
سالهاست ميشنويم كه زمان آن فرارسيده تا پرسپوليس و استقلال خصوصي شوند. نه فقط به اين دليل كه دست آنها از جيب دولت و بيتالمال كوتاه شود، كه براي سر و سامان گرفتن هميشگي آنها. براي آنكه تكليفشان يك بار براي هميشه روشن شود. اما خصوصي شدن اين دو تيم تاكنون تحقق نيافت.
رؤيا، سراب، دستاويز، بازي يا هر نام ديگري ميتوان روي آن گذاشت روي ماجراي خصوصيسازي دو تيم محبوب پايتخت كه شايد به اين روش براي هميشه سر و سامان بگيرند. اما نميشود. اين دو تيم به اين زوديها خصوصي نميشوند. اين را تجربه ميگويد نه وعدههاي مسئولان كه حرفهاي آنها را اگر به گوش بگيريم سالي چند مرتبه بايد شاهد خصوصي شدن اين دو تيم ميشديم طي همه اين سالها. شايد هم البته نميخواهند كه اين دو تيم خصوصي شود و بحث خصوصي شدنشان هم هراز گاهي كه به ميان ميآيد براي اين است كه بگويند ميخواهيم اما نميشود! چراكه نام اين دو باشگاه در فهرست واگذاريهاي سالهاي 89، 90، 91 و 92 سازمان خصوصيسازي بارها آمده است، احمدينژاد هم بهعنوان رئيسجمهور چندماه قبل از انتخابات 88 دستور واگذاري اين دو باشگاه را صادر كرده بود اما هنوز از واگذاري خبري نيست.
بر سر راه خصوصيسازي اين دو باشگاه چند مشكل وجود دارد. يكي انتقال دو باشگاه استقلال و پرسپوليس از گروه دو به گروه يك واگذاريهاست كه بر اساس قانون اصل 44 بايد 100 درصد سهام شركتهاي گروه يك به بخش خصوصي واگذار شود اما در گروه دو، 80 درصد سهام به بخش خصوصي واگذار ميشود و 20 درصد باقي مانده نزد دولت ميماند. هيئت واگذاري علاقهمند به واگذاري 100 درصد سهام اين دو باشگاه است كه اين اتفاق نيازمند مصوبه هيئت واگذاري است و انتقال اين دو شركت از گروه دو به گروه يك واگذاريها از اختيارات هيئت وزيران بوده و از عهده سازمان خصوصيسازي خارج است.
مشكل بعدي شفاف نبودن داراييها و بدهيهاي اين دو باشگاه است. براي مثال، گفته ميشود دو ورزشگاه مرغوبكار و درفشيفر به دو باشگاه استقلال و پرسپوليس واگذار شده اما اين موضوع در دفاتر اين دو تيم عملاً ثبت نشده است كه بايد در اين خصوص نيز شفافسازي شود. ضمن اينكه بدهيهاي روزافزون دو تيم كه حالا سر به فلك كشيده نميتواند اين دو تيم را در زمره شركتهاي سودده قرار دهد! دفعات قبل كه بحث خصوصيسازي دو تيم پرسپوليس و استقلال پيش آمده بود، گفته ميشد به دليل همين بدهيها، آنها نميتوانند مستقيم وارد بورس شده و ابتدا بايد وارد فرابورس شوند. با اين وجود امسال گويا شرايط تغيير كرده و سازمان خصوصيسازي استقبال بيشتري از خصوصي شدن دو تيم سرخ آبي پايتخت كرده بود. اما به اين شرط كه حتماً مسئله واگذاري 100 يا 80 درصدي سهام حل شود و تكليف ورزشگاههاي مرغوبكار و درفشيفر نيز مشخص شود كه در آن صورت، طبق وعده پوريحسيني رئيس سازمان خصوصيسازي بايد تا 20 فروردين 93 سهام اين دو باشگاه واگذار ميشد. هر چند معاون وزير امور اقتصادي و دارايي درپي همان وعدهاي كه داده بود تأكيد كرد با توجه به اين شروط و نيز تحقق نيافتن ساير الزامات، خصوصيسازي استقلال و پرسپوليس در فروردين سال آينده نيز محقق نخواهد شد!
اميررضا خادم آخرين مأمور ويژه خصوصي كردن پرسپوليس و استقلال بود كه به عنوان نماينده تامالاختيار وزارت ورزش براي انجام اين كار انتخاب شده بود اما همانطور كه او هم اشاره ميكند، اين بحث در طول 20 سال گذشته بارها مطرح شده و طبيعتاً نميتواند در عرض يكي دو ماه عملياتي شود. قرار بود سرخآبيهاي پايتخت تا پايان سال 92 خصوصي شوند اما باز هم اين ماجرا كش پيدا كرد و به سال 93 كشيد و البته با اين تغيير كه حالا به گفته خادم وزارت ورزش و جوانان عملاً در اين خصوص هيچ كاره است! «اين بحث در بودجه سال 92 وجود داشت و دولت مجاز به انجام اين كار بود ولي در قانون بودجه سال 93 دولت مكلف شده كه تا انتهاي سال 93 اين باشگاهها را از طريق مزايده به بخش خصوصي واگذار كند. كل سال 93 فرصت داريم تا اين موضوع را از تمام زواياي موجود چكشكاري كنيم تا اقدامات لازم را براي عملياتي شدن آن انجام دهيم. اما بعد از مطرح شدن آن در هيئت دولت در حال حاضر اين موضوع از حيطه كاري مستقيم وزارت ورزش و جوانان خارج شده و طبق قانون، وزير اقتصاد رئيس مجمع اين دو باشگاه است و سازمان خصوصيسازي موظف به انجام اين كار شده و وزارت ورزش و جوانان قانوناً هيچ مسئوليتي در اين خصوص ندارد.
حسن گروسي عضو فراكسيون ورزش در مجلس شوراي اسلامي اما ميگويد دليل عدم واگذاري اين دو باشگاه آن است كه دولت علاقهاي نداشته اختيارات خود را كم كند: «دست وزير بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه باز بود. اگر باشگاهها بر اساس اصل 44 قانون اساسي واگذار شوند باعث ميشود فوتبال ما روي ريل رشد و توسعه بيفتد و راه خود را برود و به سمت ورزش حرفهاي و قهرماني گام بردارد اما عدم واگذاريها به اين دليل بوده كه دولت علاقهاي نداشته اختيارات خود را كم كند. اگر باشگاهها واگذار شوند سودآور خواهند بود و به اين دليل كه در دست دولت است و انگيزهاي براي سودآوري وجود ندارد، زيانده هستند اما اين كار اراده ميخواهد و با اجبار قانون نميشود كاري كرد. اگر اراده در دولت وجود داشته باشد، واگذاري انجام خواهد شد و الا با واگذاري صوري و واگذاري باشگاهها به شبهدولتيها كاري درست نميشود. دولت بايد از باشگاهها حمايت كند اما بايد مديريت را به بخش خصوصي بدهد و بايد به اين اعتقاد برسد كه اين كار به نفع دولت خواهد بود.
سال 89 در شرايطي كه تصور ميشد روند خصوصيسازي اين دو تيم رو به رشد است، سيدمهدي عقدايي ـ معاون سازمان خصوصيسازي ـ از منتفي شدن واگذاري استقلال و پرسپوليس خبر داد و دليلش هم اين بود كه طبق قانون خصوصي شدن دو تيم بزرگ پايتخت در صورتي عملي ميشود كه تراز مالي سه سال گذشته اين باشگاهها بايد مثبت باشد ولي متأسفانه تراز مالي هر دو باشگاه منفي بود تا اين مسئله به سال 90 موكول شود اما سال 90 هم اتفاقي نيفتاد و همچنان وعده سالهاي آينده داده ميشود! همانطور كه گروسي ميگويد، دولت خودش نميخواهد دست از اين دو تيم كشيده و از اختياراتش كم كند! شايد هم به اين دليل كه تراز مالي اين باشگاهها هيچ وقت مثبت نميشود كه به بورس يا فرابورس ورود كنند و هر سال بايد وعده سال بعد و سالهاي بعد براي اين مسئله داده شود!
بدهيهاي دو باشگاه روندي صعودي دارد و هر سال رقم آن نجوميتر ميشود و با اين اوصاف و با توجه به اينكه دولت شانه از زير بار پرداخت آن خالي ميكند، تنها راه چاره، خصوصي شدن اين دو تيم است تا حداقل تيمها با توجه به داشتههاي مالي خود خرج كنند تا دخل و خرجشان باهم بخواند و به اين اميد كه دستشان در بيتالمال است ريخت و پاش نكرده و از جيب مردم حيف و ميل نكنند. اما قصه خصوصيسازي اين دو تيم سري درازتر از اين حرفها دارد كه بتوان با اين دلايل منطقي سر و ته آن را هم آورد! چراكه تجربه نشان ميدهد به رغم تلاشهايي كه ميشود، گويا كسي قصدي براي خصوصي كردن اين دو تيم ندارد و همه وعدهها فعلاً فقط وعدهاند!