
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران روز گذشته در شرح كيفرخواست به هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران گفت:«متهم پرونده مرد 49 سالهاي به نام ايوب است كه با قيد وثيقه از زندان آزاد و در جلسه دادگاه حاضر شده است. شامگاه هفتم تيرماه سال 89 بود كه او به مأموران پليس قرچك خبر داد پسري را در خانهاش به قتل رسانده است. ايوب بعد از بازداشت گفت كه وقتي وارد خانهام شدم، همسرم در حمام بود و شهاب در انباري پنهان شده بود. قصد فرار داشت كه او را به قتل رساندم.» نماينده دادستان ادامه داد: «پرونده ايوب بعد از انجام تحقيقات در شعبه 71 دادگاه كيفري رسيدگي شد و هيئت قضايي ايوب را از اتهام قتل عمد تبرئه كردند و رأي به پرداخت ديه دادند. اما رأي دادگاه بعد از بررسي در ديوان عالي كشور به خاطر اينكه اوليايدم مطالبه ديه نكرده بودند، نقض شد و درخواست رسيدگي دارم.»
قبل از حادثه
پس از آنكه اوليايدم درخواست قصاص كردند، ايوب در جايگاه قرار گرفت و در شرح حادثه گفت:«عصر روز حادثه مشغول جوشكاري در ساختماني بودم كه خبر رسيد يكي از بستگانم در دريا غرق شده و مراسم تدفين او شبانه برگزار ميشود. ساعتي بعد در حالي كه هوا تاريك شده بود به خانه رفتم و از همسرم خواستم حاضر شود تا به مراسم تدفين برويم. او اما بهانه آورد و گفت در خانه ميماند و از بچهها كه هفت ماهه و يك ساله بودند، مراقبت ميكند. حرفش را قبول كردم و به طرف محلي در همان نزديكي كه قرار بود جنازه را تشييع كنند، رفتم. هنوز زمان زيادي نگذشته بود كه برادرم گفت همسرم با تلفن همراه او تماس گرفته و ميخواهد حرف بزند. وقتي گوشي را از او گرفتم، ناديا گفت ميخواست از رسيدن من مطمئن شود.
مشكوك شدم
متهم ادامه داد: تلفن را كه قطع كردم ناگهان در دلم آشوب شد. با شتاب به طرف خانهمان دويدم. احساس كردم در خانه اتفاق ناگواري افتاده است. هرچه زنگ زدم، ناديا در را باز نكرد. از ديوار خودم را به داخل خانه رساندم. وسايل اتاق خواب به هم ريخته بود و صداي ريختن آب از حمام ميآمد. بالاي حمام انباري كوچكي بود كه پارچهاي جلوي آن آويزان كرده بوديم. ميز اتو كنار ديوار حمام رها شده بود و پرده انباري هم كنار رفته بود. فهميدم مردي داخل خانه است. خودم را به بالاي انباري رساندم و پسري را ديدم كه لباس زير به تن دارد و ميان وسايل پنهان شده است. به آشپزخانه دويدم و يك چاقو و پيچگوشتي كه روي اوپن بود برداشتم. وقتي به اتاق خواب رسيدم پسر جوان از بالاي انباري به طرفم حمله كرد. با چاقو ضربهاي زدم كه به شكمش برخورد كرد. هنوز قصد فرار داشت كه پيچگوشتي را به طرفش پرتاب كردم كه به گردنش خورد و روي زمين افتاد. بعد به طرف همسرم رفتم و قصد كشتنش را داشتم. التماس كرد به خاطر جدم از او گذشت كنم. من هم گذشت كردم. بعد از آن بود كه به پليس خبر دادم.
علت تغيير خانه
متهم گفت: من قبلاً به رفتار همسرم مظنون بودم اما تا آن شب مقتول را نديده بودم. بعد از بازداشت بود كه متوجه شدم در نزديكي خانهمان زندگي ميكند. متهم ادامه داد: قبل از آمدن به اين خانه متوجه شده بودم كه پسر همسايه مزاحم او ميشود. به خاطر همين خانهمان را تغيير داديم.
شب حادثه از زبان همسر سابق
پس از آن ناديا كه به عنوان گواه در دادگاه حاضر شده بود، به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و گفت: ايوب مرد بدگماني بود و هميشه به رفتارم مظنون بود. او مدام مواد مصرف ميكرد و رفتار خوبي هم نداشت. او در توضيح حادثه گفت: مدتي بود كه شهاب مزاحم من ميشد. او 17 ساله بود و همراه خانوادهاش در نزديكي خانهمان زندگي ميكرد. بارها به او هشدار دادم و خواستم مراقب رفتار خودش باشد اما توجه نكرد. به خاطر بدگماني شوهرم، ميترسيدم ماجرا را به او بگويم. يك روز به برادر شهاب درباره رفتار او تذكر دادم اما از فرداي آن روز برادر شهاب هم مزاحم من ميشد.
متهم در توضيح شب حادثه گفت:وقتي شوهرم راهي مراسم تشييع شد، كنار در خانه ايستاده بودم كه شهاب در حالي كه لباس زير به تن داشت از راه رسيد. او به داخل خانه آمد و در را بست. داشتم با او مشاجره ميكردم كه ناگهان متوجه شدم ايوب پشت در است. ترسيده بودم كه چه كنم. شهاب به داخل خانه دويد تا جايي پنهان شود. به او كمك كردم تا بالاي انباري برود و مخفي شود. خودم هم براي صحنهسازي وارد حمام شدم كه شوهرم از ديوار وارد خانه شد و حادثه اتفاق افتاد.
هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند.