به قول معروف برو بيايي داشتند و تفاوت آن زمان با حال و روز امروزشان از زمين تا آسمان بوده است. كاري كه امروز از عهده آن برميآيند با مسئوليت و كارهايي كه زمان جواني شان انجام ميدادند فرق زيادي دارد، در واقع شرايط فعلي برايشان غيرقابل قبول است و نميتوانند با آن كنار بيايند. اگر براي زندگي پنج ايستگاه كودكي، نوجواني، جواني، ميانسالي و سالمندي تعريف كنيم، آنان در ايستگاه پنجم زندگي همچنان به آيندهاي روشن اميد دارند. درست است كه اين افراد به سني رسيدهاند كه بايد استراحت كنند و كار سنگين انجام ندهند اما بيشتر اوقات اينطور قلمداد ميشود كه ديگر كار نكنند و منتظر گذر ايام باشند. با بازنشستگي و مبتلا شدن به برخي بيماريهاي مخصوص اين سن، در اكثر سالمندان احساس افسردگي به وجود ميآيد و شور و اشتياق كمتري در زندگي از خود نشان ميدهند.
نمونه اين سالمندان را در خانهمان داريم و دو عزيزي كه با گذشت سالها تغيير رويه دادهاند و نسبت به قبل گوشهگيرتر و حساستر شدهاند. اگر چند روزي در خانه كنارشان باشي برنامه هر روزشان را از حفظ ميشوي و ديگر چشم بسته ميتواني تمام طول هفتهشان را پيشبيني كني. صبح زودشان ساعت 11 يا 12 ظهر است كه آن هم با كلي مشقت از خواب بيدار ميشوند و تازه دست به كار آماده كردن صبحانه ميشوند. كمي كه فكر ميكني به نتيجهاي نميرسي چون شب قبل هم از ساعت 10تا 11 زمزمه خسته بودن سر ميدهند و آماده خواب ميشوند. اگر ميهمان داشته باشيم كلي مقاومت ميكنند و تا ساعت 12 دست نگه ميدارند و نميخوابند اما مدام چرت ميزنند و ساكت و بيحوصله در جمع مينشينند.
بعد از صبحانه كمي جمع و جور ميكنند، باز هم برنامه خواب و استراحت ظهر برقرار ميشود و تا ساعت چهار، پنج همين روال ادامه دارد. اگر كسي سرزده بيايد و اين برنامه به هم بخورد كه ديگر واويلا ميشود چون بايد اين كمبود خواب در ادامه روز جبران شود و از ساعت شش به بعد ميخوابند. ساعت پنج، شش وقت خوردن ناهار و عصرانه است و تماشا كردن تلويزيون و اخبار در هيچ شرايطي فراموش نميشود. تكرار قسمتهاي سريال شب قبل هم جزء برنامه هميشگي بوده و يكي از سرگرميهاي روزانهشان است. عصرهم بر همين منوال سپري ميشود، شب هشت، 9 هم زمان شام خوردن است البته اگر ميهمان نداشته باشند و در ادامه شب هم فيلمها و سريالهاي مورد علاقهشان را دنبال ميكنند. گاهي پيش ميآيد كه يك هفته ميگذرد اما پايشان را در حياط نميگذارند و براي خريد نان و مايحتاج خانه بيرون از خانه نميروند. نور خورشيد اذيتشان ميكند و كاملاً برايشان غريبه است. حالا اگر اين شرايط با كوتاهي روز و فصلهاي تابستان و زمستان همراه شود، بدتر ميشود. تابستان به بهانه گرم بودن و زمستان به بهانه سرد بودن، پاييز به خاطر باران و سوز هوا و بهار به خاطر آلرژي وحساسيت فصلي، اين داستان همينطور ادامه دارد. با مسافرت رفتن و گردش در شهر مخالفند و خانه را بهترين جاي دنيا ميدانند و با سر و صدا، شادي طولاني مدت و ميهماني و شلوغي خانه رابطه خوبي ندارند و از آن دوري ميكنند.
باورش سخت است كه اين دو نفر چرا اينقدر در اين چند سال تغيير كردهاند؟ وقتي پاي درد دلهايشان مينشيني ميبيني انگيزه و انرژي كه آنها براي زندگي كردن داشتند قابل مقايسه با خودت نيست و آن شور كجا و اين نااميدي كجا؟ بايد پذيرفت كه اين رفتارها نشانهاي از افسردگي سالمندي است كه خيلي از خانوادهها با آن سروكار دارند. البته ميتوان درهر شرايطي جلوي پيشرفت آن را گرفت و از آن نيز پيشگيري كرد. بايد بدانيم افسردگي در سالمندان چه نشانههايي دارد و براي مقابله و تشديد شدن با اين وضعيت روحي چه بايد كرد؟
چه كساني افسرده هستند؟
هر كسي ممكن است در طول زندگياش به افسردگي مبتلا شود اين امري بسيار طبيعي است كه افراد در اثر برخي بحرانها به اين بيماري مبتلا شوند و در هر سني اين مسئله امكانپذير است. از كودك چند ساله تا پيرمرد و پيرزن سالخورده در اين مورد مستعد هستند چون سني براي آن تعريف نشده است.
در هر شرايطي افراد بيمار بايد تحت نظر قرار گيرند و مشكلشان برطرف شود. افراد سالمند نيز جزو اين دستهبندي هستند و با توجه به شرايط روحي و جسمي خاصي كه دارند، افسرده ميشوند. سقوط در سراشيبي دلمردگي به مدت طولاني جزء ويژگيهاي سن سالمندي محسوب نميشود اما ممكن است براي هركدام از سالمندان اين اتفاق بيفتد و نحوه برخورد با آن نيز تأثيرگذار است.
البته بايد توجه داشت كه برخي مشكلات روحي سالمندان مثل نياز به توجه شبيه علائم بيماري آلزايمر يا ساير بيماريهاي مغزي خود را نشان ميدهد. شايد استفاده از برخي داروهاي مخصوص درمان فشارخون بالا يا بيماريهاي قلبي باعث تغييرات خلقي و علائم افسردگي در افراد سالمند شود و اين مسئله با كساني كه در اثر مشكلات روحي افسرده ميشوند كاملاً فرق دارد.
افراد سالمند مانند سايرين مجبورهستند با مشكلاتي روبهرو شوند كه ميتواند در هر كسي احساس افسردگي به وجود آورد. بسياري از سالمندان در اثرغم از دست دادن عزيزان، دوستان و اطرافيانشان از نظر روحي متحمل ناراحتي ميشوند. حوادث ناگوار زندگي قبل از افسردگي مانند داغديدگي، بيماري سخت خود يا يكي از بستگان و شوكي كه از اين نظر به فرد وارد ميشود زمينهساز بروز افسردگي در آينده خواهد شد.
براي برخي از سالمندان عادت كردن به دوران بازنشستگي مشكل بوده و مسلماً دوري از محيطي كه عمر و جوانيشان را در آن صرف كردند سخت است. اكثر آنها به اين مسئله فكر ميكنند كه ديگر كارايي لازم را ندارند و به خاطر كهولت سن كنار گذاشته شدهاند. بازنشستگي و محدوديتهاي فيزيكي در انجام فعاليتهاي روزمره زمينهساز كم شدن روابط اجتماعي، انگيزه و هدف ميشود و در فرد احساس بيهويتي و بيهدفي ايجاد ميكند.
برخيها پس از به قول خودشان خانهنشين شدن با بيماريهاي مزمن دستوپنجه نرم ميكنند اما پس از دورهاي اندوه و پشت سرگذاشتن شرايط سخت بسياري از سالمندان به زندگي عادي خود برميگردند. مشكلات مهم اجتماعي مثل مسكن، مشكلات زناشويي و خانوادگي، مشكلات مربوط به تندرستي و سلامتي فردي وطبقه اجتماعي پايين با افسردگي رابطه دارد كه همه اينها به تندرستي كمتر و مشكلات اجتماعي بيشتر برميگردد.
احساس پوچي، خستگي و عدم انرژي، اندوه زياد و اضطراب، از دست رفتن علاقه و لذت در اعمال روزمره از جمله فعاليتهاي جنسي، خارش يا درد بدن كه درمان نشود، بروز مشكلات خواب از جمله بيدار شدن از خواب در صبح خيلي زود، زياد از حد خوابيدن، كاهش يا عدم علاقه به سرگرمي و تفريح، مشكلات تغذيه و وزن، بيقراري، تندخويي، عصبي بودن، عدم تمركز در كارها، يادگيري يا تصميم گيري، گوشهگيري وكنارهگيري از جمع، احساس ترس از آينده، مشكلات حافظه و گيجي، احساس گناه، تنهايي، بيپناهي و ناخوشي، فكركردن درباره مرگ و خودكشي و تلاش براي خودكشي از جمله علائم افسردگي در سالمندان هستند. اگر سالمندان اطرافتان اين علائم را داشتند به افسردگي دچار شدهاند و بايد تحت درمان قرار گيرند. افراد خانواده، دوستان و پزشك معالج حتماً بايد مراقب علائم افسردگي در سالمندان باشند. برخي اوقات ممكن است افسردگي فرد در پشت چهره خندانش پنهان شود و با اتفاقي به صورت ناگهاني بروز پيدا كند.
نحوه برخورد با سالمندان افسرده
در صورتي كه خانواده سالمند متوجه بيماري فرد شدند بايد اقداماتي انجام دهند. درك مسائل رواني و عاطفي افراد سالمند نيازمند كسب آگاهي، مطالعه، دريافت آموزشهاي لازم و گفتوگو در مورد مشكلات روانشناختي خاص دوران سالمندي است. در درمان يا جلوگيري از تشديد افسردگي جلب مشاركت خانواده و دوستان نزديك فرد سالخورده اهميت بسياري دارد. شخص مبتلا به دليل كاهش يا قطع حمايت نزديكان، عزت نفس خود را از دست ميدهد و اميدش براي تداوم زندگي كاهش مييابد.
بنابراين رفتار محبتآميز مراقبان زماني اثربخشي كافي دارد كه خانواده فرد سالمند نيز همسو با مراقبان حركت كنند تا حس اعتماد به شخص بازگردد. سالمندان افسرده در اكثر مواقع تمايل چنداني به يادآوري رويدادهاي گذشته يا بيان علايق خود نشان نميدهند. در چنين مواقعي بايد مراقب باشيم كه اين افراد را در زمره مبتلايان به آلزايمر يا داراي اختلالات حافظه تلقي نكنيم.
پيوند فرد سالمند با جنبههاي مثبت زندگياش ميتواند شناخت او را نسبت به جهان پيرامون و تجارب گذشتهاش تغيير دهد. همچنين تقويت باورهاي مذهبي و جنبههاي انساني در ذهن فرد سالمند، تشويق افراد سالمند به رعايت كردن رژيمهاي غذايي مناسب، ترغيب افراد سالمند به پيروي از برنامههاي منظم در زمينه استراحت، صرف غذا و نظافت شخصي در حفظ توان جسمي و در نتيجه نشاط و سرزندگي آنها مؤثر خواهد بود.
حضور در جمعهاي دوستانه وخانوادگي نيز ميتواند در روند درماني سالمند مؤثر باشد. گروه درماني يكي از مهمترين روشهايي است كه در درمان بيماري افسردگي مورد استفاده قرار ميگيرد و در واقع انجام مشاورههاي گروهي، امكان بيان آزادانه احساسات و افكار را براي سالمندان فراهم ميكند.
بدنامي يا برچسب بيمار رواني زدن، زمان انجام درمانهاي روانپزشكي در مورد سالمندان عواقب شديدتري نسبت به بيماران جوان دارد. اين باور ممكن است در بين اعضاي خانواده، دوستان و اطرافيان فرد سالمند وجود داشته باشد و مانع از انجام درمان و ادامه آن شود. بروز افسردگي در سالمندان گاهي به جاي علايم معمول با شكايتهاي جسمي همراه است و احساس بدي نسبت به كمك گرفتن از ديگران داشته باشند.
سالمندان ممكن است نااميد شده باشند و افسردگيشان را با استدلال به اينكه راهي براي كمك به آنها وجود ندارد، بيان نكنند يا از مصرف داروهاي ضدافسردگي به علت عوارض جانبي يا هزينه آنها اجتناب كنند. در اين مواقع خانواده، اطرافيان و پزشك معالج اقدامات لازم را انجام دهند و در داشتن درمان موفق به فرد كمك كنند.
روشهاي درمان افسردگي در سالمندان
با توجه به پيشرفتهاي پزشكي درمانهاي متعددي براي بيماري افسردگي در سالمندان وجود دارد و پزشك با توجه به شرايط بيمار از اين روشها استفاده ميكند. از جمله روشهاي درماني؛ دارو درماني، روان درماني يا مشاوره و در موارد شديد درمان با شوك است. حتي در موارد شديدتر ممكن است تركيبي از اين شيوههاي درماني براي سالمندان به كار گرفته شود. بر اساس گزارش موسسه ملي سلامت روان امريكا، بيش از 80 درصد كساني كه دچار افسردگي هستند را ميتوان با دارودرماني، رواندرماني يا تركيبي از اين دو، به طرز موفقيتآميزي درمان كرد.
سالمنداني كه افسردگي خفيف دارند به روان درماني پاسخ خوبي ميدهند اما كساني كه افسردگيشان متوسط يا شديد است به دارو درماني نيز نياز دارند و معمولاً تركيبي از رواندرماني و دارودرماني نتيجه بهتري خواهد داد. اكثراً سالمندان در مقايسه با جوانان نسبت به اثرات جانبي دارودرماني حساسيت بيشتري دارند و بايد مراقب تداخل دارويي شان بود. البته در سالمندان نسبت به جوانان، مدت بيشتري طول ميكشد تا داروهاي ضدافسردگي اثرشان را نشان دهند و به دليل تجويز دوز پايينتر روند درماني طولانيتر ميشود. بيشتر سالمندان افسرده از حمايت خانواده و دوستان، شركت در برنامههاي خودياري و گروههاي حمايتي و روان درماني بهره ميبرند. روان درماني، براي بيماراني بيشتر مفيد است كه ترجيح ميدهند دارو مصرف نكنند و بسياري از پزشكان، روان درماني را همراه مصرف داروهاي ضدافسردگي توصيه ميكنند. درمان با شوك الكتريكي گاهي براي درمان افسردگي شديد سالمنداني كه به علت عوارض جانبي يا تداخل دارويي قادر به مصرف داروهاي ضدافسردگي نيستند، مؤثر است.
پيشگيري از افسردگي
سالمندان ما ميتوانند با داشتن سبك زندگي سالم، خواب كافي، ورزش مناسب، تعادل بين رژيم غذايي و ورزش، داشتن ارتباطات قوي اجتماعي و فردي، اهميت دادن به خود و اعتماد به نفس شانس ابتلا به افسردگي را در خودشان به حداقل برسانند. زندگي مناسب سنين سالمندي، بدون استرس و نگراني در اين راه به آنها كمك بسياري ميكند. در مطالعهاي توسط كارشناسان امريكايي و چيني مشخص شد بازيهاي فكري رايانهاي در برخي از افراد مسن كه مبتلا به افسردگي شديد هستند موجب بهبود وضعيت آنها ميشود. اين كارشناسان برنامه آموزش شناختي كامپيوتر ايجاد كردند و 11 نفر بين 60 تا 89 ساله را به منظور بهبود مهارتهاي يادگيري و حافظه مورد آزمايش قرار دادند. نتايج نشان دادند اين نوع آزمايش مغز در كاهش علائم افسردگي مؤثر است كه بيماران به جاي 12 هفته با سرعتي زياد در چهار هفته بهبود پيدا كردند؛ در واقع 72 درصد بيماران بهبودي كامل پيدا كردند و ديگر افسردگي نداشتند.
محققان در يك مطالعه باليني بيماران مبتلا به افسردگي اعتراف كردند براي تأييد اين يافتهها بايد مطالعاتشان را گسترش دهند و درمانهاي جايگزين براي افسردگي را به اثبات برسانند زيرا اين نتايج نشان دادند پيري مغز و عملكرد مجدد حافظه و يادگيري از دست رفته را ميتوان از طريق تمرين زياد بازيهاي ويدئويي بهبود بخشيد، همانطور كه در آزمايشات مشاهده شد اين عملكرد موجب بهبودي كامل ميشود. پس با اين شرايط نبايد نسبت به درمان افسردگي و مقابله با اين بيماري نااميد بود.