اگر كل كتب علوم مديريت را مورد بررسي قرار دهيم، متوجه ميشويم كه اين نوع مديريت كه برگرفته از غرب است عمدتاً بر پايه سود و زيان مادي فرد يا گروه بنا شده است، اين در حالي است كه چنين نگرشي با آموزهها و ارزشهاي اسلام ناب محمدي و همچنين انقلاب اسلامي در تعارض است، از همين رو جا دارد مديريتي تحت قالب تفكر بسيجي كه بر آمده از ارزشهاي اسلامي است پا در عرصه علوم مديريت بگذارد. البته از اقتصاد سرمايهداري كه تنها به افزايش بيقيد و شرط سود ميانديشد، طبيعي است كه علوم مديريتي بر پايه همين انديشه ظهور و بروز كند؛ علوم مديريتي كه گاه و بيگاه براي رشد سودآوري بايد عدالت را زير پاي اين آرمان مادي خود قرباني كند و نتيجه اين ديدگاه همان ميشود كه بيخ گوش نماد نظام سرمايهداري يعني امريكا جنبشي تحت عنوان نهضت وال استريت شكل بگيرد و در تقابل با مديران اين كشور پيوسته به مبارزه بپردازد.
حقيقت آن است كه ديدگاه صرفاً مادي در حوزه مديريت، قدرت حل مسائل كشورها و در كل دنيا را ندارد و شواهد نشان ميدهد كه كشورهاي اسلامي كه اين نوع مديريت را مشي خود قرار دادهاند، نتوانستهاند در هيچ يك از زمينههاي مادي نيز به جايي برسند، حال چه رسد به موارد ارزشي. از اين رو جا دارد انقلاب اسلامي، مديريتي را كه تحت عنوان نگرش بسيجي، مسائل و مشكلات پيش روي كشور را از بدو تشكيل انقلاب تا كنون حل و فصل كرد در داخل و خارج از كشور اشاعه و توسعه دهد. شايد امروز كه كشور در تنگناي ناشي از تحريمهاي ناعادلانه غرب قرار گرفته است، برخي از مديران كه بر حل مسائل اقتصادي با تكيه بر توان داخلي و روحيه بسيجيگري اعتقادي ندارند، كمي به عقب باز گردند و دوره جنگ تحميلي ايران و عراق را مرور كنند تا ببينند نگرش مديران بسيجي چگونه توانست اين جنگ و در كل انقلاب اسلامي را از گردنهها و تنگناها عبور دهد و پيروزيهاي مكرر را براي كشور به بار آورد.
نكته قابل ملاحظه آن است كه در هيچ يك از مكاتب اقتصادي، نهادي چون بسيج براي كمك به بهبود شرايط اقتصادي كشور و به ويژه بهبود اقتصاد مستضعفان وجود ندارد، اين در حالي است كه انقلاب اسلامي براي بهبود شرايط در هر زمينهاي از اين پتانسيل عظيم برخوردار است.
شايد بد نباشد به يكي از بيانات مقام معظم رهبري در خصوص حضور بسيج در بزنگاههاي حساس كشور اشارهاي داشته باشيم، ايشان ميفرمايند:«بسيج يعني به صحنه آمدن و به ميدان آمدن. چه ميداني؟ ميدان چالشهاي حياتي و اساسي. ميدانها و چالشهاي اساسي زندگي چيست؟ فقط آن وقتي است كه به كشوري حمله شود و مردم آن كشور به صحنه بيايند تا از مرزهاي خودشان دفاع كنند؟ البته كه نه. اين فقط يكي از موارد به ميدان آمدن است. آن وقتي هم كه هويت ملي و سياسي يك ملت مورد مناقشه قرار ميگيرد، جاي به ميدان آمدن است. آن وقتي هم كه احساس بشود پايههاي يك زندگي مطلوب و عادلانه در كشور احتياج به تلاش دارد تا ترميم يا استوار شود، جاي به ميدان آمدن است. آن وقتي هم كه جبهههاي فكري و فرهنگي دنيا براي تسخير ملتها با ابزارهاي فوق مدرن ميآيند تا ملتي را از سابقه و فرهنگ و ريشه خود جدا كنند و بهراحتي آن را زير دامن خودشان بگيرند، جاي به ميدان آمدن است. همه اينها انسانهايي را ميطلبد كه نياز را احساس كنند.» (5 خرداد 1384)
حال كه در هفته بسيج قرار داريم بايد زمينه خودباوري در برخي از مديران دولتي كه اعتقاد چنداني به حل و فصل مسائل اقتصادي و غير اقتصادي از طريق به كارگيري نگرش بسيجي در مديريت ندارند، احيا و نهادينه شود. نكته جالب در رابطه با مشي بسيج آن است كه اين نهاد بدون اخذ كوچكترين هزينهاي و تنها في سبيل الله در كارها مشاركت ميكند، اين در حالي است كه در هيچ يك از مكاتب اقتصادي چنين نهادي وجود ندارد تا براي حل و فصل مسائل بخواهند از اين نهاد كمك بگيرند. اگرچه تكتك افراد كشور براي حل مشكلات كشور مسئول هستند اما از آنجايي كه حلقه واسط بين عوامل توليدي چون نيروي انساني، سرمايه و... مديريت است و از آنجايي كه اكثر نيروي انساني ادارات نيروهاي زحمتكش، مؤمن و معتقد به انقلاب اسلامي هستند، اگر مديران شرايط را فراهم كنند و سيستم زمينه لازم را براي خدمت آنها فراهم كند، به طور قطع و يقين بسيجيوار تلاش ميكنند و در اين رهگذر مديريت بسيجيوار و انقلابيوار رشد و توسعهاي براي كشور رقم خواهد زد كه عليالقاعده در هيچ يك از مكاتب اقتصاد غربي و شرقي چنين رشد و توسعهاي ديده نشده است.
از اين رو، اجراي سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي ابلاغي از سوي مقام معظم رهبري با مديريتي بسيجيوار ميتواند اقتصاد ايران را براي هميشه از قالب تحريمپذير بودن خارج و زمينه رشد و توسعه اقتصادي بدون فاكتورهاي مدنظر در مكاتب اقتصادي غرب و شرق را نيز فراهم آورد كه اين امر خود ميتواند زمينهساز يك مكتب اقتصادي جديد در دنيا شود.