کد خبر: 689872
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۹
احمد دست ندارد و فاطمه پا

احمد و فاطمه هر دو ۲۶ سال دارند اما احمد دو دست ندارد و فاطمه دو پا. احمد با دستاني كه ندارد حياط خانه را آبياري مي‌كند، جارو مي‌كشد، خانه را مرتب مي‌كند و فاطمه هم روي صندلي چرخدار براي شوهرش آشپزي مي‌كند، ظرف‌ها را مي‌شويد و گردگيري مي‌كند....

اين زوج معلول در گوشه‌اي از آسايشگاه كهريزك و در شهركي مسكوني كه قطعه‌اي از بهشت ناميده مي‌شود، زندگي مي‌كنند؛ شهركي كه با خانه‌هايي يك شكل درست شده و بيش از ۴۵ زوج معلول سال‌هاست در آنجا سكونت دارند و زندگي مشتركشان را در سايه همدلي و صميميت سپري مي‌كنند.

احمد نقاشي مي‌كند، در معرق كاري استاد است و در اجراي تئاتر و خواندن در نوع خودش بي‌نظير. فاطمه هم همين طور. او هم اهل هنر است و ذوق هنري دارد. احمد از روزگار كودكي خود اينگونه مي‌گويد: «پدر و مادرم مرا به بهزيستي سپردند و كودكي من در شيرخوارگاه گذشت. از همان ابتدا فهميدم كه جز خدا هيچ كس را ندارم اما حالا با وجود فاطمه همه چيز دارم. »

احمد دست ندارد اما حلقه ازدواجش را با زنجير به گردنش آويخته تا پيوندش را با همسرش محكم‌تر كند. او عاشق همسرش است و مي‌گويد: «چهار سال پيش، صبح يك روز پاييزي وقتي داشتم به كلاس مي‌رفتم فاطمه را ديدم كه توي آسايشگاه روي ويلچر نشسته بود. وقار و سنگيني‌اش توجهم را جلب كرد و اين بود كه توسط يكي از دوستانم از او خواستگاري كردم. » اما فاطمه چه چيزي در احمد ديد كه به خواستگاري او جواب بله گفت؟ فاطمه مي‌گويد: «وقتي غرور مردانه‌اش را ديدم، نتوانستم جواب رد بدهم. حالا هم از اينكه در كنار شوهرم و با امكاناتي كه آسايشگاه كهريزك برايمان در نظر گرفته، راحت زندگي مي‌كنم بسيار خوشحالم. »

احمد همه زندگي‌اش را سرشار از اميد مي‌داند؛ به ويژه از وقتي كه با فاطمه عهد زناشويي بسته است. احمد مي‌گويد: «وقتي حتي دو تا انگشت پا داري و با آن مي‌تواني كار كني يا دو تا چشم داري كه مي‌تواني زيبايي‌هاي زندگي را ببيني، يعني هستي و اين بودن يعني اميد. »

احمد از اينكه معلول است اصلاً ناراحت نيست. خودش مي‌گويد: «اتفاقاً خيلي هم خوشحالم. احساس مي‌كنم پيش خدا رو سفيدم. خدا من را خيلي دوست دارد. محال است از او چيزي بخواهم و ندهد. وقتي مي‌دانم خدا وجود دارد و پناه من است، چرا اميدوار نباشم؟ همه مي‌گويند «خدا» اما من معتقدم «خود آ» كافي است تا خودت را بشناسي و يك آه از ته دل بكشي. آن وقت خيلي راحت حضور خدا ‌ را از نزديك حس مي‌كني.»

فاطمه هم گفته‌هاي همسرش را تأييد مي‌كند و ادامه مي‌دهد: «معلوليت شايد سخت باشد اما محدوديت نيست. البته مقوله ازدواج در افراد معلول موضوع مهم و پيچيده‌اي است چراكه پيدا كردن يار و همراه زندگي كه شرايط تو را به عنوان يك معلول بپذيرد، بسيار مشكل است اما در زندگي مشترك خيلي از اين محدوديت‌ها به چشم نمي‌آيد و براي زن و شوهر فارغ از معلوليتشان فرصتي براي تجربه‌هاي تازه و لذت‌بخش است. »

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار