پس از آن متهم در جايگاه حاضر شد و گفت من به برادرم علاقه زيادي داشتم. ما رابطه خوبي با هم داشتيم و كمتر پيش ميامد كه با هم مشاجره كنيم. چند ماه قبل از حادثه برادرم به مصرف مواد اعتياد پيدا كرد و من او را به كمپ بردم و بسترياش كردم تا سلامتش را به دست بياورد. روز حادثه برادرم همراه شهره، دختر مورد علاقهاش وارد خانه شد. ما با هم مشروب خورديم و حالمان بد شد. در همان وضعيت به شهره حرفي زدم كه برادرم ناراحت شد و با من درگير شد. سرم را گرفت و به ديوار كوبيد. خواستم خودم را از دست او نجات دهم. چاقويي برداشتم و ضربهاي به او زدم كه سرانجام فوت شد.
مادر مقتول هم به دادگاه گفت حميد پسر خوبي است و بعد از حادثه تعجب كردم كه چطور مرتكب اين كار شده است. او هميشه در كارها به من كمك مي كرد. حالا هم درخواست ميكنم آزاد شود. هيات قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند و حميد را به سه سال حبس محكوم كردند.
انكار قتل
بعد از ختم اولين جلسه، نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و در توضيح دومين پرونده گفت از آنجا كه اولياي دم صغير هستند رييس قوه قضاييه از طرف آن ها دخواست صدور حكم ديه كرده است، بنابراين درخواست ميكنم تا متهم كه بهادر نام دارد از جنبه عمومي جرم مجازات شود.
يكي از خواهران متهم گفت حادثه پنج سال قبل اتفاق افتاد آن روز وقتي وارد خانه شدم ديدم كه برادرم بهمن زخمي شده است. علت را كه پرسيدم گفت با بهادر درگير شده و او را مجروح كرده است. خواستيم بهمن را به بيمارستان منتقل كنيم اما مانع شد و گفت ماموران بهمن را بازداشت ميكنند و او راضي نيست. عصر آن روز اما حالش بدتر شد و او را به بيمارستان برديم. بهمن اصرار ميكرد تا از بهادر شكايت نكنيم و رضايت بدهيم او را به حبس نبرند.
پس از آن متهم در جايگاه حاضر شد و اتهامش را انكار كرد. او گفت من اصلا مرتكب قتل نشدهام. نمي دانم چرا اين حرفها مطرح شده است. هيات قضايي بعد از پايان جلسه وارد شور شدند.