دكتر عليرضا شريفي يزدي، جامعهشناس
شغل، تحصيلات، درآمد، ميزان پول و مالكيت از جمله عواملي است كه در اين تقسيمبندي تأثيرگذار بوده است. در فرهنگ ايراني هرچه معيارها و ملاكهاي تقسيمبندي مهمتر باشد شخص از جايگاه ويژهتري در مقايسه با ديگران برخوردار است، در نتيجه حرف او، ناراحتي و خوشحالياش براي اطرافيان مهم خواهد بود. در واقع براساس اين تقسيمبندي حضور و نظر بعضي افراد به نسبت ديگران مهمتر قلمداد ميشود و اكثريت جمع تلاش ميكنند كه نظر فرد مهمتر را جلب كنند.
خوشبختانه در فرهنگ ايراني - اعتقادي ما يك معيار بسيار زيبا براي تقسيمبندي انسانها وجود دارد و آن «ميزان سن» است. در واقع در ملاكهاي تقسيمبندي افراد در فرهنگ ما هرچه فرد سن بيشتري داشته باشد پيشكسوت و بزرگ محسوب ميشود تا جايي كه براي جمع خانواده، فاميل و حتي جامعه در درجه اعتبار بالاتري از همه قرار دارد. جاي بسي شكر دارد كه ملاك سن و بزرگي در فرهنگ ما آنقدر تأثيرگذار بوده كه فرد ميانسال حتي در تقسيمبندي از پولدارترين، اجتماعيترين و تحصيلكردهترين فرد جمع هم درجه اعتبار بيشتري داشته است.
امروزه روز هم با گذشت سالهاي متمادي و تغيير اولويتهاي نسل جديد در مقايسه با نسلهاي قبلي هنوز هم ملاك سن جزو اولويتهاي تقسيمبندي است و ميانسالان و بزرگترها از هر جمع كوچك گرفته تا سطح جامعه از ارزش و اولويت بيشتري برخوردار هستند تا جايي كه همه اعضاي خانواده، فاميل و سطح جامعه تلاش ميكنند رفتاري نكنند، حرفي نزنند و تصميمي نگيرند كه خداي ناكرده باعث آزردگي خاطر بزرگترها شوند و اين جاي خوشحالي دارد.
بنابراين ميتوان با قاطعيت گفت در عصري كه تقريباً همه داشتههاي سنتي و فرهنگي ملتها در حال فراموشي است ما ايرانيها و مردم چند كشور ديگر اصيل منطقه جزو معدود ملتهايي هستيم كه هنوز از ملاك سنجش سن براي اولويتبندي مردم استفاده ميكنيم و براي آن ارزش فوقالعادهاي قائل هستيم. سن و بالارفتن آن در مردان و زنان هنوز براي ما ايرانيها به عنوان ارزش، احترام، تبعيت و يك هنجار مثبت قلمداد ميشود. من معتقدم دليل اصلي اين موضوع به تجربه، دانش، آگاهي و دلسوزي كه بزرگترها نسبت به جوانترها دارند، بازميگردد. با تغييرات بسيار زيادي كه امروزه در جامعه و بين خانوادهها شاهد هستيم؛ با كمتر شدن تعداد اعضاي خانواده به ويژه فرزندان، كوچك شدن خانهها، كوچكتر شدن خانوادهها و كم شدن رفت و آمدهاي بين خانوادهاي و فاميلي مشكلات بسيار زيادي براي زندگي طبيعي سالمندان و حتي براي جوانترها از جهت نگهداري و مراقبت از سالمندان ايجاد شده است.
دو نكتهاي كه در مورد سبك زندگي سالمندان از اهميت ويژهاي برخوردار است يكي ميزان و نوع احترامي است كه براي بزرگترها قائل ميشويم كه خوشبختانه اين عامل در بين ما ايرانيها بسيار پررنگ و داراي اهميت است و جاي نگراني از اين بابت وجود ندارد؛ در كشور ما بزرگ بودن و افزايش سن همچنان ارزش و تقدس محسوب ميشود.
اما نكته بعدي نگهداري و مراقبت مستمر از سالمندان است كه باكمال تأسف در بخشهايي از جامعه به ويژه در كلانشهرها و شهرهاي بزرگ دچار تغييرات منفي شده است كه جاي نگراني دارد. كمرنگ شدن اهميت نگهداري سالمندان در ميان طبقههاي متوسط و بالاي جامعه بيشتر از مردم طبقه پايين ديده ميشود و اين خود نكته بسيار مهمي است چون بيپولي كه عامل مهمي در نگهداري سالمندان به شمار ميرود در بين طبقات متوسط و ثروتمند وجود ندارد و انتظار ميرود كه در بين مردم اين طبقات نگهداري و مراقبت از سالمندان كاملاً طبيعي و مستمر باشد، در حالي كه اينگونه نيست.
همانطور كه نخ تسبيح كه دانههاي پراكنده را به هم متصل ميكند و پيكره واحدي را تشكيل ميدهد، مسنترها، باتجربهها و كساني كه سالهاي بيشتري به نسبت ما تجربه زندگي دارند چه در سطح خرد مثل خانواده و فاميل و چه در سطح كل مثل جامعه درست مثل نخ تسبيح عمل ميكنند.
همه ما تجربه مواجهه با گسستگي فرزندان و نسلهاي خانواده را با فوت يك بزرگتر داريم. به اين فكر كردهايم كه چند خانواده و فاميل در اطرافمان وجود داشت كه تا زمان حضور يك بزرگتر همه اعضا از بزرگ و كوچك در كنار يكديگر، بدون كدورت زندگي ميكردند و با رفتن اين بزرگتر چطور ميان فرزندان نسل اول و دوم خانواده نزاع شكل گرفت؟ ما بايد اعتراف كنيم كه حضور بزرگترها مانند قوه تجمع و مركز انرژي است كه ميتواند چند نسل مختلف را با همه تفاوتهايشان كنار هم جمع كند.
بايد اعتراف كرد حضور بزرگترها تا جايي در جامعه ما مهم تلقي ميشود كه با رفتن آنها حتي جمعهاي خانوادگي نيز ديگر شكل نميگيرد و اين جزئيترين اثر حضور ميانسالان در بين ماست.
وقتي ما سالمندان را در بين خودمان نگه ميداريم، از تجربياتشان استفاده ميكنيم و حفظ حرمت آنها در جامعه و خانواده برايمان مهم است به آنها ثابت ميكنيم كه رفع نيازهاي جسمي، بهداشتي، روحي، دارويي و درماني آنها برايمان مهم است و به اين ترتيب به افزايش نشاط اجتماعي و سرمايههاي جامعهمان كمك ميكنيم.
ادامه تكريم سالمندان، مراقبت از آنها و انتقال اين آموزهها به نسلهاي بعدي سبب انسجام و پيوستگي ميان همه افراد و اقشار جامعه ميشود در نهايت هم جوامعي كه براي سالمندانشان ارزش بيشتري قائل هستند در مقايسه با جوامع فردگرا از پيشرفت بيشتري برخوردار خواهند بود.
اگر جامعهاي و خانوادهاي به اندازه كافي به سالمندانش توجه كند نتيجه اين توجه و بيشترين پيامد مثبت اين رفتار به اعضاي خودش بازميگردد.
همانطور كه حضور بزرگترها در جمعهاي خانوادگي اتحاد را شكل ميدهد حضور آنها در سطح جامعه هم وصل افراد مختلف را سبب ميشود. حتماً شما هم شاهد صحنه درگيري دو جوان با يكديگر بودهايد، در اغلب اوقات اگر يك بزرگتر و فرد ميانسال در صحنه حضور داشته باشد ورود او به مسئله درگيري و صحبتهاي او باعث فيصله يافتن غائله ميشود؛ پس حضور آنها در هر جمعي اتحاد را شكل ميدهد و به حذف خشونتها و درگيريهاي فردي منجر ميشود.