خانواده ما بيش از 30 سال است كه در تهران آپارتماننشين هستند و به واسطه همين مدت طولاني سابقه زندگي در محيط خاص ارتفاعنشيني توانستهايم خوووب به چند و چون حقوق آپارتماننشيني و وظايفمان در قبال ساير همسايهها آگاه شويم. بهترين اتفاق اين عمر 30 ساله به چند سالي كه ساكن يكي از مجتمعهاي چندين واحدي محله ديگري بوديم بازميگردد. مديريت و اعضاي هيئت مديره آن ساختمان درست براساس قوانين و اصول انساني محيط را در تعادل و همه همسايهها را بدون كوچكترين ناراحتي كنار هم نگه داشته بودند. ديدن مهارتهاي مديريتي و حسن خلق ساكنان آن مجتمع يكي از بهترين فرصتهاي شناختن محيطهاي آپارتماننشيني اصولي براي خانواده من بود. سه سال پيش به پيشنهاد پدرم تصميم گرفتيم محل زندگيمان را تغيير دهيم و به ناچار خانهمان را اجاره داده راهي خانهاي جديد شويم. يك آپارتمان نقلي سه طبقه كه برخلاف تصور ما و ظاهر آرامش نه تنها آرامشي نداشت بلكه همه در آن با هم درگير بودند؛ ما هم كه قرار بود در طبقه دوم ساكن شويم بدون آنكه بدانيم بين دو قوم، دو ملت، دو خط مقدم جنگ و دو خانواده به شدت ناسازگار اسير شدهايم!
همسايه طبقه اول خانم جعفري خانهدار است، برخلاف ظاهرش روح بسيار بزرگي دارد و برخلاف گفتههاي همسايه طبقه سوم زن بسيار فهميده و دلسوزي است كه من معتقدم بخشي از اين اخلاق خوبش به همان اصيل بودنش بازميگردد چون هنوز فضاي سادگي شهرستان و زادگاه سكونتش در رفتارش ديده ميشود. اما امان از طبقه بالا. . . همسايه طبقه بالايي ما خانوادههاي پرجمعيت، پر رفت و آمد با مهمانيهاي دم به ساعت و تعداد مدعوين بالا هستند.امان از روزهايي كه خانواده ميرزايي مهمان داشته و دارند! ساعت آمدن مهمانها را همه ميفهمند و زمان خداحافظي هم كه اغلب ساعت دو، سه نيمه شب است همه محل از خداحافظي و احوالپرسيشان با خبر ميشوند. با وجود همه رفتارهاي اشتباه اين خانواده ما دو خانواده بارها به هم گفتهايم كه رسم همسايگي مدارا كردن و تذكر دادن است اما كو گوش شنوا؟!
لطفاً در را آهسته ببنديد...نمونه فاجعهآميز رفتارهاي اين خانواده خارج شدن صبح آنها از در اصلي ساختمان است. يك بار ساعت 6 و 30 دقيقه صبح تنها پسر خانواده به خودش اجازه ميدهد محكم در خروج را بكوبد و با زبان بيزباني به كل ساختمان اعلام كند كه «ايها الناس من دارم ميرم سركار پس شما هم بايد بيدار بشين!». تنها 40 دقيقه بعد مادر، دختر كوچك و دختر دوم خانواده را ميبرد مدرسه و سركار پس بايد منتظر باشيم تا سه بار در اصلي باز و با صداي بسيار مهيبي بسته شود!
ساعت 7 و 30 دقيقه صبح هم كه مادر از مأموريت محولهاش بازميگردد اوضاع به همان منوال است. البته از خروج ساعت هشت پدر خانواده هم نبايد غافل شد كه براي خودش سلسله مراتبي شگفت دارد!
اين روند و رفتارهاي غلط باعث شد كه يكي، دوبار دوستانه به آنها توضيح دهم كه ساعت كار اهالي اين ساختمان با هم متفاوت است و شما نبايد زمان خروجتان با محكم بستن در آسايش را از سايرين سلب كنيد.اما متأسفانه اين رفتارهاي غلط و آزار دهنده همچنان ادامه داشت و ديگر كار به جايي رسيده بود كه صداي همسايه پاييني هم درآمده بود. بارها با خودم فكر كردم كه براي رفع سردردهاي ميگرني مادرم و بيخوابيهاي خودم به آنها تذكر بدهم اما با خودم گفتم بهتر است درخواست مؤدبانهاي بنويسم و پشت در نصب كنم «لطفاً در را آهسته ببنديد» همين،اما از آنجا كه آدم غيرمنطقي تاب شنيدن هر حرفي را ندارد اين كاغذ بارها پشت در نصب شد و هر بار يكي از اعضاي خانواده اين كاغذ را كند و پاره كرد.
كذب 5 نفر كجا و حقيقت 10 نفر كجا!نكته جالب و مهم در مورد اين خانواده اين است كه آنها تنها چند سال است كه به تهران آمدهاند و تا ما تلاش ميكنيم شرايط آپارتماننشيني را برايشان توضيح دهيم با يك مسافرت رفتن به شهرستان باز روز از نو ميشود و روزي از نو!
نمونه ديگري از مشكلات آنها به همين بهاي آب و گاز مربوط ميشود. اگرچه هزينه گاز بايد براساس زيربناي خانه محاسبه شوداما ما و ساكن طبقه اول از همان روز اول يك بخاري را در خانهمان روشن ميكنيم و چون كف خانههايمان موكت يا كفپوش است به راحتي خانه گرم ميشود. خانواده ميرزايي با جود آنكه هر سال زمستان دو يا سه بخاري گازسوز نصب ميكنند اما بهاي گاز را تقسيم بر سه واحد ميكنند!
در يك اقدام عجيب و غيرمترقبه امسال عيد و چند ماه بعد از آن يكدفعه يك عروس و يك داماد به اعضاي قبلي اين خانواده اضافه شد. تا اينجاي كار مشكلي نبود و همه چيز خوب بود اما مشكل بعد از اين اتفاق تازه خودش را نشان داد. چرا؟! توضيح ميدهم. با وجود آمدن مهمانهايي 24 ساعته به اسم عروس و داماد دوم و حتيآمدن دختر بزرگتر همراه كودك و همسرش از سيستان همچنان هزينه آب براي واحد سوم براساس همان پنج نفر قبل محاسبه ميشد و يكي نبود بگويد كه مصرف آب پنج نفر كجا و 10 نفر كجا؟! يكي نبود بگويد كجاي قانون مخصوص آپارتماننشيني نوشته شده كه به اسم پنج نفر ساكنين ثابت 10 نفر مهمان از آب با بهاي ثابت استفاده كنند؟
خوبي از حد بگذرد نادان خيال بد كندپيش از آمدن ما به اين خانه راه پله اوضاع درست و حسابي نداشت و چون نظافت پلههاي موزائيكي سخت بود به همت مادر راه پله را موكت كرديم اما باز هم به پيشنهاد مادر براي بهتر شدن شرايط رنگ موكتها را از سبز لجني به كرم و قهوهاي تغيير داديم. بماند از اينكه نه تنها هيچ كس جز همسايه پاييني از اين اقدام تشكر نكرد حتي به خودشان زحمت ندادند كه بيايند بخشي از هزينه را تقبل كنند در صورتي كه براساس قوانين آپارتماننشيني هزينههاي قسمتهاي مشاع و مشترك ساختمان بايد بين واحدها تقسيم شود. باز هم ما مشكلي نداشتيم و ترجيح ميداديم مدارا كنيم و كاش با اين وجود از يك جارو كشيدن سطحي دريغ نميكردند! ماههاست كه نظافت راهپلهها تمام و كمال روي دوش دو واحد اول و دوم افتاده و كسي حتي خم به ابروي مباركش هم نميآورد كه اين مسير عبور خانواده پرجمعيت بالاست پس چرا فقط ما بايد آن را تميز كنيم؟! البته خودم هم فكرش را كردم كه نكند همسايههاي بالايي همان سنگ نوردي بلد هستند و از پلهها به طبقه بالا نميروند؟!
باز ما به همه اينها قانع بوديم و دم نميزديم تا اينكه يكي از محكم در بستنهاي صبح به لطف عروسي كردن و جداشدن پسر اين خانواده كم شد يعني ما حداقل تا ساعت 7 ميتوانستيم بيدغدغه استراحت كنيم.
فرهنگ آپارتماني كه هيچ، ادب اجتماعيام آرزوستهمين اتفاقها جاي شكر دارد چون فاجعههاي رفتاري اين خانواده بيش از آن چيزي است كه ميشود عنوان كرد چون اين رفتارها تنها بخشي از رفتارهاي ثابت و ماندگار اين خانواده است و صد البته كه رفتارهاي گذري و دور از ادب اجتماعي هم بسيار از سوي آنها ديده ميشود. همين چند روز پيش ساعت 6 و 30 دقيقه صبح وقتي هوا هنوز تاريك بود من تصميم گرفتم كه زودتر از هر روز سركار بيايم. كيفم را برداشتم، از در خانه خارج شدم، پلهها را پايين رفتم و تا آمدم كفش بپوشم متوجه شدم كه از بيرون خانه صداي ممتد بوق ماشين ميآيد. در را باز كردم و سعي كردم به راننده پژويي كه جلو در بود با اخم كردن نشان دهم كه رفتارش درست نيست و اين بوق زدن آن هم اين ساعت از صبح آزاردهنده است. با خودم گفتم حتماً متوجه نگاه من شده و ديگر اين كار را تكرار نميكند پس به داخل راهرو برگشتم كه يكدفعه متوجه شدم راننده دستش را محكم روي بوق ماشين گذاشته و بيخيال نميشود.
عصباني شدم چون به خيال خودم تمام تلاشم را كرده بودم كه دفعه قبلي با نگاهم به او بفهمانم كه رفتارش درست نيست پس اين بار معطل نكردم نصفه نيمه كفشم را پوشيم و خودم را به كنار ماشين رساندم. شيشه مه گرفته ماشين اجازه نميداد چهره راننده را ببينم پس با انگشت به شيشه زدم تا پايين بيايد. وقتي شيشه پايين آمد با كمال تعجب متوجه شدم اين راننده به شدت عصبي و از كوره در رفته پسر همسايه بالايي است! با تعجب نگاهش كردم و گفتم: آقا به ساعت نگاه كردهايد؟ الان هفت صبح است و اين بوق زدن اين ساعت درست نيست. پسر آقاي ميرزايي با قيافهاي حق به جانب و اخم كرده در جوابم گفت: خب با بابام كار دارم.
جواب از اين مسخرهتر در عمرم نشنيده بودم! پس رو كردم به او گفتم: فكر نميكنم آنقدر هوا سرد باشد كه نتوانيد از ماشين پياده شويد ضمناً آيفن منزل را براي اين مواقع گذاشتهاند. بهتر است كمي هم به فكر بيماري مادر من باشيد كه ميگرن دارند...
اين مكالمه چند دقيقهاي بيشتر طول نكشيد و صد البته كه من ميدانستم نه اين دفعه، آخرين باري است كه ما با ساكنان واحد بالايي به مشكل برميخوريم و نه آخرين باري خواهد بود كه من آداب و معاشرت زندگي اجتماعي و شهرنشيني را براي آنها توضيح ميدهم.
از سر و صداهاي نيمه شب و از ساعت دو گذشته هم صحبتي نميكنم چون واقعاً ديگر نسبت به رفتارهاي اين چنيني مستأصل شدهايم. اما يك سؤال مهم در مورد رفتارهاي اين خانواده هميشه در ذهن من وجود دارد و آن اينكه «چطور ميشود دو همسايه بارها و بارها، دوستانه مشكلات رفتاري را تذكر دهند اما طرف مقابل نه تنها عمل نكند بلكه ذرهاي هم به هشدارها توجه نكند؟» اصلاً مگر ميشود كسي در تهران زندگي كند و آداب معاشرت و زندگي اجتماعي را نداند؟!
در خاتمه ذكر حديثي ارزنده از اميرالمومنين علي (ع) روشنگر موضوع خواهد بود كه ميفرمايد: «همسايه بد بزرگترين زيانها و سختترين گرفتاريهاست».
خیلی عالی بود
|
سلام به همه دوستانی که مطالب رو مطالعه کردند من هم چند راه حل سر راه شما قرار میدم امیدوارم که مفید باشه، متاسفانه با هجوم مردم از شهرستانها به داخل شهرهای بزرگ مثل تهران باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای مردم بومی شهرهای بزرگ بخصوص تهران شدهاند، متاسفانه فرهنگ شهرنشینی و آپارتمان نشینی به هیچوجه ندارند ولی میشه این افراد رو با راهکارهایی کنترل کرد، اول از همه سعی کنید با همچین همسایههایی با آرامش و احترام رفتار کنید اگر مشکلات با صبوری به جایی نرسید با دیگر همسایهها مشورت و ازشون همراهی بخواید برای رفع مشکل و مزاحمت همسایهی مزاحم، اگر باز هم تفاوتی در رفتار همسایهی مردم آزار شما رخ نداد با مشارکت همسایهها شکایتی تهیه کنید و به شورای حل اختلاف ببرید تا نامه شکایت شما به درب خونهاش بیاد و متوجه بشه که شما شوخی ندارید و سعی کنید در شورا تعهدنامهای بدهد که دیگر باعث آزار و اذیت همسایهها نخواهد شد، اگه تمام این کارها رو انجام دادید و باز هم جواب نداد دیگه باید شروع به مقابله به مثل کنید، سعی کنید شما و همسایههای ناراضی دیگه ازشون سلب آسایش کنید، مثل زمانهابی که آنها استراحت میکنند شما و همسایههای دیگه سر و صدا ایجاد کنید، در کل شما هم رفتارهایی انجام بدین که باعث آزار اونها بشه و در زمانی که به شما یا همسایههای دیگه اعتراض کردن شما هم جوابهایی که خودشون بهتون میدادن رو بدین و تاجایی ادامه بدین تا کلافه بشن و از ساختمان شما نقل مکان کنند
وای.امان از همسایه بد.متاسفانه چون ما در کشورمان فرهنگ های متفاوت وگوناگون داریم وبدون سنچش ومطالعه از تمامی مناطق هجوم به شهرها وشهرستان ها بوده است ودولت جلوی این هجوم را نگرفت جون افراد از همه قوم اند لذا این تضاد های رفتاری وبی وفرهنگی وفضولی صورت گرفته است.فرهنگ وهمسایه داری خیلی در حسن همجواری موثرند.دیگر کاری نمیشه کرد .باید نسل های بعدی این اصلاحات را انجام بدهند.
سلام
ما در خوابگاه سه همسایه شرور داریم که تا ساعت 2 و 3 با سروصدایشان آسایش را از ما گرفتند و هر کاری که دوست دارن انجام میدهند مسئولین خوابگاه هم انگار نه انگار که تذکر بدهند یک لحظه هم
از سر و صداهاي نيمه شب و از ساعت دو گذشته گرفته تا هزار شر دیگر آخه آدم تا کی میتونه تحمل کنه تذکر هم که فایده ای نداره میگن مشکل شماست ما اینیم آخه ادم چقدر میتونه زبان نفهم باشه بخدا خسته ام دیشب تا 5 صبح نخوابیدم از دستشون صبح خواب موندم مجبور شدم کلی دربست کنم تا برم محل کارم و زود برسم الهی که خدا سزاشون بده بحق خودش و شرشون از سر ما کم کنه
امروز جمعه بود و سر ظهر میخواستم یه استراحتی بکنم ولی از ساعت 12 تا 5 صدای بدوبدوی یه گله آدم از طبقه بالا میومد همش با خودم فکر میکردم واقعا آدمیزاد اون بالاست یا یه .....عصر از زور سردرد دیگه طاقت نیووردم و رفتم تذکر بدم فکر میکنین چی شنیدم؟!!! "خانم شما فرهنگ آپارتمان نشینی نداری آپارتمان یعنی سروصدا" فقط تو دلم نفرینشون میکنم
|
کاش همسایه ما هم فقط تا صبح صدا می کردن. همسایه ما هفتا برادر معتاد و دزد و مواد فروشن که هر روز کفش های ما رو می دزدن ضبط ماشینم رو دزدیدن سریع برای ادم چاقو می کشن. تا صبح دم پنجره باید ماشینم رو مواظب باشم خونه . پلیس هم هر چی شکایت کردیم هیچ کاری نکردن هی میگن برو حل اختلاف گفتگو کنین انکار اینا ادم حسابین
|
ما هم همین درد رو داریم نفهمی درمان نداره
سلام تنها راه نجات از شر همسایه بد اینه که عین خودش رفتار کنیم خودش ادب میشه
|
اول باید تذکر بدیم اگه نشد یا شکایت کنیم یا ازونجا بریم؛ انتقام گرفتن از چنین افرادی هیچ سودی نداره
|
منم انتقام گرفتم بهترین کاره شکایت کردم به جایی نرسید گفتم بفروشم برم دیدم پا پول این خونه دیگه تهران نمیشه خرید قیمت ها هم هر روز میره بالا. همسایه ما دزده معتاده مواد فروشه کلی زن و مرد معتاد هر روز میان تو خونه مواد بخرن. کفش هامون رو دزدین ضبط ماشینم رو دزدیدن برام چاقو کشیدن. شکایت جواب نداد پلیس هیچ کاری نکرد الانم چاقو گذاشتم تو جیبم یبار دیگه پرم به پرش بگیره به روح بابام می کشمش دیگه از این زندگی یا من راحت میشم یا اون
باسلام. ما ساکن ساختمانی به نام ثمین در رشت، خ تختی، کوچه خسراقی هستیم که متاسفانه خانواده معلوم الحالی به نام غفرانی در واحد 1 این ساختمان ساکن هستند و آرامش را از همه همسایه ها سلب کردن. به قدری بی شعور و بی فرهنگ هستند که حد نداره. شب ها تا دیر وقت بیدارن و حتی همین قدری شعور ندارن که موقع استراحت مردم نباید سر و صدا کرد. خواب و آرام نداریم از دست اینا. زن خانواده خیاط است و خانه را با تولیدی اشتباه گرفته و همیشه مثل یک پاساژ خانه پر از رفت و آمد مشتری هاست و همیشه صدای گوشخراش چرخ خیاطی صنعتی همه را آزار میدهد. بدتر از آن اینکه روز ها این زن در بیرون خانه ول است و معمولا حدود ساعت 2 بعد ظهر و 12 تا 2 یا 3 شب (بی شعوری تا این حد) با چرخ خیاطی کار میکند. موقع حرف زدن انگار این خانواده کر هستند و بلند گو دستشان گرفته اند و حرف میزنند به طوری که ما مجبوریم حرفهای احمقانه شان را با جزئیات بشنویم و این خیلی عذاب آور است. این خانواده دارای فرزندان متعددی است که همیشه در خانه شان جمع اند و درست مانند خودشان بی شعور و بی فرهنگ اند و وقت و بی وقت سر و صدا میکنند. و خیلی مسائل دیگر که از دست اینها داریم میکشیم که اگر بخواهم همه رو بنویسم می شود کتاب. همسایه ها خیلی تذکر دادن ولی اینا نفهم تر از این حرفهان .خدا لعنتشان کند. امیدوارم روزی به سزای اعمالشان برسند و همیشه در عذاب باشند.
|
یه لحظه فکر کردم داری در مورد همسایه ما صحبت میکنی.خدا به هممون صبر بده.
خونه ما ویلایی تو خیابونم واقع شده سمت راستمون شروع یه کوچست سمت چپمون یه خونه باغه دیوارامون چسبیده به هم خییییییییلی خلافکاره صاحبش از ساختو فروش مشروبات دست ساز گرفته تا گرفتن عروسی تو شبهای عزاوومستیو چاقو کشیو دعوا مهمونیای شبونه مستن میزننو میرقصننو سرو صدا میکننن جدیدنم هرشب ساعت یازده به بعد یادشون میاد مته کنن دیوارشونو چکش بزنن و هزار ازاره دیگه تا دو شب همین وضعه پریشب شوهر خواهرمو باباییم رفتن سراغش با یه وضع افتضاحی اومده دم در بش گفتن بسه اینقد اذیتو ازار آقا بچه کوچیک داریم بزور خوابوندیم الان پاشده مریضه گریه میکنه اروم نمیشه یارو گفته بش گرد (مواد مخدر) بدین میخوابه تا صبح
سلام. واقعا کاش همه فرهنگ آپارتمان نشینی رو بلد بودن؛ حسن این درد و دل شما این بود که وقتی میخونیمش میفهمیم تنها نیستیم. اما چرا شما مستقیما به سیستان اشاره کردید؟ ما خودمون از سیستان اومدیم تهران و به خدا قسم همه تلاشمونو کردیم تا همسایه هامونو آزار نرسونیم و اذیتشون نکنیم؛ در عوض ما همسایه ... دادیم که تقریبا به اندازه اون همسایه شما مردم آزاره؛ من مخالف توهین به هر قومیتی هستم اما داشتن دو تا همسایه .... مردم آزار اتفاقی نیست؛ یه همسایه .... هم داریم که با مراسمای مذهبیش امون همه رو بریده صدارو تا ته میبره بالا، خود امام حسین هم راضی نیست؛ پس شما به جای اینکه شهرستانی ها رو مورد هجوم قرار بدین به چیزایی مثل بیماری های روانی، شرایط سخت کودکی، تربیت نادرست و اینا هم توجه کنید؛ افرادی که چهل سال تو تهران زندگی میکنن هم ممکنه مردم آزار باشن
الهی هر کس همسایشو اذیت میکنه نابود بشه.
ما همسایه ای داریم که کف حمامش آب میدهد و دارد سقف حمام ما را میریزد پایین و همه ی در و دیوار حمام و دویوارهای بیرون آن خراب شده و از سقف حمام همه اش اب می چکد ولی هیچ اقدامی نمیکند در جواب میگوید شکایت کن خیلی هم بی ادبانه و بیشعورانه مثلا خانه هم در جای با کلاس شهر هست و مثلا اقا پولدار تشریف دارند ولی پول واقعا شعور نمی آورد ... واقعا امان از همسایه بد و مردم آزار
|
واقعا ناراحت شدم امیدوارم مشکلتون حل بشه ما تازه اومده بودیم خونه جدیدمون هنوز یک ماه نشده بود حمومون مث همسایه بالایی شما بود مامانم بلافاصله کارگر اورد و ظرف یک هفته درستش کرد، الان ی همسایه داریم ماشینشو میاره جلو درخونه ما پارک مبکنه گاهی میچسبونه کامل ب درمون!جلو درخونش بازه پارکینگ داره ولی جلو درما میزاره با زبون خوش تاحالا چن بارگفتیم انگار نه انگار مادرمم گفت ولش کن شعور نداره ماخودمونو جمع میکنیم رد میشیم! کلا جلودرماست هیچ کدوم از اقوام نمیتونن ماشین جلو درمون بزارن چون مال این اقا همش هس
|
یه چکش بردارید هر شب بکوبید کف زمین تا صبح نتونن بخوان
|
فقط باید به خدا بسپاری ک خودش جوابشونو بده
ما میدان 97 نارمكيم به خدا هر روز از دست اين همسايه بالايي ميشينم گریه میکنم بسکه با پاشته محکم راه میره و صدا تو سقف میپیچه بسکه میز و صندلی میکشه زمین بسکه یه بند اسباب اساسیه میکوبه زمین دلم میخواد فقط خدا رحم کنه ازونجا بره بسکه مردم ازاره هر چیم میگیم مدیر ساختمان تذکر میدیم الکی کیگه بچه س و کاراشو تکرار میکنه تازه لج کیکنخ شدیدتر و بدتر میکوبه به سقف امیدوارم خدا بدترین روزگارا رو سر این خانم به اصلاح فوق لیسانس دربیاره که بفهمه که درسته که چهار دیواری اختیاری ولی تا حدودی که طرف طبقه پایین اژ شدت صدا حالت تهوع نگیره بی انصاف یه کم خدا رو مد نظر قرار بده یه کم از خدا بترس
|
خدا صبرت بده دقیقا شرایط منم عین خود شماس. منم روانی شدم از تست همسایه طبقه بالا .متاسفانه باتذکر بیشتر لجکردن.خدا نابودشون کنه به بدترین شکل تقاص پس بدن
|
دقیقا مثه منه زمان خوابشون و بیداریشون اذیت میکنن.. شبا هم که همش سر و صدا میکنن بلند بلند
|
وای همسایه بالایی ما دقیقا همینه. نکنه خودشه. یه بی شعور به تمام معنا که تازه بجه دارم شده و وای که میخواد یه گهی عین خود خرش به وجود بیاد. بیشعور نفهم تازه از ساعت ۱۲ شب شروع به کار میکنه. الهی درد بگیرععهههههههههه
خخخخ داداش من شما بی عرضگیتو گردن اون ننداز این حرفای قشنگ و سوسول بازیارم بزار دم کوزه آبشو بخور مشکل تو ترسته اگه یه بار تو زندگیت خیلی محکم و قاطع تو روشون وایسی و بگی یا درو آهسته میبندینو و رعایت میکنین یا جای من اینجاست یا شما دیگه کسی جرعت نمیکنه اون رفتار هارو ادامه بده
آقا بفروشید برید یه خونه ویلایی کوچیک بگیرید آدم چقدر مگه زندست چند سالشم آرامش نداشته باشه
|
قیمت ها بالاست داداش منم همین فکرو کردم. طبقه پایینی ما معتاده مواد فروشه دزده همه چیز ساختمان رو میکنه میفروشه ضبط ماشیم رو برد کفش هامون رو برد چاقو کشید پلیس هیچ کاری نکرد. دارم به این فکر می کنم که با چاقو تو راه پله بکشمش همه خلاص بشیم
واقعا خدا همسایه مردم اذار را نابود کند
ای آقا
|
همسایه معتاد بد دردیه
|
چه ربطی به دوتا بچه یا سه تا بچه داره؟!مهم اینه آدم شعور داشته باشه و مادر پدر بچه را درست تربیت کنند.
دوستانی که پیشنهاد میدن بفروشید ویلایی بگیرید ما اینکارو کردیم ولی الان هم از دست همسایه بغلی روزگار نداریم خیلی زبون نفهم و بیشعورن دیگه خسته شدم از همسایه آزاری، چن سال تو آپارتمان اعصاب و روح و روان و جسمم فرسوده شد حالا هم تو خونه ویلایی باید عذاب بکشم به حق بزرگی خدا الهی هر کی مردم آزاری میکنه به همین درد گرفتار بشه
ما هم یه همسایه بالایی داریم بخدا قسم با تق تق دمپاییش از خواب بیدار میشیم هر ماه میرم از حسن آباد گوشی میخرم که شب ها گوشی بزن صدای تقت تق دمپاییش رو نشنوم خیلی بهش گفتیم حتی به صاحبخونش ولی گوش نمیده سر و صدا هم دارن برای بعضی ها شهر نشینی زوده الان که دارم این مطلب رو می نویسم فردا ماه رمضونه خدا قسم به ماه رمضون که سزای این زن وشوهر و
سلام
به خدا ما خم از دست همسایه بالاییمون روانی شدیم ..از بس نیز و صندلی هاسونا تو سر ما این ور و اون ور می کشن ..خانم به اصطلاح فرهنگی هست ...تذکر دادیم به خدا بدتر کردند ..خدایا خودت جوابشونو بده ..
باسلام ما هم همسایه بد داریم خدا نصیب هیچ کس نکنه آزار واذیت خرابکاری اشغال ریختن ..دکمه آسانسور میزنند یه بچه مریض داره که ولش میکنه تو راه پله و حیاط هرکاری دوست داره بکنه اکثرا واحد بااین واحد همکف دعواشون شده متاسفانه. اصلا اهمیت نمیده هروقت اعتراض میکنیم میگه من کاری نکردم. همینطور بچه هام. فرهنگ آپارتمان نشینی اصلا ندارند. مدام سرو صدا وسایل اضافی جلوی درب واحدشون انگار کاروانسراس. پارسال شکایت نامه نوشتم. اما برخی از واحد ها گفتن سعی کنید با زبون حل کنید ... حل نشد بدتر هم شده. مدام تو حیاط خلوت فرش پتو میشوره کلی پول اب میاد هر ساعتی. از شب و روز باشه بچه هاش تو حیاط در حال داد بیداد. هستن خسته شدیم بخدا
سلام من هم همسايه اي دارم كه كلي عذابم داده وبا دروغهاي هماهنگ شده با همسر ش روزگار رو برامون سياه كرده تهمت خراب بودن بهم زدن بقدري آرامشمون روگرفتن كه فكر ميكنم خدا پس كجاست
سلام من هم دقیقا همین مشکلو دارم وقت و بی وقت چنان درها رو محکم میکوبن که تپش قلب گرفتم واقعا باید چکار کرد ؟؟؟
علت وجود همسایه بد ، نداشتن همبستگی باقی همسایه هاست..
دوستان گاهی ادب حکم می کنه که فحش بدی من دادم جواب داده یارو معتاد دزده تو ساختمان همه چیزو برده چنان فحش هایی بهش دادم که الان بقیه همسایه ها هم بیشتر از اینکه از اون بترسن از من می ترسن
من سه ساله ازدواج کردم هرسه سال گیر همسایه های بی شعور افتاد سال اول مستجر بودم خونه ویلای یکی از همسایه ها اشغال زیر سفرشو تکون میداد حیاتم یکی اشغالاشو میزاشت یکی هم بچش داخل حیاط شروع میکرد داد زدن اواز خوندن که بچه تازه به دنیا اومدم خواب براش نمیزاشت سال دوم که بدترین تجربم بود اپارتمان دوطبقه که طبقه دوم خود صابخونه بود بخدا صبح که میخواستن برن جای توی راهرو همو صدا میکردن بچه هاش داخل خونه طناب بازی میکردن بچه بیچاره منو صد دفعه با داد بیدای خوشون بچه هاشون میترسوندن هروز با دریل کار میکرد میومدن فال گوش وای میستادن بهر زور زحمتی بود شوهرمو راضی کردم از اونجا بریم شوهرم تهران کار میکرد خودمون ارومیه وقتی شوهر میومد صداشون درنمیومد که منو خراب کنن صد دفعه بین منو شوهرم دعوا راه انداختن بهر حال خونه خریدیم از اونجا اومدیم بیرون به خیال خودم دیگه راحت شدم ولی با اینکه خونه ویلای ولی بازم صدا هست یکی از همسایه ها فرش می بافه یکی هم ساعت چهار صبح بلند میشه صداروتا اخر زیاد میکنه بخدا افسردگی گرفتم نمیگزم از هیچ کدومشون
سلام وای منم همسایه ی بد گیرم اومده حیاط خونه مشترکه اجازه نمیده ماشین بذاریم گذاشتیم تو کوچه داخل داشبرد رو دزد زد تازه برقهای راه پله رو نمیذاره روشن کنیم بچهام باید تو تاریکی از پله بیان بالا
ما هم یه همسایه بالایی داریم که تو ساعت غیر استراحت صدای نوارش هر روز میبره بالا به حدی که خونه ما میلرزه البته بگم فقط تو ساعت غیر استراحت ولی صداش ازار دهندس انگار با کسی سر لج داره نمیدونم فقط خدا از همسایه بد نگذره
نکته جالب مقابله به مثل کردن اينه که همه روی تو زوم میکنن گناه کار اصلی رو ول میکنن
سلام...دوسال یه آپارتمان خریدیم بخدا از بس از بیشعوری همسایه ها حرص خوردم دیگه دیوونه شدم و مشکل اعصاب دارم...طبقه بالایی که همش اساس میکشه و صدای راه رفتن وحشتناکش میاد...طبقه پایینی هم که سه تا پسر کوچیک داره بقدری میدون و شیطونی میکنن که ساختمون به لرزه میوفته و من با اینکه از سر صدا کل روز رو خونه مادرم میرم فقط عصر به بعد میام خونه تحمل ندارم و اصن اعصابم شدید داغون شده...چندین بارم اقدام ب فروش کردیم ولی قسمت نشده
مشکل اکثر دوستان ؛
فقط یک راه داره . یه روز که جمعشون جمع ه ،،، یه نارنجک بنداز وسطشون ، حل حله . اینا درست شدنی نیستن .
سلام
در تعجب هستم انقدر تو ادیان راجع به مردم آزاری و رضایت همسایه تاکید شده - کسی توجه نمیکنه - ولی برخی از همین ادم های مردم ازار نماز و روزه میگیرن ولی رعایت حال همسایه رو نمیکنن
سلام ما توی یه خونه ی دو طبقه هستیم ما پایین هستیم اونا بالا و واقعا بی درک هستن . در رو میکوبن وقتی بیرون میرن ، محکم پاشون رو توی راهرو ها به زمین میزنن ، انگار به جای پا سم دارن ، هر روز ۱۰۰ نفر مهمون دعوت میکنن ، فحش میدن و پررویی میکنن ، سعی می کنم ما رو ناراحت و عصبانی کنن تا جوابشون رو بدیم و بعد عقده هاشون رو خالی کنن . با گفتگو هم موضوع حل نمیشه .
سلام. ما هم یک ساله به قرآن از شر این همسایه بالایی آسایش نداریم هرچی هم که گفتیم بدتر لج کرد و خیلی ازارمون میده من که ازش راضی نیستم نمیگذرم ازش الهی که خدا لعنتش کنه هر روز نفرینش میکنم روزی نیست که مارو اذیتمون نکنه
شعورم خوب چیزیه ساعت ۱۲ ۱ شب تو راه پله شورا دارن بعد ادعای شعورم دارن