یادش به خیر دوران مدرسه و نوجوانی ! وقتی مشق نمی نوشتیم و یا درس نمی خواندیم خودمان را به مریضی و بی حالی می زدیم تا شاید دل معلم به رحم بیاید و از خیر سوال و امتحان و تنبیه ما بگذرد. تازه ما خیال می کردیم که به این ترتیب کلی زرنگ بازی کرده ایم و از تله ی امتحان و تنبیه خلاص شده ایم. فکر می کردیم که فقط ما دانش آموزان و بچه ها این کلک ها را بلدیم. نگو که آدم بزرگ ها هم ...بعله !! نمونه اش هم تو ادارات ما زیاد است. نه تنها ادارات که زندان های ما هم از این ترفند ها و شگرد ها بسیار دارد. باور ندارید؟! یک سر به بیمارستان های سیاسی شده بزنید کلی اطلاعات گیرتان می آید. نمی دانم چه حکمتی در این زندان ها وجود دارد که هر کس که می رود آن تو، پایش به دکتر و بیمارستان هم باز می شود. زندانی چپ و راست و این وری و اون وری، اصول گرا و اصلاح طلب ، موافق دولت و مخالف دولت هم ندارد. مثلاً مهدی هاشمی می رود زندان، اما بعد از مدتی برای مشکل قلبی اش چند روزی می رود بیمارستان تا بستری شود. انگار نه انگار که از سه سال قبل تا حالا در قلب اروپا و پیشرفته ترین کشورهای دنیا حضور داشت و می توانست بیماری قلبی اش را درمان کند! و یا همین جوانفکر مدیر مسئول روزنامه ی دولتی ایران، بعد از اینکه دو سه ماهی در آنجا آب خنک خورد حالا که برای مرخصی آمده، اعلام کرده که نیاز به جراحی کیسه صفرا و قلب و ریه و ...دارد! در همین رابطه چند فرضیه مطرح است:
اول) بیمارستانهای ما به دلیل مشکلات متعدد مالی با زندانها قرارداد همکاری دارند تا بیمارستانها برای تامین بخشی از هزینه های خود، تعدادی از آن زندانی های «دانه درشت» را که معمولاً هم جزو اقشار مرفه جامعه هستند به این بیمارستانها ارجاع دهند تا از این محل، بخشی از کسری بودجه ی بیمارستانها تامین شود
دوم) اعزام به بیمارستان و حضور بر روی تخت های فرسوده و وارد شدن شوک به زندانیان بعد از شنیدن هزینه های درمانی و بستری شدن در بیمارستان ها بخشی از مجازات زندان و تحمل کیفر محسوب می شود! قبول می فرمائید که برخی از بندها و سلولی های زندان ها از مساحت اتاق های بستری برخی بیمارستانها بزرگتر است!
سوم) یک وقت شما مریض می شوید و با پای خودتان بیمارستان می روید قطعاً در این صورت کمتر مورد توجه اطرافیان قرار می گیرید و کمتر شما را تحویل می گیرند. اما اگر از زندان به بیمارستان بروید قطعاً هم شما را بیشتر تحویل می گیرندوعزیزتان می شمارند و کلی لیلی به لالایتان می گذارند. پدرجان به عیادتان می آیند و رییس جمهور و رییس سازمان تامین اجتماعی آب میوه برای ملاقات شما می آورندو کلی حال می کنید. روی جلد کلی نشریه و روزنامه و مجله هم به عکس مبارک شما مزین می شود. خوب این تحت نظر بودن از هر نظر با هر نوع دیگر آن تومنی هفت صنار فرق و توفیر دارد دیگه! تنها در این صورت است که بهترین امکانات بیمارستانی برای شما اختصاص پیدا می کند و تیتر اول روزنامه می شوید تازه کلی هم می توانید مظلوم نمایی می کنید!
چهارم) چه معنی دارد متهم و محکومی برود زندان اما بیمارستان نرود؟! حالا دیگر بستری شدن محکوم خصوصاً از نوع سیاسی آن و کسانی که نام شان سر زبانها افتاده، کلی ژست و پرستیژ دارد!
پنجم) بستری شدن برخی زندانیان در بیمارستانها، نشان می دهد که واقعاً این متهمان، در دوران آزادی آن قدر سرشان به کار خودشان گرم بوده که سلامتی خودشان را فراموش کرده بودند لذا به بیماری های مزمن خود نمی رسیدند! اما حالا که وقت برای سرخاراندن پیدا کرده اند، فرصت کافی دارند تا وضعیت عملکرد و سلامتی قلب و کلیه و پروستات و صفرا و مغز و اعصاب بقیه ی دستگاههای داخلی شان را، کنترل و چکاپ کنند تا بعد از اطمینان از سلامتی و عملکرد خوب آنها، برای ایام بعد از زندان، برنامه ریزی کرده و ششدانگ حواسشان را صرف کارهای سیاسی و جناحی و اقتصادی و انتخاباتی! کنند.
توصیه بهداشتی: پیشگیری از درمان بهتر است. مخصوصاً در دوران زندان!
توصیه اخلاقی: مرد عاقل کسی است که در روز آفتابی با خود چتر همراه خود برمی دارد!
توصیه پدرانه و دوستانه: عزیزم؛ رفتی آنجا یک چند وقت بیا بیمارستان تا راحت تر با هم درد دل کنیم!