کد خبر: 627234
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۳
گذري اجمالي در فلسفه اسلامي(5)
در مبحث گذشته اشاره شد بعضي از شناخت‌ها و ادراكات به هيچ‌وجه قابل شك و ترديد نيست و حتي دليلي كه شك‏گرايان براي توجيه نظريه انحرافي خودشان مبني بر انكار مطلق علم بيان كرده بودند، متضمّن و مستلزم چندين علم بود. حال چنين سؤالي پيش مي‏آيد كه چه فرق اساسي بين انواع ادراكات انسان وجود دارد، به طوري كه بعضي از آنها خطا‌ناپذير و غير‌قابل تشكيك هستند
محمد زند
در مبحث گذشته اشاره شد بعضي از شناخت‌ها و ادراكات به هيچ‌وجه قابل شك و ترديد نيست و حتي دليلي كه شك‏گرايان براي توجيه نظريه انحرافي خودشان مبني بر انكار مطلق علم بيان كرده بودند، متضمّن و مستلزم چندين علم بود. حال چنين سؤالي پيش مي‏آيد كه چه فرق اساسي بين انواع ادراكات انسان وجود دارد، به طوري كه بعضي از آنها خطا‌ناپذير و غير‌قابل تشكيك هستند و بعضي خطا‌بردار و قابل شك و ترديد؟ آنچه در اين هفته و هفته‌هاي آينده بدان خواهيم پرداخت، گزيده‌اي از مباحث شناخت‌شناسي، كتاب آموزش فلسفه، اثر علامه مصباح‌يزدي مي‌باشد.
 
 
 

نخستين تقسيم علم

نخستين تقسيمي كه مي‏توان براي علم در نظر گرفت اين است كه علم يا بدون واسطه صورت‌هاي ذهني به ذات معلوم تعلق مي‏گيرد و وجودعيني معلوم براي عالم و شخص درك‌كننده، منكشف مي‏گردد يا شخص از راه چيزي كه نمايانگر معلوم مي‏باشد و اصطلاحاً صورت يا مفهوم ذهني ناميده مي‏شود از آن آگاه مي‏گردد. قسم اول را «علم حضوري» و قسم دوم را «علم حصولي» مي‏ناميم. تقسيم علم به اين دو قسم، يك تقسيم عقلي و دائر بين نفي و اثبات است و به همين جهت، ‏حالت‏ سومي را در عَرْض اين دو قسم نمي‏توان براي علم فرض كرد.

شدت و ضعف در علوم حضوري

علم و آگاهي هر كسي از خودش به عنوان يك موجود درك‌كننده، علمي غير‌قابل انكار است. منظور از خود انسان همان «من» درك‌كننده و انديشنده است كه با شهود دروني از خودش آگاه است نه اينكه از راه حس و تجربه و به واسطه‌صور و مفاهيم ذهني، آگاهي پيدا كند. به ديگر سخن: خودش عين علم است و در اين علم و آگاهي، تعدّد و تغايري بين علم و عالم و معلوم، وجود ندارد و چنانكه قبلاً اشاره شد «وحدت عالم و معلوم» كامل‌ترين مصداق «حضور معلوم نزد عالم» است. منظور از اين آگاهي، همان يافت بسيط و تجزيه‌ناپذير است نه اين قضيّه كه «من هستم» يا «خودم وجود دارم» كه مركب از چند مفهوم است.

نيز آگاهي ما از حالات رواني و احساسات و عواطف خودمان علمي است بي‌واسطه و حضوري. هنگامي كه دچار «ترس» مي‏شويم اين حالت رواني را مستقيماً و بدون واسطه مي‏يابيم يا هنگامي كه تصميم بر كاري مي‏گيريم از تصميم و اراده خودمان بي‌واسطه آگاه هستيم، به همين دليل است كه وجود شك خودمان، قابل انكار نيست و هيچ‌كس نمي‏تواند ادّعا كند در وجود شكّش هم شك دارد!

از جمله چيزهايي كه با علم حضوري، درك مي‏شود خود صورت‌ها و مفاهيم ذهني است كه آگاهي نفس از آنها به وسيله صورت يا مفهوم ديگري حاصل نمي‏شود و اگر لازم بود كه علم به هر چيزي از راه حصول صورت يا مفهوم ذهني، حاصل شود بايد علم به هر صورت ذهني، به وسيله صورت ديگري تحقّق يابد و علم به آن صورت هم از راه صورت ديگري و بدين ترتيب بايد در مورد يك علم، بي‌نهايت علم‌ها و صورت‌هاي ذهني، تحقق يابد!

راز خطا‌ناپذيري علم حضوري

با توجه به توضيحي كه درباره علم حضوري و علم حصولي و فرق آنها داده شد، معلوم مي‏شود كه چرا علوم حضوري، اساساً خطا‌ناپذيرند چراكه خطاي در ادراك در صورتي قابل تصوّر است كه بين شخص درك‌كننده و ذات درك‌شونده، واسطه‏اي در كار باشد و آگاهي به وسيله آن، تحقّق يابد. در چنين صورتي جاي اين سؤال هست كه اين صورت يا مفهومي كه بين درك‌كننده و درك‌شونده، واسطه شده و نقش نمايانگري از درك شونده را ايفا مي‏كند، آيا دقيقاً درك‌شونده را نشان مي‏دهد و كاملاً با آن مطابقت دارد يا نه؟ امّا در صورتي كه شي‏ء يا شخص درك‌شونده با وجود عيني خودش و بدون هيچ واسطه‏اي نزد درك‌كننده، حاضر باشد يا با آن، وحدت يا اتّحادي داشته باشد، ديگر جاي فرض خطا نيست و نمي‏توان سؤال كرد كه آيا علم با معلوم، مطابقت دارد يا نه؟ زيرا در اين صورت، علم عين معلوم است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار