کد خبر: 523457
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۳
گفت‌وگوي «جوان» با «جليل سامان» كارگردان سريال «پروانه»
مصطفي شاه كرمي
سريال «پروانه» يك دوره زماني چند ساله را در نظر گرفته است و در اين محدوده زماني ماجراهايي را روايت مي‌كند. اين سريال در قالب يك درام جذاب به مسائل و اتفاقات سياسي - اجتماعي اواخر دهه ۵۰ و سال‌هاي قبل از انقلاب، نحوه عضو‌گيري برخي از گروه‌هاي مبارز و سرنوشت محتوم آنها مي‌پردازد. «جليل سامان» علاوه بر كارگرداني، فيلمنامه اين اثر را هم خودش نوشته است. سامان با ساخت سريال «ارمغان تاريكي» كه سال گذشته از شبكه سه سيما پخش شد، با ذائقه مخاطب در برخورد با آثار سياسي آشنايي پيدا كرد. در گفت‌و‌‌گويي كه با جليل سامان داشتيم به بررسي شباهت‌ها، تفاوت‌ها و برخي حواشي ايجاد شده پيرامون اين سريال پرداختيم كه مشروح آن را در ادامه مي‌خوانيد.

به عنوان سؤال اول بفرماييد كه ايده اوليه سريال «پروانه» چه زماني و بر اساس چه موضوعي شكل گرفت؟
زماني كه ما در حال ساخت سريال «ارمغان تاريكي» بوديم و آن را پخش مي‌كرديم، گويا بخشي از مخاطبان آن افرادي بودند كه قبلاً خودشان با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در ارتباط بوده‌اند. از طريق يكي از دوستان خاطره‌اي را از يك موضوعي به گوش من رساندند كه به واقع يك لحظه شايد ۱۰ دقيقه‌اي از يك اتفاق بوده است. در واقع اين سريال داستان و روايتي از جنايت و مكافات سازمان منافقين است. واقعيت اين است كه آن اتفاق آنقدر روي من تأثيرگذار بود كه تبديل به اتفاق پاياني سريال شد و من در واقع مابقي سريال «پروانه» را بر اساس آن بنا كردم.

سريال «پروانه» يكسري تشابهاتي در برخي وجوه مختلف با سريال قبلي شما يعني «ارمغان تاريكي» دارد. به طور مثال پوشش لباس و گريم شخصيت ‌ امير با بازي «حامد كميلي» به عنوان يكي از شخصيت‌هاي محوري اين سريال با كاراكتر«مجيد» كه آرش مجيدي نقش آن را در «ارمغان تاريكي» بازي مي‌كرد، دارد. يا مثلاً نوع نگاه و هدف دوستان و سازمان متبوع‌ امير در ايجاد و خلق يك رابطه عاشقانه با شخصيت «پروانه» (جهت نفوذ به درون خانواده و بهره‌برداري‌هاي بعدي) با سير دراماتيك قصه سريال «ارمغان تاريكي» متشابه هستند، لطفاً براي توضيح و روشن‌تر شدن اين مبحث، وجوه مختلف تفاوت‌هاي اين دو سريال را براي مخاطبان ما تشريح كنيد.
تفاوت‌هاي اين دو سريال با پخش قسمت‌هاي جديدتر و اصطلاحاً جلو رفتن قصه بيشتر نمايان خواهد شد و وجه تمايزشان كاملاً مشهود مي‌شود. مخاطبي كه سريال «ارمغان تاريكي» را ديده است وقتي با اين كار مواجه مي‌شود در ابتدا گمان مي‌كند كه دارد همان خط سريال قبلي را تماشا مي‌كند ‌اما وقتي كه سريال و قصه اصلي جلوتر مي‌رود مخاطب تفاوت‌هاي بيشتري را مي‌تواند احصا كند. اگر به ياد داشته باشيد در همان ابتداي سريال «ارمغان تاريكي» شخصيت اصلي ما كه «مجيد» نام داشت عاشق پيشه بود و به دنبال اين بود كه يك ازدواج ساختگي را ترتيب دهد تا بتواند وارد خانواده «سارا» شود تا بتواند با نزديكي به عموي سارا اطلاعات مورد نياز سازمان خودش را كسب كند. ضمن اينكه مضمون قصه سريال «ارمغان تاريكي» هم چيز ديگري بود، به واقع مجيد يك فرد سطحي نگر و دنيا محور است كه نمادش هم شكاك بودن اوست. وقتي كار به آنجايي مي‌رسد كه به خاطر درگيري عاطفي و به خاطر حادثه‌اي كه براي همسرش پيش مي‌آيد (صورتش را با اسيد مي‌سوزانند) از چشمانش مي‌گذرد و خودش را به نابينايي مي‌زند، عكاسي را كنار مي‌گذارد و به يكسري مفاهيم ارجح‌تر و والاتر عرفاني دست پيدا مي‌كند. به گفته ديگر در سريال «ارمغان تاريكي» عشقي كه واقعي است باعث تحول و متعالي شدن كاراكتر «مجيد» مي‌شود. ‌اما در اين سريال حتي من يك مقدار نگراني دارم و آن اينكه هر چه سريال جلوتر مي‌رود مخاطب متوجه مي‌شود كه براي‌ امير جريان عشقي وجود ندارد. به گفته ديگر كاراكتر « امير» در سريال «پروانه» خردمندتر و پخته‌تر از شخصيت «مجيد» سريال «ارمغان تاريكي» است! مجيد عاشق پيشه بود ‌اما ‌ امير با مسائل كاملاً عقلاني برخورد مي‌كند. درست است كه به نظر مي‌رسد «پروانه» درگير يك احساس عاشقانه (يك طرفه) است ‌اما در «ارمغان تاريكي» ديديم كه هر دو شخصيت عاشق يكديگر بودند (عشق دو طرفه). شخصيت سارا در سريال ارمغان تاريكي خردمندانه‌تر از پروانه است و در اين طرف‌ امير عاقلانه‌تر از مجيد رفتار مي‌كند كه هر چه قصه جلوتر مي‌رود مخاطب اين وجوه تمايز را بيشتر مي‌بيند و احساس مي‌كند.

هنگام انتخاب حامد كميلي براي ايفاي نقش كاراكتر ‌ امير( كه ابعاد مختلف شخصيتي يك مبارز سياسي بر آن مترتب است)، به خاطر سابقه ذهني مخاطب از ايفاي نقش پرسوناژهايي كه كميلي آنها را ايفا كرده است(عموماً جواني به دور از كارهاي مبارزاتي كه درگير مباحث و مسائل عشقي، عاطفي و اجتماعي است) نمي‌ترسيديد كه موجب عدم برقراري ارتباط و قبول كردن شخصيت ‌ امير از جانب مخاطب تلويزيون شود؟ ضمن اينكه در سريال «پروانه» هم مثل سريال «ارمغان تاريكي» نقش اصلي زن را به يك بازيگر كمتر شناخته شده(البته براي مخاطب تلويزيون) سپرده‌ايد. آيا اين كار يك حركت از قبل طراحي شده است كه هدفش معرفي بازيگر جديد است يا اينكه اتفاقي يا توصيه‌اي است؟
در كار سريال‌سازي بر خلاف فيلمسازي، يك اصل وجود دارد و آن اين است كه سينما مخاطبش خاص است. يعني تماشاچي بين چند فيلم انتخاب مي‌كند كه به ديدن چه فيلمي برود، حالا ممكن است اين فيلم را به خاطر بازيگران خاصي انتخاب كند. بنابراين مهم نيست كه اين ملاك‌ها بين مخاطبان به شكلي همه‌گير وجود داشته باشد‌ اما شما وقتي براي تلويزيون كار مي‌كنيد بايد حتماً بتوانيد تعداد مخاطبان بيشتري را به‌رغم داشتن سلايق متنوع و گاه مؤلفه‌هاي متفاوت در انتخاب سريال، با خودتان همراه كنيد. در اين بين قطعاً يكي از راه‌هاي جذب مخاطب استفاده از چهره‌ها و بازيگران شناخته شده‌تر است. بازي حامد كميلي را من دوست داشتم و به دليل اينكه براي مخاطب تلويزيون شناخته شده است مايل بودم كه او را در اين سريال تجربه كنم؛ چراكه بيننده نسبت به او «سمپاتي» دارد.‌اما براي پرهيز از كليشه، سعي كردم انتخابم «كليشه‌اي» نباشد. شايد اگر كس ديگري بود حامد كميلي را به خاطر تصويري كه در ذهن مخاطب از او وجود دارد، انتخاب نمي‌كرد! من اين شكل هنجارشكني را دوست دارم، به واقع دوست دارم بازيگران اين فيلم نسبت به فيلمي ديگر كاملاً متفاوت باشند. با اين همه شايد آرش مجيدي به نوعي «فيت» اين نقش بود، ولي من نمي‌خواستم اين كار را بكنم؛ چراكه مي‌خواستم شخصيت جديدي را خلق كنم! ممكن بود كه آرش مجيدي در اين كار متفاوت بازي كند ‌اما قطعاً به خاطر همان پس زمينه ذهني مخاطب از شخصيت «مجيد» در سريال ارمغان تاريكي، شخصيت «مجيد» با شخصيت « امير» آنقدر ممزوج مي‌شد كه مقداري روي يكديگر اثر مي‌گذاشت. مايل بودم كه آرش مجيدي همان شخصيت «مجيد» ارمغان تاريكي بماند. در مورد انتخاب بازيگر خانم كمتر شناخته شده، دقيقاً هدفم معرفي چهره جديد به مخاطب است‌ اما چيزي مهم‌تر از اين موارد است و آن اين سؤال است كه كدام بازيگر از پس ايفاي اين نقش برمي‌آيد؟ يعني ممكن بود كه من بازيگري را پيدا كنم كه بتواند اين نقش را بازي كند و ريسك انتخاب يك نابازيگر (بازيگر كمتر شناخته شده) را نپذيرم،‌اما به دليل اينكه من خودم سابقه تئاتر دارم و با حرفه بازيگري كارم را شروع كرده‌ام دوست دارم و مايلم كه چهره‌هاي جديدي را به تلويزيون، سينما و به طور كلي به مخاطبان معرفي كنم.

آقاي سامان! آيا اين سريال را مي‌توان در قالب يك كار سفارشي تعريف كرد؟
كار سفارشي يعني چه؟ يعني كاري كه تلويزيون به من سفارش داده باشد؟

بله! منظورم همان معني عرفي است كه از لفظ «سفارشي» بودن برداشت مي‌شود.
خير. يعني اينكه من يك طرحي داشتم (همانطور كه در پاسخ به سؤال اول شما گفتم) و آن را بردم تلويزيون. اتفاقاً به دوستان گفتم كه اين سريال براي پخش در ايام دهه فجر هم مناسب است. در نهايت آنها كار را به دليل در حال توليد بودن چند كار موازي (از نظر كليت موضوعي) با يك وسواس زيادي پذيرفتند!

با توجه به توضيحات شما (تناسب داشتن با ايام دهه فجر و... ) مي‌توان گفت كه اين سريال يك كار مناسبتي است؟
مي‌شود اينگونه هم به مسئله نگاه كرد، ‌اما اگر يك كاري بود كه فقط در اين مناسبت قابل پخش بود و به نوعي قابليت نمايش در آن‌بازه زماني خاص را داشته باشد دليلي نداشت كه الان پخش شود. يعني اگر اين سريال يك كار مناسبتي تعريف مي‌شد قطعاً در زمان خاص خودش پخش مي‌شد نه ‌امروز. من فكر مي‌كنم كه نوع قصه‌گويي، شخصيت‌پردازي و نوع مطالبي كه گفته مي‌شود حتي اگر ۱۰ سال ديگر در يك موقعيت ديگري پخش شود، تازگي خودش را دارد و به نوعي حرف روز است! مطالبي را كه افراد در اين سريال عنوان مي‌كنند، مثلاً پدر از ديدگاه قدرت مدارانه خودش صحبت مي‌كند. قدرت در تمام حكومت‌ها، تمام رژيم‌ها و در تمام جاهاي مختلف قابل تعريف است. حالا وقتي يك تعريف كلي از «قدرت»، «انسانيت»، «تمايلات و تفكرات انساني» يا «خرد» يا صحبت از «عشق» كنيد؛ در تمام فرهنگ‌ها، تمدن‌ها، مليت‌ها يا هر جايي كه
(از نظر زماني) باشيد اين تعريف به دردتان مي‌خورد، چه قبل از انقلاب باشيد چه بعد از انقلاب؛ در قاره آسيا باشيد يا در قاره اروپا به هر ترتيب معناي خودشان را دارند.

سريال شما به نوعي در ژانر سياسي هم تا حدودي قابل تعريف است. با مفروض دانستن اين مقوله بفرماييد كه سريال سياسي ساختن چگونه است؟
سريال يا كار سياسي ساختن من نمي‌دانم كه به چه شكلي است؛ چراكه تا كنون كار سياسي نساخته‌ام
(با خنده). حالا من تعريف ديگري از كار سياسي دارم كه عرض مي‌كنم. مثلاً فيلم «قلاده‌هاي طلا» يك كار سياسي است. به اين دليل كه از يك تفكر خاص، حاكم يا غير حاكم صحبت مي‌شود. اعتقاد من اين است كه فيلم سياسي به فيلمي گفته مي‌شود كه از يك جناح موجود طرفداري كند. اگر كسي در سريال ارمغان تاريكي يا پروانه يك جمله پيدا كند كه نشان دهد من يكي از تفكرات موجود را حمايت مي‌كنم، به آن فرد جايزه مي‌دهم!

در واقع شما با توجه به اين تعريف خاصي كه از كار سياسي داريد، معتقديد اين سريال يك اثر سياسي نيست؟
بله، اما از آنجايي كه در زندگي آدم‌ها سياست جزئي از زندگي آنها محسوب مي‌شود و از آنجايي كه سياست ما عين ديانت ماست، اگر شخصيت يا آدم‌هايي با وجوه مختلفي از فرهنگ، اقتصاد، دانش، خرد يا عشق گذاشته باشم، قطعاً سياست هم بخشي از زندگي ما انسان‌هاست! سياست است كه ما را محكوم مي‌كند كه كسي بر ما حاكم باشد يا مثلاً نماينده طرف ما به مجلس برود و در مورد ما و فرزندان‌مان تصميم بگيرد و ما نمي‌توانيم بي‌تفاوت باشيم. بنابراين وقتي اينطور است اين سريال از اين ديدگاه و اينكه اگر من قرار باشد كه به وجوه مختلف زندگي آدم‌ها بپردازم، آن وقت بله، اين كار هم يك اثر سياسي است حالا ژانري يا چيزي شود كه به آن اطلاق كرد، من خيلي دنبال اينگونه تعريفي نيستم و نمي‌توانم آن را مشخص كنم!

پرسوناژ و وجهه ظاهري و هيبتي كه براي مهدي سلوكي(محمود) در اين سريال تعريف كرده‌ايد با تمام كاراكترهايي كه ايشان بازي كرده‌اند بسيار متفاوت‌تر است. به نقلي ديگر بايد گفت معمولاً مهدي سلوكي نقش كاراكترهايي را ايفا كرده است كه غالباً «ظريف» هستند و هيچگونه اثري از خشونت و صلابت در آنها ديده نشده است! فكر نمي‌كنيد اين تيپ شخصيتي براي چهره سلوكي ناهمگون و نامتناسب باشد؟
علت عمده و پاسخ اين قضاوت و نگاه به شخصيت تيپيكال مهدي سلوكي (محمود) در اين سريال را قسمت‌هاي آينده به مخاطب مي‌دهد.

منظورتان اين است كه مي‌خواهيد مخاطبانتان را غافلگير كنيد؟
قطعاً همين طور است. در واقع تفاوت شخصيتي كه طراحي شده است براي اين سريال با شخصيتي كه براي يك فيلم سينمايي طراحي مي‌شود اين است كه بايد آن شخصيت توان اين را داشته باشد كه در كل قسمت‌ها تعريف شود. يعني در هر قسمت وجه تازه‌اي از آن شخصيت به تصوير كشيده شود. بنابراين تمام اين كاراكتري كه در سريال مي‌بينيم در هر قسمت بخش‌هاي تازه‌تري از شخصيتش به مخاطب معرفي مي‌شود. عاطفه، پروانه،‌ امير و محمود در هر قسمت سريال نسبت به قسمت قبلي كامل‌تر مي‌شوند و به نوعي رشد شخصيتي شان را نشان مي‌دهيم.
در سريال پروانه مخاطب با يكسري ديالوگ‌هاي متناسب و درست چيده شده مواجه مي‌شود كه به جذب مخاطب بيشتر هم كمك مي‌كند. سؤال من اين است كه مطالعه و پژوهش در خلق فيلمنامه اين سريال و اثر چه سهمي دارد؟آيا توجه‌تان به دراماتيزه كردن اتفاقات متجانس در كنار يكديگر بوده يا اينكه پژوهش و تحقيقات تخصصي در چگونگي خلق و توليد نقش‌ها و اتفاقات محور اصلي بوده است؟
هر موقع طرحي به ذهنم مي‌رسد كليتي از آن را براي خودم تعريف مي‌كنم. بعد از اينكه شاكله آن را پذيرفتم و به نوعي خوشم‌ آمد و فكر كردم جذاب است به سراغ انجام تحقيقات در آن زمينه مي‌روم. واقعيت اين است كه براي بال و پر دادن به قصه، تحقيقات لازم و ضروري است. مثلاً شخصيتي داريد كه وارد يك خانه اشرافي مي‌شود. بايد بررسي شود كه وجوه مختلف شخصيت آدم‌هايي كه درباري هستند به چه شكلي است؟يا يك نويسنده در آن بازه زماني معمولاً چه نوع تفكراتي داشته يا چه نوع مطالعاتي در آن دوران رايج بوده است؟ يا اينكه انقلابيون يا كساني كه در سازمان مجاهدين (منافقين) آن زمان عضو بوده‌اند چه نوع تفكرات، ديدگاه و مشكلاتي با هم داشته‌اند؟ همه اينها جزو موضوعاتي است كه بايد روشن شوند. من براي نوشتن اين كار حدود ۴۰ جلد كتاب با موضوعات مختلف مطالعه كرده‌ام. چند نفر همكار در حوزه تحقيقات داشتم كه فقط روي ديالوگ‌ها كار تخصصي انجام مي‌دادند.

از نظر زماني چقدر طول كشيد تا فيلمنامه اين سريال آماده شود؟
حدود يك‌سال فقط نگارش فيلمنامه طول كشيد. من طبق عادتي كه دارم هر روز كه سر صحنه فيلمبرداري مي‌روم با توجه به كارهاي انجام گرفته و شناختي كه از بازيگران پيدا مي‌كنم و با توجه به محدوديت‌هايي كه از نظر لوكيشن دارم، مجدداً كار را بازنويسي مي‌كنم و هر بار در فكر و تصورم بال و پر بيشتري پيدا مي‌كند. زماني كه سر صحنه مي‌رسم تازه از بازيگران مي‌خواهم متن‌ها را بخوانند و دوستان ذي مدخل در اين مباحث اظهار نظر مي‌كنند. مثلاً در يكي از سكانس‌ها براي اينكه فضاي طبيعي‌تري از رفتار شكنجه‌گران ساواك داشته باشيم تصوير و ديالوگ گفته شده با آنچه قبلاً در فيلمنامه بود قدري متفاوت‌تر گرفته شد. وقتي در جايي از روشنايي و تاريكي در كنار يكديگر استفاده مي‌كنيم به خاطر حضور نور تعريف بهتر و دقيق‌تري از تاريكي خواهيم داشت. يك موسيقي شاد در تصويري كه يك نفر آدم غمگين را در آن مشاهده مي‌كنيم تأثير بيشتر خواهد داشت بنابراين چنين اتفاقي را در صداگذاري انجام مي‌دهيم. بنابراين مي‌توان گفت نگارش اين فيلمنامه تا آخرين دقايقي كه كار را به پخش مي‌رسانيم ادامه دارد.

آيا مي‌توان گفت كه يكي از مؤلفه‌هاي شكل گرفتن و تولد سريال «پروانه» پژوهش مفصل و متناسبي است كه جليل سامان و دوستانش براي اين كار انجام داده‌اند؟
من مي‌گويم بهتر است بگوييم اولين مؤلفه اين سريال پژوهش است، نه يكي از مؤلفه‌هاي آن!
در جايي شما از لفظ خاصي متناظر بر نوعي بايكوت يا فضاي بسته رسانه‌اي نسبت به اين سريال استفاده كرده‌ايد، اگر ‌امكان دارد قدري در اين زمينه توضيحات بيشتري بفرماييد.
من فكر مي‌كنم اگر هر هنرمندي كارش را خوب انجام دهد مي‌تواند قشرهاي مختلف را با خودش همراه كند. اگر من فيلمم را خوب ساخته باشم مخاطبان و بيننده‌هاي مختلف با تخصص‌هاي متنوع با من ارتباط برقرار مي‌كنند. خصوصاً آنهايي كه به خاطرشان تحقيق و مطالعه كرده‌ام. هميشه سعي مي‌كنم در كارهايم واقع‌نمايي كنم. خب البته اگر تخيل و لحظات شيريني هم وجود داشته باشد قطعاً مخاطبان را بيشتر درگير كار مي‌كند. اصلاً قصد ندارم كه كسي را در ابتدا محكوم بكنم، ‌اما اين را هم مي‌گويم كه داشتن ذهنيت توسط مخاطب از يك طرف و توسط بعضي از كساني كه متأسفانه در برخي از رسانه‌هاي مكتوب در حال فعاليت هستند و يك جورهايي شايد اين پيش زمينه فكري و ذهني را دارند كه اكثر كارهايي كه درباره اتفاقات قبل از انقلاب انجام شده‌اند به خاطر يكسويه نگري انقلابيون در مرزبندي با ديگر گروه‌ها(يعني به خاطر داشتن تفكر يا نگاهي مخالف يا متعارض با انقلاب) بوده است! در واقع مي‌توان گفت كه به نوعي اين اثر را پيش داوري كرده‌اند.

گفته مي‌شود كساني در تلويزيون هستند كه در راه پخش اين سريال سنگ‌اندازي و مشكل‌آفريني مي‌كنند! آيا شما اين گفته‌ها را تصديق مي‌كنيد يا اينكه مسائل ديگري وجود دارد؟
در تلويزيون خوشبختانه به جز موضوع مالي كه من تصورم اين بود به دليل سابقه‌اي كه به خاطر سريال «ارمغان تاريكي» داشته‌ام حمايت مالي خوب و بهتري از كار شود، و به دليل اينكه با يك كار تاريخي مواجه هستيم توقع داشتم حمايت مالي خوبي انجام بگيرد. ولي واقعيت اين است كه با اين سريال مثل يك كار معمولي برخورد شد كه به صورت روتين در تلويزيون ساخته مي‌شوند. واقعيت تلخ اين است كه اين موضوع و مسئله تا حدودي به كار ما لطمه زده است. من خيلي مشتاق و مايل بودم كه در اين كار صحنه‌هاي شلوغ‌تري داشته باشم و ماشين‌هاي بيشتري در سريال استفاده شود كه اتفاقات و كارهاي كامپيوتري بيشتري در سريالم رخ مي‌داد،‌اما متأسفانه برخي محدوديت‌ها باعث شد كه فشار خيلي زيادي سر صحنه به ما وارد شود. ما متأسفانه سر صحنه شرايط روحي خوبي نداشتيم، خود من و همكارانم اصلاً شرايط روحي مناسبي نداشتيم.‌اما با همه اين مسائل بايد به تمام عواملم روحيه مي‌دادم و مدام به آنها مي‌گفتم صبر داشته باشيد كارها درست مي‌شود و مشكلات‌مان كمتر مي‌شود. واقعاً دست تك تك بچه‌هاي توليد، تداركات، صحنه، سرگروه‌ها، بازيگران و... را مي‌بوسم. با توجه به مشكلاتي كه وجود داشت و اينكه بخش قابل توجهي از دستمزدشان را نگرفته‌اند يا اينكه ديرتر گرفته‌اند، بعضي از آنها هنوز قسط دستمزدشان را نگرفته‌اند، ‌اما با عشق و علاقه سعي كرده‌اند تا كار را به سرانجام و نتيجه برسانند. بله واقعيتش من توقعم از سازمان اين بود كه حمايت و نگاه ويژه و خاصي با توجه به حساسيت موضوع، به اين كار داشته باشد كه متأسفانه انجام نشد. هر چند در بيرون و خارج از گود كساني كه از اين مسائل و مشكلات اطلاعي ندارند گمان مي‌كنند كه حالا چه‌امكاناتي در اختيار ما گذاشته شده است، ‌اما من اعلام مي‌كنم كه به‌رغم همه مشكلات آنچه مشاهده مي‌شود هنر كساني است كه صبورانه و عاشقانه با كار همراهي كرده‌اند. به عنوان نمونه عرض مي‌كنم كه به دليل كمبود‌ امكانات و نبود منابع مالي سعي كرديم تا آنجايي كه‌امكان دارد عمق ميدان را كم كنيم و اصطلاحاً از پس زمينه «فلو» استفاده كنيم. اين را هم بگويم كه اگر دستمان قدري بازتر بود جزئيات بيشتري را به تصوير مي‌كشيديم تا مخاطب بيشتر از جريان جزئيات تصاوير مطلع شود و لذت ببرد.

در پايان اگر حرفي يا كلامي داريد، بفرماييد.
واقعيت موضوع اين است كه براي من احترام به مخاطب در مرتبه بالايي قرار دارد. احترام به شعور مخاطب خيلي برايم مهم است و فكر مي‌كنم اگر در كارم به طور مثال در جايي از ترانه‌اي يا تصاويري استفاده مي‌شود(مثل عكس پشت مجلات يا... ) اين به معناي قبول يا تأييد آنها نيست. اين فقط به دليل و معناي فضاسازي كار و وفادار بودن به برخي واقعيات جامعه مورد روايت مربوط است هر چند به دليل رعايت حرمت و شأن خانواده ايراني – اسلامي در به تصوير كشاندن بسياري از واقعيات بازه زماني دهه ۵۰ (مثل بي‌حجابي و...) كه مورد نظر در اين سريال است، معذوريت‌هايي وجود دارد. اين موضوع را با كمال خرسندي و خوشحالي عرض مي‌كنم كه تا به‌امروز به رغم روايت فضاي جامعه در ايام و سال‌هاي قبل از انقلاب در سريال «پروانه» كار تا به‌امروز هيچ سانسوري نداشته است و هيچ گير و گرفتاري اساسي كه براي آن نياز به موضع گرفتن باشد براي اين سريال پيش نيامده است. اين را هم لازم است بگويم هر چند تلويزيون از بعد مالي حمايتي از ما نكرده‌ است اما از اين منظر (سانسور يا مميزي) هيچ مشكل يا مسئله‌اي با هم نداشته‌ايم كه به بهانه آن بشود براي سريال فضا‌سازي انجام بگيرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار