کد خبر: 626549
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۰
گفت‌وگوي خواندني اينديپندنت با ژان رنو بازيگر محبوب فرانسوي‌ها
مصاحبه بازيگران را دوست ندارد. مسلماً اين حرف براي كسي كه خودش بازيگر حرفه‌اي است توهين تلقي نمي‌شود
معصومه طاهري
در مصاحبه با ژان رنو، به نظر مي‌رسد كمي ناراحت است، زيرا زماني كه من به او مي‌گويم مي‌خواهم با شما مصاحبه كنم مي‌گويد: مصاحبه بازيگران را دوست ندارد. مسلماً اين حرف براي كسي كه خودش بازيگر حرفه‌اي است توهين تلقي نمي‌شود، اما قطعاً اين را نمي‌توان نوعي تحريم ستاره‌ها براي مصاحبه دانست؛ در هر حال من در هتل ادينبورگ مقابل رنو نشسته‌ام تا با او مصاحبه‌اي داشته باشم؛ هرچند عده‌اي مي‌گويند اين زمان براي گفت‌وگو با بازيگر پيشكسوت معمولاً مناسب نيست. رنو به من ثابت كرد آدم اخمويي است يا حداقل من اين طور فكر مي‌كنم كه چنين فردي است. كسي كه با سوابق كاري ژان رنو آشنايي داشته باشد مي‌داند او اغلب در فيلم‌هاي كارگردان فرانسوي لوك بسون بازي كرده است. فيلم‌هاي پرفروش هاليوودي مانند مأموريت غيرممكن، لئون و رونين و...

رنو! اصولاً افرادي مثل شما به طور طبيعي گرايش به تنهايي و خلوت دارند تا بتوانند از اين طريق بهتر روي كار تمركز داشته باشند، براي همين چنين گفت‌وگوهايي جذابيت دارد؛ البته اين نظر من است، شما اعتقادي به اين داريد؟
او به آرامي قبول مي‌كند و مي‌گويد: آه بله، مي‌فهمم و از اين مسئله به شدت انتقاد دارم.
رنو سيگار نمي‌كشد، اما يك پاكت خالي سيگار همراه خودش دارد يا احتمالاً شبيه آن است.  مي‌گويد: اين به دليل نبود اعتماد به نفس بازيگر است كه يك نقص محسوب مي‌شود. من همه را دوست دارم و از شما هم خواهش مي‌كنم به مخاطبان خودتان بگوييد از آنچه برخي بازيگران انجام مي‌دهند شرمنده‌ام. او در مبل فرو مي‌رود و چشمانش را مي‌بندد و محكم پيشاني خودش را فشار مي‌دهد و با تكان دادن سر خود مانند «هيو جان مونگو گرانت» (بازيگر و تهيه‌كننده‌ انگليسي كه به‌خاطر فيلم‌هاي رمانتيك كمدي‌اش مشهور شده ‌و برنده جايزه‌هاي گلدن گلوب و بفتا نيز هست) عمل مي‌كند كه چرا يك بازيگر كمدي رمانتيك نمي‌تواند براي كشورش مفيد باشد.  وي در ادامه مي‌گويد: به نظر من بازيگري در زندگي واقعيت ندارد و يك تقليد از زندگي واقعي است و چيز طبيعي و حقيقي نيست كه عده‌اي به دنبال آن هستند، حتي در گذشته تا مدت‌ها كليسا حاضر به دفن بازيگران نبود. شما اين را مي‌دانستيد؟! درپايان كار شما فقط يك مقلد شده‌ايد كه ادا درمي‌آورد.
امروز رنو از الگوي خاصي تبعيت نمي‌كند با وجود اين‌كه انتقاد زيادي از خودش دارد، كارهايش بيشتر انعكاس قشر متوسط جامعه است. ما قراراست درباره آخرين فيلم او «22گلوله» محصول 2010 سينماي فرانسه صحبت‌هايي داشته باشيم. رنو در اين فيلم (چارلي ماتي) نقش گانگستري را دارد كه ازسوي دوستان مافياي خود 22 گلوله به او اصابت مي‌شود اما زنده مي‌ماند و به دنبال انتقام مي‌رود. رنو اهميت زيادي به فروش و سود فيلم نمي‌دهد. بيش از هر چيزي به نظر مي‌رسد تمايل به كار در موضوعاتي خارج از محدوده خانوادگي، آشنايان و دوستان دارد.
او با افتخار به من گفت: پسر نوجوانش در امتحانات قبول شده بود كه او را به همراه دوستش جاني براي ديدن گروه «اي‌. سي/ دي. سي» (يك گروه هارك استراليايي) و شركت در جشن هالي‌دي به پاريس برده است.
قانوني در فرانسه وجود دارد كه تمام افراد مشهور بايد با دوستان خودشان در جشن هالي‌دي شركت كنند و سهمي داشته باشند؛ كه رنو هم به عنوان مرد محبوب فرانسوي‌ها سال 2006 در جشن عروسي خود زوفيا همسر سومش به‌همراه نيكولاساركوزي بوده است.
از لحاظ حرفه‌اي ژان رنو را كه در حال حاضر 62 سال سن دارد نمي‌توان در طبقه خاصي قرار داد مشخص نيست در چه ژانري بازي مي‌كند. او نمونه يك آدم سختگير است و قدرتش حرف اول را مي‌زند. به نظرم او كسي است كه ترجيح مي‌دهد كارهاي خاص را در فيلم‌هايش دنبال كند. يك بار مانند «لومچو» اما به شكلي احساساتي در فيلم «آبي بي‌نهايت» با غواصي انزو (غواص معروف سيسيلي) 1988حضور دارد، پس از آن در فيلم «لئون» (حرفه‌اي) سال 1994 كه با كارگرداني لوك بسون است، نقش قاتلي را دارد كه عاشق ناتالي پورتمن مي‌شود. در واقع بايد گفت رنو عناصر كمدي، خشونت، حساسيت و آسيب‌‌پذيري را نشان داده كه همه با هم هم‌پوشاني دارند.  رنو با وجود شهرتي كه دارد مي‌گويد: اعتماد به نفس بالايي نسبت به منتقدين خود دارم و حساس نيستم. احترام زيادي براي منتقدين و مخالفان فرانسوي‌ام قائل هستم؛ هرچند منتقدين فرانسوي او را هم مانند دوپارديو متهم به فروش مليتش كرده‌اند.
او مي‌گويد: من نه كارت عضويتي دارم و نه مؤسسه‌اي كه دراين رابطه كار كنم، شما كه اين را مي‌دانيد آه! تمام جوايز و مدال‌هايي كه تاكنون گرفته‌ام داخلي است. در فرانسه، اگر شما استعدادي هم داريد بهتر است آن را همين جا ارائه دهيد و نگه داريد. اگر قصد رفتن به خارج از كشور را هم داريد، خوب است امريكا نباشد. ضرب‌المثل قديمي هست كه مي‌گويد سينماي فرانسه مقابل امريكا مثل قورباغه است. اين خيلي مسخره است اگر يك تنيسور خوب هستيد، نبايد به تورنمنت بين‌المللي برويد. مي‌خواهم بدانم چرا؟ اين چيزي است كه همچنان تا امروز ادامه داشته است. چرا در فرانسه، مركز ملي سينما (سازمان متعلق به فيلم‌هاي دولتي) خيلي طول مي‌كشد تا بخشي از پول فروش بليت سينما را به تمام فيلمسازان جوان فرانسوي كه فيلم‌هايي در امريكا توليد مي‌كنند بدهد؟! اگر اين روال همچنان وجود دارد، به سبك فرانسوي خيلي رياكارانه است و من روي اين تأكيد دارم.
 او مي‌گويد: فكر مي‌كنم اگر مدت‌ها قبل به امريكا رفته بودم شايد لهجه‌ام كمتر فرانسوي بود. براي من به يك رؤيا تبديل شده است تا مثل استيو مك‌كوئين يا جورج كلوني بشوم، اين فوق‌العاده است. جمعيت امريكا درحال تغيير است اما معتقدم جمعيت اسپانيايي‌زبان در حال رشد است، البته نه در اين زمان.  از قضا تمام نقش‌هاي فرانسوي كه رنو در فيلم‌هاي امريكايي بازي مي‌كند تابعيت خاصي براي متعصبانه خودش قائل نيست. ژان رنو اهل كازابلانكاست و آنجا متولد شده، زماني‌كه اسپانيايي‌ها تحت حكومت فرانكو در شرايط بدي بودند پدر و مادر اسپانيايي او در سال1940به مراكش مهاجرت كردند. آن زمان ژان 17سال داشت.  او مي‌گويد: اين ميراث اندلس شخصيت او را ساخته است. سوداي اندلس كه پدرم زماني به من بخشيده در شخصيت من است- چيزي كه امروز درحال نابودي است، اين غم‌انگيز نيست؟!- و من از آن كمك مي‌گيرم. در واقع هنگامي كه شما از زندگي خسته هستيد، چيزي مي‌نويسيد يا مي‌خوريد و... به شما زندگي كردن را يادآوري مي‌كند.
به رنو مي‌گويم: در طول تحقيقاتم، يك مقاله علمي پيدا كردم، از شما به‌عنوان سوپراستاري در سينماي امريكا ياد كرده بود كه با كاراكتر اكشن امريكايي رابرت دنيرو در فيلم«رونين» همراه هستيد و به‌عنوان قدرت سينمايي فرانسه و ايالات متحده از شما ياد مي‌كرد (دل سير خنديد) و از چنين ديدگاهي خوشحال مي‌شود.

از او سؤال مي‌كنم به كدام كار سينمايي خودت افتخار مي‌كني و از آن راضي هستي؟
مي‌گويد: آه! نمي‌دانم وقتي به عقب بر‌مي‌گردم و مرور دوباره به گذشته دارم بايد احساس بيزاري داشته باشم ‌كه يك بار سنگيني روي دوش دارم! بعد شانه‌هايش را بالا مي‌اندازد و سكوت مي‌كند، به فكر مي‌رود و ادامه مي‌دهد: براي من سخت است تا همه فيلم‌هايم را كه در سينما بازي كردم به‌خاطر بياورم.
آن‌چه مشخص است رنو دوست دارد تا در مؤسسه توليد فيلم كار كند، زيرا با هر فيلمي كه به آن اشاره مي‌كند، اسم مليت‌هاي مختلفي كه در آن كار مي‌كنند را يادش مي‌آيد و حكايت كوتاهي از اتفاقاتي كه افتاده را تعريف مي‌كند و مي‌گويد: برايم لذتبخش است چون من تمايل داشتم تا با مردم باشم. اين حس براي مردي كه در فرهنگ‌هاي مختلف بزرگ شده حس خوشايندي است.
فكر مي‌كنم رنو ترجيح مي‌دهد فيلم‌هايي را بازي كند كه ديده شود- البته فيلم‌هايي كه خودش درآن است- به هرحال پس از اين‌كه در سكانسي بازي دارد، در پايان كار خودش را به شدت نقد مي‌كند بدون اين‌كه حتي در آن كار مشكلي وجود داشته باشد.
قبلاً به من توصيه كرده بودند كه رنو دوست ندارد در مورد فيلم‌هاي قديمي خودش با همكاري بسون صحبت كند اما من نمي‌توانستم آنجا را ترك كنم ولي درمورد لئون (حرفه‌اي) با كارگرداني لوك بسون حرفي نزدم، زيرا بسياري آن را بهترين كار رنو مي‌دانند و مي‌خواستم بدانم كه رنو اين روزها به چه فكر مي‌كند و كدام يك از كارهايش را انتخاب مي‌كند.
در جواب مي‌گويد: نمي‌دانم! مي‌دانيد در سكانسي كه من به ناتالي لباس مي‌دهم و او مي‌پوشد؟ من به لوك گفتم بايد اين سكانس را دوباره تمرين كنيم. او رفت و گفت: بله، بله، بله، صبر كنيد دوباره تكرار مي‌كنيم اما هرگز تكرار نشد، او مي‌دانست براي من اين صحنه لعنتي آن چيزي نيست كه درنظر دارم.
درهرحال زمان گفت‌وگوي من با ژان رنو تمام شد. اما نمي‌دانم آيا اين مصاحبه باعث تغيير نظر درباره حرفه بازيگري شده است يا نه؟! من او را دوست دارم، زيرا او ستاره‌اي است كه بي‌پرده حرفش را مي‌زند. بيشتر از همه اين‌كه او مي‌دانست Sean BeanO اسم من چه معني دارد.

مصاحبه از: Sean BeanO
نشريه: Indipendent
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار