جوان آنلاين: اين روزها عراق و سوريه همچنان از كانونهاي اصلي تحولات جهاني است بگونهاي كه مسائل مهمي همچون بحران داخلي آمريكا و جنايات و اشغالگري صهيونيستها در حاشيه قرار گرفته است. گروههاي تروريستي به عنوان پياده نظام غرب در حالي به بحران سازي در جهان اسلام ميپردازند كه همزمان زمينه را براي دوري افكار عمومي از دشمن اصلي جهان يعني آمريكا و رژيم صهيونيستي فراهم ميسازند. اين شرايط در حالي بر منطقه حاكم است كه وزراي خارجه ائتلافي موسوم به ائتلاف ضدداعش در روزهاي آتي در بروکسل گردهم ميآيند. اين نشست با محوريت آمريکا در حالي برگزار ميشود که يک سئوال اساسي مطرح است و آن اينکه دليل برگزاري اين نشست چيست و پاسخ به اين پرسش را در تحولات اخير منطقه ميتوان جستجو کرد.
از يک سو کارنامه ائتلاف آمريکايي نشان ميدهد که کارکردي در مبارزه با داعش نداشته و حتي به حمايت از آنها پرداختهاند چنانکه اسناد نشان ميدهد آمريکا 5 محموله تسليحاتي براي داعش از طريق هوايي ارسال کرده است.
رفتارهايي که اعتراضهاي جهاني به آمريکا و متحدانش را در پي داشته است. در نقطه مقابل مبارزان واقعي با تروريسم يعني جبهه مقاومت شامل جمهوري اسلامي ايران، سوريه عراق و حزبا... لبنان گامهاي بسياري براي برقراري امنيت در منطقه برداشته و جهانيان آنها را ناجي امنيت بينالمللي ميدانند در نهايت نيز طرح غرب براي سرنگوني نظام سوريه ناکام مانده و هر روز شکستهاي جديدي در ائتلاف ضدسوري ايجاد ميشود.
با توجه به اين شرايط ميتوان گفت که نشست بروکسل با چند هدف برگزار ميگردد. نخست آنکه آمريکا به بهانه مبارزه با تروريسم به دنبال سرکيسه کردن کشورها است چنانکه در طول 13 سال جنگ افغانستان اين حربه را به کار برد. فروش تسليحات به کشورها و نيز هزينه تراشي براي کشورها به ويژه کشورهاي عربي به بهانه مبارزه با تروريسم از اهداف اين نشست است تا شايد کمکي به اقتصاد ورشکسته آمريکا باشد.
دوم آنکه آمريکا با برگزاري چنين نشستهايي در حالي سعي دارد تا رهبري خود بر جهان را القاء سازد که همزمان به دنبال توجيه سياستهاي آمريکا در منطقه پنهانسازي نقش منفي ائتلاف ضدداعش ميباشد. نشست بروکسل طرحي تبليغاتي است تا براساس آن ضمن کمرنگ ساختن نقش مردم و ارتش سوريه و عراق در مبارزه با داعش و اهميتزدايي از اقدامات ايران و حزبا... در برقراري امنيت منطقه و جهان، نقش آمريکا برجسته شود. به عبارتي ديگر آمريکا در حال ساخت جايگاهي جهاني براي خويش است تا ناکاميهاي جهاني و البته نقش خود در ايجاد و گسترش تروريسم را پنهان سازد سوم آنکه آمريکاييها همچنان تاکيد دارند که سرنگونسازي نظام سوريه و تشکيل دولت دستنشانده از اهداف آنان است و گروههاي تروريستي و حاميان عربي و غربي آنها نيز مهرههايي براي اين رويکرد هستند. آمريکا در حالي در اين عرصه تنها مانده که با برگزاري اجلاس بروکسل سعي دارد تا چنان وانمود سازد که در قبال طرحهايش اجماع جهاني وجود و همگان خواستار سرنگوني نظام سوريه هستند حال آنکه حاضران در اين نشست صرفا معدود کشورهايي هستند و ديدگاه آنها ديدگاه جامعه جهاني نميباشد. با توجه به اين شرايط ميتوان گفت که نشست بروکسل صرفا يک ظاهرسازي براي پنهانسازي چهره بحرانساز آمريکا و نيز انحراف افکار عمومي از بحرانهاي داخلي آمريکا و جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي ميباشد که براي توجيه بحرانسازيهاي آينده آمريکا صورت ميگيرد.
بسياري از ناظران سياسي بر اين امر تاکيد دارند که اين نشست در نهايت محکوم به شکست است چرا که اولا کشورهاي حاضر در ائتلاف ضدداعش هيچ کدام ارادهاي براي مبارزه ندارد و در اصل خود عامل و تقويتکننده آن ميباشند چنانکه هيلاري کلينتون وزير خارجه سابق آمريکا رسما بر نقش کشورش در ايجاد داعش اذعان کرده است و از سوي ديگر جو بايدن معاون اوباما نيز بر نقش کشورهاي عربي در تقويت داعش اعتراف داشته است.
نکته ديگر آنکه ائتلاف آمريکايي تاکنون گامي براي مبارزه با داعش برنداشته و اگر هم تحولي در اين حوزه صورت گرفته نتيجه وحدت ملي عراقي و سوري و عملکردهاي جبهه مقاومت منطقه است. نکته مهم ديگر آن است که آمريکا با برجستهسازي نشست بروکسل سعي دارد تا چالشهاي داخلي خود را پنهان ساخته و چنانکه بارها تاکيد کرده امنيت رژيم صهيونيستي را تامين نمايد. تاکيد بر منافع و امنيتي صهيونيستها يعني استمرار بحران در منطقه چرا که ثبات منطقه برابر با افزايش مقاومت منطقه و جهان عليه رژيم صهيونيستي حال آنکه بحران زمينه دوري جهان از جنايات اين رژيم چنانکه نمود آن را در عملکردهاي اشغالگرايانه اين رژيم در اراضي اشغالي ميتوان مشاهده کرد. در مجموع مي توان گفت كه نشست بروكسل براي فريب جهان است كه نه تنها دستاوردي براي عراق و سوريه و امنيت منطقه ندارد بلكه زمينه ساز بحرانهاي جديد براي آنان خواهد شد.