان جواهرات به رم رفت.

شاه تا آخرين لحظات عمر نيز دست از هرزگي برنداشت. احمدعلي انصاري دوست وفادار و همراه شاه مي‌گويد: «تا زماني كه حالش به وخامت گراييد هنوز همان روحيه زنبارگي را حفظ كرده بود.»

اين بخشي از هرزگي‌هاي شاه و دربار پهلوي است كه در كنار مفاسد اقتصادي، سرسپردگي‌هاي بلاشرط و مفاسد گوناگون اين خاندان فاسد، علل پيدايي اعتراضات گسترده مردمي و تكوين انقلاب اسلامي را نشان مي‌دهد. عجيب است كه عده‌اي هنوز هم مي‌كوشند سبك زندگي به شيوه دربار پهلوي را احيا كنند و با وقاحت تمام در صدد تبرئه كساني هستند كه افراط جنون‌آميز آنان در انجام تبهكاري‌هاي متعدد، جايي براي اما و اگر باقي نگذاشته است.

غیر قابل انتشار: ۸
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۷
مهرناز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۳ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۲
11
18
اطرافیان محمد رضا"نقطه ضعف وارتباط
بیمارگونه او با زنان را درک کرده بودند.به
این وسیله با تیکه گرفتن برای شاه "اورا
سرگرم وهر روز بیشتر در منجلاب خودش فرو می بردند"تا از فرصت های بدست امده "دامنه فساد مادی واخلاقی خود را کسترش دهند.
سیدمجتبی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۵
14
20
علت مرگ شاه استفاده بیش از حد داروهای جنسی بوده است
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۹ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۵
3
18
خداروشکر که گذر زمان همه چیز را برملا میکند!
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۵
3
14
خداروشکر که گذر زمان همه چیز را برملا میکند!
هاشم
|
Germany
|
۰۲:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
20
17
دروغ اگه حناق می‌اورد الان دیگه کسی نبود تا این ها رو بنویسه.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۰۵ - ۱۴۰۳/۰۳/۰۵
حالا تو دوست نداری باور کنی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۵۲ - ۱۴۰۰/۰۴/۱۹
2
7
منوچهر رزم آرا وزیر بهداری پهلوی تاکید میکرد که علت سرطان شاه استفاده زیاد از دارو های تقویت جنسی بوده
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار