و از كجا به نقطه فعلي رسيدهايم؟ در دوران دانشجويي در مقطع دكتري يكي از اساتيد حاذق جامعهشناسي سياسي كه از سرمايههاي علمي كشور در اين زمينه محسوب ميشود به نكتهاي آسيبشناسانه و كليدي اشاره ميكرد. وي معتقد بود كه جامعهشناسان ايران كه معمولاً روشنفكر نيز هستند در تحليل تحولات اجتماعي ايران معاصر پلي بين قبل از انقلاب اسلامي و حال كشور ايجاد مينمايند و مبتني بر رهيافتهاي نظري غرب جامعه ايران را منهاي انقلاب اسلامي تحليل ميكنند.
يعني حاضر نيستند خصايص و ويژگيها و مطالبات انقلاب اسلامي را در محتواي يافتههاي خود از جامعهشناسي سياسي ايران جاي دهند، بنابراين چون پايههاي انقلاب اسلامي را مورد تعمق قرار نميدهند در تحليل امروز نيز دچار انحراف ميشوند و... روزي كه انقلاب اسلامي ايران پيروز شد تا امروز تنها چيزي كه نسبت به حال كشور ثابت مانده موقعيت ژئوپلتيكي ايران است؛ موقعيتي كه همچون فرصتي طلايي ميتواند در اختيار حاكميت مستقر در هر ازمنهاي از تاريخ قرار گيرد و برگ برندهاي در روابط بينالملل و تعاملات منطقهاي و جهاني باشد. دنياي غرب كه بعد از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دولت كودتاه را فاقد مشروعيت مردمي ميديد، توانست دولت پهلوي را به عنوان يك ابزار در منطقه به كار گيرد و موقعيت ژئوپلتيك ايران به عنوان يك فرصت در اختيار غرب قرار گرفت، يعني ويژگيهاي ژئوپلتيك ايران باعث گرديد كه اين امتياز را به ايران بدهند كه: شما ژاندارم ما در منطقه هستيد و حكومت پهلوي اين برتري هديه شده را به عنوان يك تاج برتر در نسبت با كشورهاي منطقه ميديد و ابايي نداشت كه اقتدار خود در خليجفارس را با واگذاري بحرين و حمله نظامي به منطقه ظفار عمان نشان دهد. پيمان سنتو و بغداد نيز معاهداتي بودند كه ايران را در راستاي خدمتگزاري به غرب در دوران جنگ سرد، معرفي ميكرد.
با وقوع انقلاب اسلامي كه بازگشتي به خويشتن خويش بود، كشور ايران از ژاندارمي منطقه رهايي يافت و به يك قدرت ملي تبديل شد، دنياي غرب تلاش نمود كه اين قدرت ملي را يا از بين ببرد يا با «راهبرد تغيير رفتار» با خود همسو نمايد. وقتي اينگونه نشد جنگ هشت ساله تحميل شد كه ماحصل آن تبديل ايران از يك قدرت ملي به يك قدرت منطقهاي بود و ايران به خار چشم امريكا و صهيونيستها در عراق، افغانستان،سوريه، لبنان، فلسطين، سودان و... تبديل شد. در پرتو آن جنگ هشت ساله فرصتهاي ذيقيمتي توليد شد كه مهمترين آن استمرار روح اسلام اسلامي و تربيت نسل دوم انقلاب اسلامي بود.
در نگاه جامعهشناسانه نميتوان اصل انقلاب را نديد و پلي بين قبل و بعد از آن ايجاد كرد اما اگر ما هم مانند جامعهشناساني كه قبل از انقلاب اسلامي و حال كشور پل ميزنند (در دستاوردها ميتوان پل زد) بخواهيم به روش قياس روي آوريم، بايد به اين سؤال پاسخ دهيم كه بين سالهاي ۱۳۵۶ و اكنون چه تفاوتي را ملاحظه ميكنيم؟ آن روز ايران را درچه زمينهاي برجسته ميدانستيم؟ آيا ايران در بين ملتهاي مسلمان جايگاهي داشت؟ آن روز مسلمانان خاورميانه، ايران را دوست و حامي اسرائيل ميديدند، ايران براي هيچ گروه، حزب يا حكومتي در جهان مرجعيت نداشت و اصولاً كسي روي ايران حسابي باز نميكرد. ويليام سوليون آخرين سفير امريكا در تهران در كتاب خاطراتش مينويسد، شهريور ۱۳۵۷ كه اتفاق افتاد نزد شاه رفتم و به او گفتم كه كارتر پيام داده است كه به شاه بگو هر كاري كه انجام دهي مورد حمايت ماست(مثل كشتار ۱۷ شهريور). همين سفير مينويسد در دي ماه ۱۳۵۷ نزد شاه رفتم و به او گفتم واشنگتن به اين نتيجه رسيده كه ديگر دوام نميآوري و بايد بروي. سوليون مينويسد شاه در حالي كه بغض كرده بود گفت:«اگر قرار است بروم،بفرماييد كجا بايد بروم.» نتيجه اينكه عمل و زمان و محل رفت و آمد شاه اين كشور را امريكاييها تعيين ميكردند.
در حوزه خودكفايي نه تنها اكنون به پزشك هندي و بنگلادشي نياز نداريم كه ايران قطب درمان، سوختگي، چشمپزشكي و ناباروري در منطقه است. در صنايع دفاعي به بازدارندگي رسيدهايم وگرنه صهيونيستها، همانند عراق و سوريه مراكز هستهاي ما را بمباران ميكردند. بيش از ۱۵۰۰ مركز آموزش عالي در كشور با ۴ميليون و ۳۰۰هزار دانشجو و وجود ۲ميليون و ۳۰۰ هزار دانشجوي دختر در كشور و از همه مهمتر حفظ تماميت ارضي كشور پس از ۲۰۰ سال نمونههايي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي است. ملتي كه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، در بين مسلمانان حامي اشغالگران قدس محسوب ميشد به فرموده امام (ره) اكنون كانون حمايت از محرومان و مستضعفان جهان شده است، به صورتي كه استراتژي از نيل تا فرات صهيونيستها به حصاركشي آهنين در زمين و گنبدآهنين در هوا تبديل شد و دستاوردهاي موشكي فرزندان امام، از نوار غزه بر سر صهيونيستها فرود آمد. مسئولان اصلي كشور همانند مردم زندگي ميكنند و از كاخ و باغ خود و اعضاي درجه يك و دو و سه خانواده خبري نيست.
هستهاي شدن ايران برگ زريني بود كه تا حدود زيادي توانست يك ملت با ريشه و به استضعفاف كشيده شده را به هويت تاريخي خود ارجاع دهد و خاطره تلخ شكستهاي سنگين در جنگهاي ايران و روس را جبران كند. ملتي كه دهها قرارداد ننگين و شرمآور را در طول تاريخ معاصر خود ثبت كرده است، اكنون در سايه عزت، حكمت و مصلحت هيچ باجي به دشمنان نميدهد. البته همه آنچه كه گفته شد در فضاي گل و بلبل به دست نميآيد، چرا كه اين معالعسر يسرا و چرا كه امام راحل فرمود، لازمه انقلابي بودن تحمل سختيهاست و ملت ايران بزرگتر از آن است كه به بهانه آب و نان و رفاه مادي، خود را ذليل دشمنان نمايد و خاطره هيهات مناالذله عاشورا را فراموش كند. اين راه ادامه دارد. خوشا به حال آنان كه تا آخرين لحظه ترديد ننمايند.