همين ديروز شنيدم در دنيا حالا صورت آدمها را اسكن ميكنند تا احراز هويتشان راحتتر شود. اما در اينجا اين همه زور زدهاند تا بفهمند يك سيمكارت را به چه كسي فروختهاند، دست آخرش دست به دامان مردم ميشوند! يعني آدم ميماند كه آن 10 نفر از 10 وزارتخانه و نهاد و قوه و باتري چه ميكنند كه نميتوانند جلوي پيامكهاي «شما برنده شدهايد و حساب بانكي خود را بدهيد تا ما آن را خالي كنيم» را بگيرند! حالا پيامكهاي ديگر مثل ارسال ماساژور در تايلند آموزش ديده به مكان و فروش فلان و بهمان چيز كه جاي خود دارد!
اولاد آدم اگر چه دارد سعي ميكند معناي ليبراليسم اقتصادي و دموكراسي مخابراتي را بفهمد اما نميداند كه چرا يك جاي كار هميشه بايد بلنگد؟ البته اينكه بالاخره مدير كل بازرسي عملكرد و پاسخگويي به شكايات شركت مخابرات پا وسط گليم خودشان گذاشته و از مردم خواسته كه گليم مخابرات را از آب بيرون بكشند، جاي بسي اميدواري دارد. ايشان فرمودهاند كه در خصوص اين نوع پيامكها بايد به افزايش آگاهي عمومي مبادرت شود!آنهايي هم كه ناآگاه باقي ماندند اگر مورد سوءاستفاده قرار گرفتند بروند دادگاه! به ما چه! از ما گفتن بود. نبود؟(لابد اگر رويش ميشد، ميگفت: امتياز نمايندگي رسمي اپل فراتحريمي عموسام كه نيست كه ما مسئول ارزش افزودهاش باشيم....، بگذريم!
اولاد آدم مانده است كه در آن جلسات متعدد «كميته 10 نفره و «شوراي عالي فضاي مجازي كه در طول يكسال گذشته تشكيل شده آيا غير ازخوردن صبحانه كاري و ناهار كاري و شام كاري چه كردهاند؟
اولاد آدم مانده است كه...
گيجتان نكنم اول هفتهاي! «گروه 10 نفره» بعد از خوردن صبحانه كاري حوالهتان ميدهند به «شوراي عالي فضاي مجازي». آنها هم بعد از خوردن صبحانه كاري حوالهتان ميدهند به «مركز ملي ارتقاي محتواي مركز ملي فضاي مجازي». آنها هم بعد از خوردن صبحانه كاري ميگويند اول ناهار بخوريم بعد... اصلاً بياييم يك كار ديگر بكنيم؛ ما «كميسيون عالي ارتقاي محتواي مركز ملي فضاي مجازي» را راه مياندازيم. بعد آنها بيايند و آييننامه ساماندهي پيامكها را بدهند. اولاد آدم: خب حالا بالاخره فهميديد كه ليلي زن است يا مرد؟ اصلاً فهميديد كه چرا مديركل بازرسي عملكرد و پاسخگويي به شكايات شركت مخابرات گفته مردم بايد خودشان عاقل باشند! ميخواهيد چندتا دفتر و دستك ديگر هم راه بيندازيم، شايد فرجي شد! خجالت نكشيد تازه دارد داراييهاي پسا تحريمي ميرسد، ميتوانيم بعد از شام كاري در اين مورد، چند تا گروه كاري ديگر هم تأسيس كنيم. بعد باز سال ديگر مصاحبه ميكنيم و ميگوييم بايد مردم آگاه بشوند. از دست اين مردم ناآگاه!
تبصره: البته واضح و مبرهن است آن پيامكهايي كه از خود مخابرات بيرون ميزند و ميگويد «بياييد مسابقه و ببريد و برديد و نوش جانتان» اگر مردم در مورد آنها آگاه نشدند هم اشكالي ندارد. مگر قديمها كه بليت بخت آزمايي ميفروختند، همه ميخريدند و برنده ميشدند كه حالا همه در مسابقات پيامكي مخابرات شركت كنند و برنده شوند.