
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه پنجشنبه، 22 آبان ماه زن ميانسالي به اداره پليس رفت و از ناپديد شدن ناگهاني شوهرش خبر داد. وي گفت: شوهرم كه شايان نام دارد صاحب نمايشگاه بزرگ خودروهاي خارجي است. امروز صبح او خودروي خودش را كه شاسيبلند است به من داد و با خودروي مزدا 3 من از خانه بيرون رفت. بعد از آن هرچه با گوشي او تماس گرفتم خاموش بود. از آنجا كه شوهرم سرمايه زيادي دارد احتمال ميدهم او را ربوده باشند. با طرح شكايت، پرونده به دستور قاضي جمشيدي، بازپرس ويژه قتل تهران در اختيار تيم زبدهاي از كارآگاهان مبارزه با آدمربايي پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در نخستين گام، شماره پلاك مزدا را در اختيار گشتهاي پليس قرار دادند. كارآگاهان در بررسيهاي تخصصي دريافتند شايان از مدتها قبل با زن جواني به نام شهره ارتباط تلفني دارد. تحقيقات بعدي هم نشان داد شايان روز حادثه در نزديكي خانه شهره در يكي از مناطق شمالي پايتخت ديده شده است. بنابراين شهره و شوهرش فرامرز به عنوان مظنون بازداشت شدند. فرامرز در نخستين بازجوييها به قتل شايان با همدستي همسرش اعتراف كرد. وي گفت: مهرماه سال قبل متوجه شدم همسرم خيلي ناراحت است. كنجكاو شدم و خواستم مشكلش را با من درميان بگذارد. همسرم وقتي با اصرار من مواجه شد گفت چند ماه قبل مردي كه او را ميشناسد وارد خانه شده و به او تعرض كرده است. پس از آن تصميم گرفتم همسرم را به قتل برسانم اما وقتي اصرار به بيگناهي كرد حرفش را باور كردم. بعد از آن هم درباره ماجرا تحقيق كردم و متوجه شدم شايان به زور وارد خانهام شده است.
4 ماه نقشه براي قتل مرد نمايشگاهدار
متهم ادامه داد: بعد از آن شماره تلفن همراه جديدي گرفتم و با آن به نام همسرم به شايان پيامك دادم و او هم هر بار جواب پيامكهايم را داد تا اينكه روز پنجشنبه او را به خانهام كشاندم. وقتي شايان وارد خانه شد با ميلهآهني كه در دستم بود از پشت سر به او ضربه زدم. وقتي ضربه به سرش اصابت كرد تازه فهميده بود در چه دامي گرفتار شده است. او به طرف همسرم حمله كرد اما من مقابلش ايستادم و اين بار پنج ضربه ديگر به سرش زدم تا اينكه فوت شد. بعد جسد را داخل گوني گذاشتم و به خودروي خودش منتقل كردم و خودرو را در بزرگراه رسالت رها كردم.
اقرار شهره
شهره هم در بازجوييها گفت: يك سال قبل با زن جواني آشنا شدم و درباره كارهاي خانگي با هم حرف زديم. او گفت مدتي است مردي به نام شايان براي او كار خانگي ميآورد. از آنجايي كه من هم در خانه حوصلهام سر رفته بود خواستم براي من هم كار خانگي فراهم كند براي همين شماره شايان را به من داد.
چند روز بعد با شايان تماس گرفتم و او به خانه ما آمد اما با خودش كار نياورده بود. او چند روز بعد براي دومين بار به خانه ما آمد. وقتي متوجه شد در خانه تنها هستم به زور تعرض كرد و گريخت. پس از اين او هر چند وقت يكبار تلفني مرا تهديد ميكرد تا اينكه موضوع را به شوهرم گفتم. وي درباره روز حادثه گفت: بعد از اين شوهرم تصميم گرفت از او انتقام سختي بگيرد، يك روز قبل از حادثه با مقتول قرار گذاشتم. روز پنجشنبه شوهرم پسرم را در مغازهاش گذاشت و دختر كوچكمان را نيز به خانه پدرش برد و در خانه منتظر شايان بوديم. مقتول قبل از آمدن تماس گرفت و من به او اطمينان دادم كه شوهرم در خانه نيست و او هم به خانه آمد و...
فرامرز هم در ادامه گفت: من وضع مالي خوبي دارم و احتياج به كار همسرم ندارم اما نميدانم همسرم براي چه دنبال كار خانگي بود. با اعتراف متهم قاضي جمشيدي بازپرس ويژه قتل به همراه تيمي از كارآگاهان جنايي به محل پارك خودروي مزدا 3 رفتند. مأموران در بازرسي از مزدا 3 جسد مرد نمايشگاهدار را داخل صندوق عقب خودرو كشف كردند. همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، دو متهم به دستور قاضي جمشيدي براي تحقيقات بيشتر و روشن شدن ابهامات ادعاهايشان در اختيار كارآگاهان مبارزه با قتل پليس آگاهي قرار گرفتند.