آغازي به سوي افتخار
سال 77 بود كه اولين سريال مقدم به آنتن شبكه سوم سيمايي رفت كه در آن روزها به تازگي به دو شبكه ديگر تلويزيون اضافه شده بود. «به سوي افتخار» نوشته سعيد سلطاني و با بازي داريوش ارجمند، سياوش طهمورث، مهدي فتحي، اكبر عبدي، افسر اسدي، الهام پاوهنژاد، ماجراي دو تيم «اميد» و «خورشيد» بود كه «داريوش ارجمند» در نقش هادي خضوئي مربي تيم «اميد»، نماد جوانمردي و اخلاقگرايي در ورزش به حساب ميآمد و در مقابل سياوش طهمورث مربي تيم «خورشيد» نماد ضدقهرماني به تمام عيار و مربي بدطينتي بود كه به هر حقه و بهانهاي بود ميخواست به اهداف خود برسد. سريال در آن روزها توانست حجم بالايي از مخاطبان را پاي تماشاي خود بنشاند و آغازي جنجالي باشد براي روند سريالسازي كارگرداني كه همواره سريالهايي مطابق با ذائقه مخاطب ميسازد. مقدم البته پيش از ورود به بازار سريالسازي تلويزيوني، تجربه ساخت سه فيلم سينمايي با نامهاي گرگهاي گرسنه در سال 70، شكوه بازگشت در سال 71 و شيخ مفيد در سال 74 را هم در كارنامه خود داشت و همچنين سابقه دستيار كارگرداني در سريال ناصر تقوايي در دهه 50 شمسي را هم داشت اما هيچ كدام از فيلمهاي سينمايي مقدم نتوانستند، موفقيتي سريالسازي تلويزيوني را برايش به ارمغان بياورند.
مادرانگي روزهاي زندگي
هنوز چند ماهي از اتمام سريال «به سوي افتخار» كه با نام خضوئي در ميان مردم مشهور شد، نگذشته بود كه دومين سريال سيروس مقدم بار ديگر به آنتن شبكه سوم سيما نشست. «روزهاي زندگي» با بازي مجيد مظفري و كتايون رياحي، داستان زني تحصيلكرده بود كه پس از سالها به همراه همسرش به ايران بازميگردد. زن كه خود از نعمت داشتن فرزند محروم بود، سالها پيش دختري را به فرزندخواندگي پذيرفته است اما اتفاقاتي باعث ميشود كه ترس از دست دادن فرزندخوانده و مهر مادري افراطي به او، مادر را تا سر حد جنون برساند و تمام لحظاتش پر از استرس از دست دادن فرزندخواندهاش شود. اين سريال در آن روزها توانسته بود مخاطبان بسياري را چهارشنبه شبها پاي تماشاي شبكه سوم سيما بنشاند و به ذائقهشان خوش بيايد.
«مسافر»ي كه بدعت بود
سومين سريال سيروس مقدم كه سال 79 به آنتن شبكه جديدالورود آن سالهاي رسانه ملي رفت، «مسافر» بود. سريال مسافر با بازي «ابوالفضل پورعرب» و «پانته آ بهرام» داستان دايي و خواهرزادهاي را روايت ميكرد كه هر دو در دام اعتياد دست و پنجه نرم ميكردند. در اين ميان دايي داستان با بازي پورعرب پس از آشنايي با دختري، تصميم به ترك اعتياد ميگيرد و در كمپي بستري ميشود. فيلم به دليل پرداخت بيپروا و بديع به موضوع اعتياد در آن سالها توانست توجه بسياري را به خود جلب كند و به نوعي يكي از عوامل پر طرفدارتر شدن شبكه تهران آن روزها شد.
پليس جوان؛ عشقي كه جاودان ماند
سال 80 سالي بود كه يكي از پرطرفدارترين ساختههاي مقدم به آنتن شبكه سوم سيما رفت. «پليس جوان» با بازي شهاب حسيني، پروانه معصومي، داريوش ارجمند، مريلا زارعي و فرهاد اصلاني، داستان يونس هدايتي فارغالتحصيل دانشكده افسري بود كه پس از خروج از دانشگاه در يكي از كلانتريهاي شهر مشغول به كار ميشود و در اين ميان درگير باند تبهكاري ميشود كه قاچاق انسان ميكردند. بازي شهاب حسيني كه يكي از محبوبترين چهره جوان آن روزها بود و ماجراي عشقي كه ميان پليس فيلم و نامزدش وجود داشت، باعث شده بود كه پليس جوان يكي از محبوبترين سريالهاي مقدم نام بگيرد و حتي بازپخش فيلم پس از بيش از يك دهه در شبكه آي فيلم بار ديگر با استقبال مخاطبان روبهرو شود. پس از پليس جوان، سيروس مقدم در سال 81 دو سريال «درياييها» و «وكيل» را به آنتن شبكه پنجم سيما رساند و سپس در سال 83 سريال «بانويي ديگر» و در سال 84 سريال «مزرعه كوچك» او هر دو در شبكه پنجم سيما پخش شدند؛ سريالهايي كه مانند ساير آثار مقدم نتوانستند در طول سالهاي فيلم سالهاي اخير چندان در ذهن مردم باقي بمانند.
ريحانه زنانه
مقدم پس از سه سريال نه چندان موفق وكيل، بانويي ديگر و مزرعه كوچك، سريال ريحانه را ساخت. «ريحانه» داستان زندگي دختري به نام ريحانه با بازي زيبا بروفه را روايت ميكند كه در روند زندگي عادي خود ناگهان متوجه ميشود از نظر پيشينه خانوادگي آن چيزي نيست كه تاكنون خود فكر ميكرده. همين مسئله زندگي او را با تحولي بزرگ روبهرو ميكند و باعث ميشود او به دنبال هويت واقعي خود دست به كاوش بزند. داستان سريال در دو بازه زماني متفاوت يكي زمان حال و ديگري دوره حكومت پهلوي دوم روايت ميشود. ريحانه در بازگشت به گذشتهاش با مشكلاتي روبهرو ميشود و زندگي عادي خود و مادرش را در معرض خطر ميبيند. ديگر بازيگران مجموعه رؤيا تيموريان، ايرج نوذري، حسن پورشيرازي، مرجان محتشم، عنايت بخشي و افسر اسدي بودند. از مشخصههاي ريحانه اين بود كه محوريت داستان بر شخصيت دختر داستان ميگذشت، دختري مستقل و متكي به خود كه مسئوليت زندگي خود و مادرش را بر عهده گرفته بود و شايد ريحانه را بيش از هر چيز بتوان پيشزمينه موفقي براي ساخته بعدي مقدم دانست.
نرگس؛ اولين ملو درام 90 شبي كه دلها را برد
تابستان سال 85 زماني كه مدارس و دانشگاههاي در تعطيلات به سر ميبردند، براي اولينبار سريال ملودرامي به صورت روتين شبانه به آنتن رسانه ملي رفت. «نرگس» سيروس مقدم با داستاني عاشقانه و مطرح كردن موضوعاتي كه پيش از آن تابوي رسانه ملي محسوب ميشدند، توانست حجم چشمگيري از مخاطبان را پاي تماشاي شبهاي تلويزيون بنشاند. «نرگس» داستان دختر مستقلي بود كه تكيهگاه اعضاي خانوادهاش به حساب ميآمد؛ دختري كه با ارادهاي آهنين با تمام مشكلات پيرامون دست و پنجه نرم ميكرد و در نهايت به پيروزي دست مييافت. در مقابل «نرگس» اما كاراكتر بدمني به نام «شوكت» با بازي تحسينبرانگيز حسن پورشيرازي قرار داشت كه مقاومت نرگس در برابر بدخواهيهاي شوكت سرانجام باعث پيروزي او شد. در اين ميان ازدواج پرحاشيه خواهر نرگس با پسر شوكت و گرههاي داستاني جذاب و ريتم تند فيلم باعث شد كه نرگس بدعتي در عرصه سريالسازي تلويزيوني محسوب شود. يكي از مهمترين مشخصههاي نرگس اين بود كه پوپك گلدره كه نقش نرگس سريال را بازي ميكرد در زمان فيلمبرداري به دليل تصادف جان خود را از دست داد و پس از او ستاره اسكندي با بازي درونگرا و در تقابل با بازي برونگراي گلدره جاي او را در اين سريال گرفت. نرگس به عنوان اولين تجربه مجموعه ملودرام 90 شبي توانست با استقبال بينظير و غيرقابل پيشبيني از سوي مردم روبهرو شود و راه را براي ادامه اين روند مجموعهسازي در شبكههاي سيما باز كند.
روايت شيطان در اغما
پس از نرگس، سيروس مقدم در همان سال 85، سريال ديگري را به آنتن شبكه سوم سيما رساند با نام «پرواز در حباب» با بازي حامد كميلي و مرجان محتشم اما اين سريال آنچنان كه بايد ديده نشد تا ماه رمضان سال 86 كه مقدم سريال جنجالي و پرحاشيه اغما را به كنداكتور رمضاني شبكه اول سيما برد. «اغما» با تم ماورايياش داستان شيطاني بود كه در جسم انساني پرهيزكار با نام الياس حلول كرده بود تا دكتر پژوهان را با بازي امين تارخ كه پزشك متدين و متعهدي بود از مسير زندگي سالم دور كند. با اينكه تم ماورايي و حضور شيطان در قالب انسان از سال 82 در سريالهاي رمضان شبكههاي سيروس مقدم نتوانست با اقبال مساعد مخاطبان روبهرو شود و مقدم باز هم نشان داد پا به هر ژانري از مجموعهسازي كه بگذارد، ميتوان سليقه مخاطبان را برآورده ساخت.
مقدم و تجربه كنداكتور نوروزي
رمضان سال 86 گذشت و نوبت به نوروز سال 87 رسيد تا سيروس مقدم اين بار شانس خود را در كنداكتور نوروزي رسانه ملي امتحان كند و «پيامك از ديار باقي» را راهي شبهاي شبكه يك سيما كند. سريال داستان مردي به نام «منصور» با بازي محمدرضا شريفينيا بود كه براي فرار از طلبكاران، خود را به مردن زده و در گوري جاي گرفته بود. در اين ميان اما بيرون آمدن او از قبر با مشكلاتي مواجه ميشود كه اتفاقات بعدي سريال را رقم ميزند. حميد لولايي، افسانه بايگان، رضا شفيعيجم، حامد كميلي، محمدرضا شريفي نيا، شيلا خداداد و سروش گودرزي از ديگر بازيگران سريال بودند و مقدم با اين مجموعه نشان داد ميتواند از پس كنداكتور نوروزي سيما هم به خوبي بربيايد.
از روز حسرت تا رستگاري
مقدم پس از تجربه موفق اغما در رمضان سال 86، دو سال بعد و در سال 88 بار ديگر در فهرست مجموعهسازان رمضان سيما جاي گرفت و روز حسرت را به آنتن شبكه يك سيما برد. اين سريال ماجراي وكيلي به نام نرجس با بازي افسانه بايگان بود كه به همراه همسرش (فرامرز قريبيان) و پسرش (پوريا پورسرخ) و عروسش (ليندا كياني) زندگي آرامي دارد، نرجس خوابي عجيب ميبيند كه زندگي او و خانوادهاش را دستخوش تغيير و تحول ميكند و در ادامه حضور همسر دوم پسرش در زندگي آنها، آرامش زندگيشان را به خطر مياندازد. روز حسرت اما نتوانست موفقيت اغما را تكرار كند و همچنان هم اغما مهمترين سريال رمضاني سيروس مقدم در دوره مجموعهسازياش محسوب ميشود. در سال 88 علاوه بر «روز حسرت» سريال ديگري به كارگرداني مقدم در رسانه ملي و اين بار در شبكه سوم سيما جاي گرفت. «رستگاران» داستان دختري به نام خجسته با بازي روناك يونسي را روايت ميكند كه در پي ناپديد شدن شوهرش احمدرضا روانه تهران شده تا خبري از او به دست آورد. رستگاران هم به نوعي برداشتي از داستان نرگس بود؛ دختري كه به تنهايي همه مشكلات اطرافيان را به دوش ميكشد و سعي در رفع اين معضلات دارد، رستگاران اما هيچگاه نتوانست محبوبيت نرگس را تكرار كند. پس از رستگاران نوبت به دومين تجربه نوروزي سيروس مقدم رسيد. امير جعفري، آتيلا پسياني، مريم اميرجلالي، ناهيد مسلمي و سعيد آقاخاني از بازيگران سريال بودند و داستان چهار ديواري هم مشكلات بر سر راه ازدواج جوانان را مطرح ميكرد. «زير هشت» هم در همان سال به آنتن شبكه اول سيما نشست دومين همكاري مقدم و امير جعفري بود؛ سريالي كه در آن روزها نتوانست آنطور كه بايد و شايد ذائقه مخاطبان را برآورده سازد.
پايتخت، نقطه عطفي براي كارنامه مقدم
نوروز سال 90، زماني كه مهمترين كنداكتور نوروزي رسانه ملي به سريال پايتخت رسيد، حتي خوشبينترين عوامل كار هم فكر نميكردند سريال پايتخت بدون استفاده از بازيگران چهره و با داستاني كه در خانوادهاي روستايي ميگذشت بتواند تا به اين اندازه با استقبال مخاطبان روبهرو شود. اين سريال داستان خانواده نقي را روايت ميكرد كه از عليآباد مازندران راهي تهران ميشوند و در تعطيلات نوروزي به همراه يك كاميون از اسباب و اثاثيهشان در پايتخت سرگردان شده به اجبار روزهاي عيد را در كاميون ميگذرانند و در اين ميان اتفاقات كميكي برايشان رخ ميدهد. محبوبيت سريال جنجالي پايتخت باعث شد كه از همان روزهاي ابتدايي سال 90 زمزمههايي از توليد سري دوم اين سريال به گوش برسد اما در نهايت پايتخت 2 به كنداكتور نوروزي سال 92 رسيد و به رغم ساير سري دومها كه موفقيت سري اول را ندارند، توانست موفقيتي بيشتر از سري اولش به دست بياورد. در سري دوم نقي و خانوادهاش براي نصب گنبد و گلدستهاي در قشم از مازندران راهي جنوب كشور ميشوند و در اين ميان اتفاقات جالبي برايشان رخ ميدهد. موفقيت ادامهدار پايتخت در سري دوم باعث شد كه بار ديگر صحبتهايي مبني بر ساخت سري بعدي سريال به گوش برسد، در نهايت قرار شد سيروس مقدم سري سوم را براي نوروز سال 93 به آنتن شبكه 3 برساند و در اين سري نقي و ارسطو با كاميون راهي كشور تاجيكستان شوند. جالب اينجاست كه براساس نظرسنجي رسانه ملي سريال پايتخت محبوبترين سريال نوروزي صدا و سيما نام گرفته است كه اين خود نشان از محبوبيت آثار مقدم در ميان مخاطبان دارد.
از ثريا تا ديوار
پس از سريال طنز «پايتخت»، مقدم بار ديگر به ساخت ملودرامهاي خانوادگي روي آورد و به ثريا رسيد. «تا ثريا» ماجراي زني به نام ثريا (آزيتا حاجيان) بود كه 15 سال پيش شوهر خود را از دست داده، در بيمارستاني مشغول به پرستاري است. او با سرهنگ (همايون ارشادي) كه يكي از بيمارها بوده است، آشنا ميشود و پس از درمان او، پنهاني با يكديگر ازدواج ميكنند. در اين ميان ثريا مبلغ هنگفتي را به پسر سرهنگ (مهران احمدي) قرض ميدهد و قرار ميشود كه سود پول را نيز از او بگيرد. «تا ثريا» در پاييز 90 در شبكه اول سيما پخش شد و توانست موفقيت نسبي را در جذب مخاطب از آن خود كند. نوروز سال 91، مقدم كه تجربه ساخت سريال پايتخت يك را داشت، سريال «چك برگشتي» را بار ديگر به همراه امير جعفري به آنتن شبكه يك سيما برد؛ سريالي كه به هيچ عنوان نتوانست موفقيت پايتخت را تكرار كند پس از آن هم سريال «ديوار» با بازي آتيلا پسياني، مهدي سلطاني، فريبا كوثري و مهرداد صديقيان مهرماه پخش شد؛ سريالي كه ادامه نوع سريالسازي مقدم در «زير هشت» و «چك برگشتي» بود.
راز موفقيت مقدم
اينكه چرا سريالهاي سيروس مقدم تا به اين اندازه در دل مخاطبان جا باز ميكند، شايد بيش از همه به شناختي بازميگردد كه سيروس مقدم در طول ساليان فعاليت خود از علايق و سلايق مخاطب ايراني پيدا كرده است؛ شناختي كه باعث شده همه آثار مقدم صفت مشترك محبوبيت را به همراه داشته باشند.
كارگردان محبوب تلويزيون اين روزها آخرين سريالش را به آنتن شبانه شبكه سوم سيما رسانده است و اينطور كه به نظر ميرسد «بچههاي نسبتاً بد» با تركيب بازيگران و تمروايياش، ميتواند ادامهدهنده روند محبوبيت سريالهاي مقدم باشد و در اين روزهايي كه شبكههاي ماهوارهاي از هر حربهاي براي جذب مخاطبان ايراني بهره ميبرند، حضور كارگردانان كاربلدي مانند سيروس مقدم در عرصه سريالسازي تلويزيوني ميتواند آلترناتيوي باشد براي برونرفت از روزهاي كسادي بازار رسانه ملي.