
انگار تلويزيون مشق كرده كه از بازيگران خود فرشته بسازد در ميلاد ائمه كه ميشود بازيگران سينما و تلويزيون به هر بهانهاي در محافل و مراسم مختلف نهادها، سازمانها و صدا و سيما حضور مييابند و به انحاي گوناگون سكه ميگيرند و... اما وقتي كه به محرم ميرسيم به جز چند برنامه نمايشي و شعاري تلويزيون اثري از آنها نميبينيم؛ البته منظورمان اصلاً تله فيلمهايي نيست كه در تلويزيون باب شده و بازيگران در آنها در نقش آدم خوب يا بد آدم بد بازي ميكنند، كه به قول خودشان نقشها هستند و اين ما نيستيم يعني حتي اگر مختار هم خوب است شخصيت و مختار را به پاي بازيگرش ننويسيد همانطوركه هيچ كس شخصيت يوسف پيامبر(ع) را به نام مصطفي زماني نمينويسد. به قول ترانه زيباي محمد اصفهاني واسه نونه واسه نونه...
شايد اين به نوعي حمله بيرحمانه به بازيگران بهحساب آيد اما از شما ميپرسم سراغ داريد بازيگري را كه در هيئتي مذهبي حضور و فعاليت داشته و نامش به اين دليل بر سرزبانها افتاده باشد؟!كه اگر بود حداقل مثل بنيامين بهادري يا رضا صادقي كه هم حضورشان را مردم در اين عرصهها ديدهاند و هم حاصل كارهايشان را براي اهلبيت(ع) شنيدهاند از اينها هم اثري يافت ميشد. شايد خانم مارپل بايد بيايد و آثاري از آنان پيدا كند. در ايام محرم شبكه نمايش ميان برنامهاي داشت كه در آن برخي از بازيگران حضور پيدا ميكردند و به سؤالات مجري جواب ميدادند، سؤالاتي كه گاه بيننده در دل خودش ميگفت اين چه سؤالاتي است ميپرسد اما بهجز چند نفر از اين بازيگران مثل جعفر دهقان، پورحسيني حرفها و ادا و اطوارهاي خيلي از اين افراد به دل نمينشست و تصنعي بود بهخصوص آنكه عدهاي از اينها آمده بودند تا با استفاده از نام برنامهاي براي امام حسين(ع) آبرويي كه خودشان به باد دادهاند دوباره كسب كنند؛ آبرويي كه اين اواخر با عكسهاي جشنواره ابوظبي بيشتر از قبل رفته بود...
آنچه دل انسان را به درد ميآورد اين است كه گاه ازآقايان و خانمهاي بازيگر (البته نه همهشان) ادا و اطوارهايي ميبينيم كه به شعور مخاطب توهين ميكنند. عدم حضور بازيگران در مراسم مذهبي و هيئتهاي عزاداري تنها گله ما نيست كه اين جماعت حتي در آيين محكوم كردن فيلم توهينآميز به ساحت پيامبر(ص) نيز حضوري نداشتند جز عدهاي معدود مانند بايگان و پورعرب با آن وضع بيماري چهره چنداني در اين مراسم نديديم تا آبروي سينماي ايران باشند.
از همه بدتر وقتي سوپراستار دهه ۶۰ و سوپركارگردان سالهاي اخير مجيد مجيدي در تركيه به دفاع از حريم پيامبر برخاست نه تنها سكوت هنرمندان كشورمان را در حمايت از او شاهد بوديم، بلكه در اظهارنظري عجيب برخي چون تهمينه ميلاني در پاسخ به خبرنگار مشرق درباره چرايي سكوت هنرمندان ميگويد: «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.» يا حسين فرحبخش كه اگرچه كارگردان مشهوري نيست ولي شهرت امروزش به واسطه فيلم پرحاشيه «خصوصي» است، بعد از ميلاني كه به صورت كنايه آميز انتقاد ميكند او هم بخشهايي از سخنان مجيدي در تركيه را نميپسندد و ميگويد: «اگربخواهيم هنرمندان را در اين زمينه مقصر بدانيم كه چرا اظهارنظر نميكنند بهنظر من كم لطفي رسانهها و خبرنگاران است. آنها بايد پيشقدم بشوند و هنرمندان را پيدا كنند! اين فكر البته اشتباه است و بنده اين را قبول ندارم. اينكه يك جورهايي خجالت ميكشند حرفي بزنند. ما وظيفه داريم. اين طرز فكر را عوض كنيم. ببينيم خط فكري هنرمندها درچه فضايي است. هنرمند ما فكر ميكند من اگر بخواهم توهين به پيامبر را محكوم كنم يعني سوءاستفاده كردم از جايگاهم.» اين در حالي است كه با وجود اوجگيري حضور پررنگ و لعاب اهالي سينماي ايراني در اجلاس و جشنوارههاي بينالمللي، تنها يك مجيدي بود كه از كشور امالقراي جهان اسلام نسبت به هتك حرمت به ساحت پيامبر صدايش درآمد و بس!
آقاي وزير ارشاد و آقاي رئيس صدا و سيما! اين حرفها و اين حضورهاي كمرنگ تا حدودي تقصير شماست. نميگوييم در صدا و سيما و ارشاد ما وضعيت امنيتي برقرار باشد كه ما هم مخالفيم اما چقدر براي فرهنگسازي در عرصه فرهنگ ديني كار كردهايد؟ چقدر براي تشكيل حلقههاي معرفتي در اين عرصه گام برداشتهايد؟ ما الان تيم واليبال، بسكتبال و فوتبال هنرمندان داريم و افتخار آقايان اين است كه اينها به ابتكار ايران است اما نميشد اين ابتكارات كمي هم براي مذهبي نگاه داشتن هنرمندانتان خرج شود؟! دختر شهيدي ميگفت: يكي از همين سوپراستارهاي مذهبي سينما و تلويزيون كه هميشه در نقشهاي متدين هم ايفاي نقش دارد را براي يادواره شهدا دعوت كرديم. اين آقاي با اصطلاح مذهبي كه صدا و سيما روي آن مانور زيادي ميدهد گفته بود ۴ميليون بهحساب من بريزيد تا يك ساعت بيايم و بروم؟!
بله محصول مذهبي سينما و تلويزيون ما اين افراد هستند. اي كاش اين آقاي هنرمند متدين به اندازه بازيگران غربي همت داشت به خيريهها كمك ميكرد. جاي حلقههاي معرفتي درسينما و تلويزيون ما خيلي خالي است. ميگويند فيلم «يك تكه نان» با گيرايي و زيبايياش محصول آن است كه كارگردان و بعضي از بازيگرانش مدتي شاگرد عارف مشهور حاج آقا دولابي بودهاند كه چنين به دل مخاطب نشست. چقدر جاي چنين ارادتهايي در توليدات سينما و تلويزيون ما خالي است.
اي كاش! مردي پيدا ميشد و در اين ايام اعلام ميكرد به بركت وجود و حضور امام حسين(ع) هيئت عزاداري اهالي سينما و تلويزيون هم تشكيل شد تا شايد كارخانه انسانسازي امام حسين(ع) زلزلهاي چند ريشتري ميان اين فرهنگسازان كشورمان ايجاد كند و آنچنان كه بايد و شايد هنرمند مسلمان و شيعه به جامعه و حتي درسطح بينالمللي تحويل دهد تا هر وقت در هر كجاي دنيا خواستند فيلم خوبي براي اسلام بسازند از ميان هنرمندان متعهد و متدين ايراني سراغ بگيرند؛ البته اشتباه نشود اين را نميگوييم كه فردا عدهاي از بازيگران هيئت بزنند و بازار ريا داغتر از قبل شود و جلوي دوربين گريه كنند تا براي پيدا كردن نقش در فيلمها و سريالهاي آتي كاسبي كنند، بلكه اين را ميگوييم تا هيئت عزاداري براي امام حسين(ع) و اهل بيت(ع) بزنند تا به بركت چنين فضاهاي معنوي، دورههاي حرشناسي و وهبشناسي ميان اهالي سينما و تلويزيون ايجاد شود؛ هيئتي كه دوربين در آن راه نداشته باشد، بلكه عشاق امام حسين(ع) به آن پناه ببرند. هيئتي كه بالاي سردر آن بزرگ بنويسند ورود دوربين و آقاي دوربيني ممنوع.