از قديم گفتهاند تو خانه خالي ميکن و در دجله انداز که ايزد در بيابانت دهد باز! لابد ميگوييد که باز بوي وام مسکن مهر به مشامم خورده، دارم ابوعطا ميخوانم. از شما چه پنهان نخير! مگر نشنيديد که از قديم گفتهاند طرف در تلويزيون يک چيزي ميگويد در روزنامه آن چيز ديگر! خب راستش اولاد آدم هم تا از تلويزيون يک چيزي را ميشنود انگار که قانون باشد، تخت گاز ميگيرد تا جاده سعادت را بپيمايد. (اين تخت گاز ربطي به آن تخت گاز رسانههاي بيگانه ندارد).
قصه اولاد آدم از آنجا تمام شد که قائممقام وزير راهوشهرسازي در مسكنمهر، خبري را كه به نقل از وي در اخبار شبكه يك سيما، درباره افزايش تسهيلات ساخت مسكن اعلام شد تكذيب كرد. يعني در اصل قصه از آنجا شروع شد که پنجشنبه گذشته اخبار ساعت 14 شبكه يك سيما به نقل از قائممقام وزير راهوشهرسازي در امور مسكنمهر اعلام كرد: سقف تسهيلات ساخت مسكنمهر از 25 ميليون تومان به 30 ميليون تومان افزايش يافت. اولاد آدم هم که ميدانست کسي خانه خالياش را به او نميدهد دندان تيز کرد براي ابتياع يکي از آن سه تا پانصد تا خالي! ميپرسيد اين ديگر چه صيغهاي است؟ اين سه تا را از کجا ديگر درآوردهام؟ جانم برايتان بگويد که:
مگر نشنيدهايد که دبيرکل اتحاديه مشاوران املاک کشور از سير صعودي تعداد خانههاي خالي در تهران همزمان با رکود در بازار خبر داده و گفته تعداد خانههاي خالي در تهران از 400 هزار واحد به 500 هزار واحد در سال جاري رسيده. اين از پانصد تا خالي اول. همين بيخ گوش خودمان پر خانه خالي است! و باز جانم برايتان بگويد که هم او گفته که در کل کشور آمارها از وجود يک ميليون واحد خالي از سکنه خبر ميدهد که اين ميزان نسبت به کل تقاضا ناچيز است. اين از پانصد تا خالي دوم. از اين خالي تا آن خالي، خالي است لابد!
اولاد آدم هم در عرصه عرضه و تقاضا با استعانت از مرحوم آدام اسميت و اشارات تلويزيوني وزارت محترم، تصميم گرفت وارد بورس پانصد تا خانه خالي سوم بشود. ميگوييد يعني چه؟ يعني حالا که حدود 500 هزار واحد مسكونيمهر نيمهكاره در سراسر كشور، به چالش كمبود نقدينگي براي تكميل برخورد كردهاند، نوبت ماست. يعني سازندههاي اين ساختمانها، همه وام 25 ميليون توماني را دريافت كردهاند و هماكنون براي ادامه كار، به آورده نقدي پيشخريداران نياز دارند، پس نوبت ماست. پيشخريداران كه بيشاز اين، توان پرداخت ندارند و تنها موجودي مالي آنها، مبالغي است كه تحت عنوان «رهن» نزد مالك محل اجارهشان قرار دارد، زماني ميتوانند اين موجودي را به سازندههاي مسكنمهر پرداخت كنند كه بلافاصله واحدهاي خود را دريافت كنند و در آن مستقر شوند. پس باز هم نوبت ماست....
اولاد آدم با يک حساب سرانگشتي خودش را آماده خانه خالي سوم ميکرد که يکهو ورق برگشت. بله. دروغ که شاخ و دم ندارد و حتماً خانم بچهها ميخواستهاند خانه خالي را بفروشند، يک مصاحبه رفته روي آنتن! بعد از فروش هم کافي است تکذيب کني اما نه روي آنتن! با يکي از همين روزنامههاي خودمان! اين يک چرخه کامل و متناسب با متدلوژي روز است. اصلاً بنگاهداري يعني اين. بانکداري يعني اين! دولتداري.... و نه مردمداري....
و اينگونه بود که اولاد آدم لاي روزنامه را که باز کرد، از خواب غفلت پريد! احمد اصغري مهرآبادي ديروز به «دنياياقتصاد» گفت: چنين خبري به نقل از وي صحت ندارد و سقف تسهيلات مسكنمهر هنوز افزايش پيدا نكرده و فعلاً 25 ميليون تومان است. مهرآبادي در عين حال گفت: وزارت راهوشهرسازي از سال گذشته تاكنون در تلاش است تا با جلب نظر بانك مركزي، سقف اين تسهيلات را افزايش دهد اما تا به حال، اين درخواست مورد موافقت و تصويب بانك مركزي قرار نگرفته است.
و باز هم به اولاد آدم خانه خالي نرسيد... شايد بناست اولاد آدم عاقبت بخير شود....
خدا بيامرزد چارلي چاپلين را که گفته بود با پول ميشود خانه خالي خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مقام خريد ولي احترام نه، کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، و بالاخره: ميتوان قلب خريد ولي عشق نه.... .
پس اولاد آدم شبها در همين ستون ميخوابد لابد. چون پول هم ندارد...