اگرچه بسيج از 5 آذر سال 58 رسماً تشكيل شد،اما روحيه بسيجي كه براي تقريباً تمام ملت ايران فرهنگي تحسينبرانگيز است، قبل از انقلاب هم به لطف و بركت نفس حضرت امام (ره) در ملت انقلابي و مسلمان ايران دميده شد. اما زماني كه بسيج رسماً تشكيل شد هدف از تشكيل آن، مهيا شدن يك نيروي ايراني مسلمان انقلابي و در عين حال سلامت و باصلابت بود كه در كنار اين ويژگيها ارزشهاي معنوي و انساني بسيار بالايي را در خود نهادينه كرده و روز به روز در راه خدا و در مسير ولايت در حال حركت و پيشرفت باشد. لذا قرار شد شجره طيبه بسيج مقدمه تشكيل بسيج نهضت جهاني اسلام و تحت تأثير قرار دادن تمام دنيا از آرمانهاي اسلام انقلابي خميني كبير و حزب الله باشد. اما يكي از تأكيدات و منويات رهبري در ساليان اخير مسئله سبك زندگي ايراني و اسلامي و بهبود وضع حاكم در كشور حول محور اين مسئله است. با توجه به اينكه بسيج هميشه در تمامي رويدادها خطشكن بوده و در اجراي دستورات رهبري و ولايت هميشه پيشقدم است، توقعات از بسيج در رابطه با فعاليت در مورد مسئله سبك زندگي بيشتر از ساير ارگانهاست. حال با توجه به اينكه رهبري مسئله سبك زندگي را بارها عنوان كردهاند بايد به صورت يك نگرش و فرهنگ به آن رسيدگي نمود؛ براي اين امر بايد از سنين كودكي برنامه و تدبير داشت. مهمترين سازمان در بسيج براي رسيدگي به اين امر آن هم به صورت مبنا و پايه سازمان بسيج دانشآموزي است كه قشر نوجوان را در ذيل خود دارد.
اگر بخواهيم مسئله سبك زندگي را در دو بعد عيني و ذهني قلمداد كنيم، ذهني: يعني نگاه به زندگي و ابعادش و آيندهنگري، عيني:هم رفتار و شرايط عملي كه در زندگي است، يعني تلاشي كه در راه حفظ آنچه داريم انجام ميدهيم و به دست آوردن چيزهايي كه مطلوب قلمداد ميكنيم، پس به طور طبيعي اين سبك زندگي محصول يك دوره زماني ميتواند باشد كه در واقع اين ويژگيهاي ذهني و عيني را در انسان نهادينه كرده و قوت ميبخشد. به نوعي ميتوان گفت اين محصول نوعي تربيت و پرورش است. شكر خدا در جامعه اسلامي و انقلابي ما مقام معظم رهبري بحث «سبك زندگي اسلامي»را مد نظر قرار داده و به دنبال باز كردن جوانب اين مسئله هستند.
آنطور كه رهبري نيز بيان داشتهاند، تمدن نوين اسلامي به طور طبيعي بايد بين افراد و مردم خود سبك زندگي متناسب را داشته باشد تا تمدن اسلامي محقق شود. وگرنه نميشود ما شعار و تابلوي تمدن نوين اسلامي را داشته باشيم و سبك زندگيمان متناسب با الگوهاي غربي باشد. از اين منظر نقش آموزش و پرورش به طور كل و نقش بسيج دانشآموزي به طور ويژه در تربيت كودكان و نوجوانان ايراني محسوس است، چرا كه بسيج دانشآموزي نسل نوپاي جامعه را در اختيار دارد و گاهي تأثيرات اين سازمان به لحاظ برنامههايش از جامعه نوجواني نيز گسترش پيدا ميكند. قطعاً همين كمك به شكلگيري مشي و منش آيندهسازان جامعه با آموزههاي ديني و ملي ميتواند محقق ساز تمدن نوين اسلامي باشد.
از اين رو بسيج دانشآموزي به عنوان پيگير و پيغامآور فرهنگ ديني، اسلامي و ايراني تأثيرگذار است. همچنين در تربيت جوانان و اينكه يك جوان به اين مسئله برسد كه چه كسي است و هدف از زندگي چيست، به كجا ميرود و چه تواناييهايي دارد، همين شناخت و خودباوري ميتواند مانند محور اصلي عمل كند و اگر در همين حد موفق باشد باز هم در شكلگيري تمدن نوين اسلامي سهمي بزرگ دارد. اما بسيج دانشآموزي برنامههايي براي نيل به اين اهداف دارد. در بخشهاي فرهنگي گروههايي به اين منظور تشكيل ميشود مانند سرود يا نشريات كه با توجه به درون مايه فلسفه وجودي بسيج همراه با آموزههاي ديني، انقلابي كه خاص ذات بسيج است شكل ميگيرند و به تربيت جوان ميپردازند.
در بخش ورزش، اهداف و آمال بچهها با همان شاخصها صورت ميگيرد، حلقههاي صالحين نيز خود تأثير بسزايي دارد و ميخواهد بگويد مسائلي كه در فرهنگ و آموزههاي ديني ما درست است بايد به جاي مسائل غير مطلوب و مضر انتخاب شده و پرورش يابد. در كل بسيج دانشآموزي با در اختيار داشتن نسل آينده، ميخواهد آينده انقلاب را بيمه سازد و بتواند نسلي پرورش دهد كه با انتخاب سبك زندگي ايراني، اسلامي و انقلابي خالق تمدن نوين اسلامي با پايه كاملاً اسلامي باشد. به هر حال بسيج تلاش ميكند تا فرزندان ما هنگام جواني و ورود به جامعه نسبت درستي از ايراني بودن و مسلمان بودن و انقلابي زيستن داشته باشند و بتواند همخواني درستي از اين سه مقوله براي خود در اختيار داشته باشند كه اين تنها با زندگي در فرهنگ و سبك ايراني و اسلامي همراه با روحيه بسيجي امكانپذير است.
*
رئيس سازمان بسيج دانشآموزي