توافق 24 نوامبر 2013 در ژنو در حالي در وين براي بار دوم تمديد شد كه ابعاد جديدي از الزامات الحاقي هم ميان طرفين براي ترسيم آينده مذاكرات و دستيابي به يك توافق جامع شكل گرفته است. از اين منظر، توافق موقت 2، با توافق وين 1 تفاوتهايي بارز دارد كه ميتوان برخي از ابعاد آن را برشمرد:
اولاً تمديد 1 و 2 وين، تعميم گام اول برنامه اقدام مشترك براي يك دوره زماني ديگر هستند. از اين منظر، اين دو توافق مبناي خود را از همان مفادي ميگيرند كه در گام اول اين توافق سه مرحلهاي مقرر شده است. با اين حال، تمديد اول در وين، يكدست بود به طوري كه ايفاي تعهدات به صورت زمان بندي شده در طول اين دوره تكميل گرديد. اما تمديد 2، دو لايه است. به طوري كه طرفين چهار ماه را صرف «توافق بر سر كليات و چارچوب توافق» خواهند كرد و سه ماه بعدي را در صورت موفقيت آميز بودن لايه نخست، به توافق بر سر جزئيات اختصاص خواهند داد.
ثانياً توافق 2 وين، بيشتر به تمديد شباهت دارد. زيرا الزامات سياسي جديدي براي طرفين وضع نشده و اعتبار نظام قبلي براي مدتي هفت ماهه استمرار يافته است. به تعبير ديگر، در توافق موقت 1، ايران براي دستيابي به بخش اندكي از درآمدهاي مسدود شده خود ناگزير شد تعهداتي جديد را در دو محور كمابيش مهم (تبديلسازي اكسيد اورانيوم غني شده 20 درصد به صفحات سوختي و رقيقسازي اورانيوم زير 2 درصد موسوم به Tale) بپذيرد. اما در تمديد 2، تعهد جديدي بر ايران بار نشده است.
با توجه به اينكه طرفين تأكيد كردهاند چهار ماه اول دوره تمديد جديد را به توافق بر سر كليات و چارچوب كلي اختصاص دادهاند، پرسشي كه به صورت قطع مطرح ميشود اين است كه سرنوشت ديدگاهها و ارزيابي هايي كه طرفين طي يك سال گذشته در مورد «حصول تفاهم كلي و تعيين بسياري از جزئيات توافق جامع در حد 95 درصد» از اين سند مطرح كرده بودند، چه خواهد شد؟
در اين زمينه، چند برداشت وجود دارد:
اول: وقتي طرفين از گفتوگوي چهار ماهه بر سر «چارچوب» سخن ميگويند، معلوم است كه اين چارچوب كه جزئيات توافق جامع بر پايه آنها استوار ميگردد، چيزي غير از چارچوبهاي توافق شده قبلي است. در غير اين صورت، صرف مدت چهار ماه براي همين مقوله، موضوعيت و توجيهي نخواهد داشت.
در صورتي كه اين برداشت صحيح باشد، بخشهاي دوم و سوم برنامه اقدام مشترك ژنو كه به گامهاي مياني و عناصر اساسي گام نهايي اختصاص يافته، نسخ شده و با توافق اخير وين، قرار است با مذاكرات جديد و گفتوگوهاي مجدد، چارچوب جديدي تعريف و مسير مذاكرات آينده بر همين اساس تعبيه شود.
دوم: منظور از چارچوب، همان چيزي است كه در توافق 24 نوامبر آمده است. اما در كنار تمديد هفت ماهه توافق موقت، طرفين به تكميل و اتمام يا نهاييسازي آن چيزي خواهند پرداخت كه تمامي تلاشهاي به عمل آمده در مذاكرات اخير وين هم نتوانست به تحقق آن منجر شود. بنابراين، مسير همان مسير قبلي و چارچوب نيز همان چارچوبي است كه در نوامبر 2013 تعريف گرديده است. به تعبير ديگر، طرفين بر برنامه اقدام مشترك متكي و پايبند هستند.
نهايت، اينكه براي نگارش بيانيه 9 جملهاي ظريف- اشتون، چندين ساعت (به يك تعبير، حدود هفت ساعت) وقت صرف شده. ديدگاه نخست را تقويت ميكند. بر اين اساس، نگراني طرفين و احتياط آنها براي عدم افشاي محتواي توافقهاي احتمالي اخير يا آنچه در اين بيانيه به عنوان «پيشرفتهاي صورت گرفته» تلقي شده و جان كري آن را «پيشرفتهاي اساسي» يا substantial progress عنوان نموده، به تنهايي نميتواند دليلي براي چنين دشواري در متننويسي يك بيانيه اخباري باشد. علي اي حال، اين بيانيه دو نكته ديگر را نيز در بردارد: اولاً عبارتي دائر بر تكميل فرآيندهاي مقرر در برنامه اقدام مشترك ژنو مورد استفاده قرار نگرفته است؛ ثانياً آژانس پا به پاي توافقهاي طرفين به نظارتهاي خود بر برنامه هستهاي ايران ادامه ميدهد. در نهايت، اين ابهامات مادامي باقي است كه اطلاع درست از جزئيات توافقهاي حاصله در مذاكرات اخير وجود نداشته باشد.