کد خبر: 499093
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نگاهي به شخصيت‌هاي حاضر در سريال «كلاه پهلوي» و سرنوشت آنها
معين فتحي
«سريال‌هاي تاريخي تلويزيون» را مي‌توان به «رمان» تشبيه كرد. اين آثار با حضور شخصيت‌هاي مختلف و روايت سرگذشت قهرمان‌هاي مختلف و نمايش فراز و نشيب‌هاي زندگي آنها، مخاطبان را با اتفاق‌هاي مختلفي همراه مي‌كند كه معمولاً در يك بستر تاريخي اتفاق مي‌افتد.
سريال ۵۴ قسمتي «كلاه پهلوي» كه پخش آن از ۲۴ شهريور ماه آغاز شده، قصه‌اي است كه در فاصله سال‌هاي ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰ در ايران و پاريس روايت مي‌شود. شخصيت محوري اين سريال جواني به نام «فرخ باستاني» است. او پس از تحصيل در مدرسه دارالفنون تهران، براي ادامه تحصيل به پاريس مي‌رود. 

پاريس در روزهاي پس از جنگ جهاني اول شرايط سختي دارد. اين وضعيت فشار زيادي به فرخ مي‌آورد. او طي حوادثي با دختري ايراني- فرانسوي به نام بلانش آشنا مي‌شود كه از پدري فرانسوي و مادري ايراني متولد شده است. فرخ طي ماجراهايي با بلانش ازدواج مي‌كند و موفق مي‌شود سمت منشي‌گري «حسن تقي‌زاده» سفير وقت ايران در پاريس را در فاصله سال‌هاي ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد.
تقي‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستاني به ايران، طي نامه‌اي خطاب به «علي‌اصغر حكمت» وزير فرهنگ و معارف توصيه مي‌كند از فرخ در دستگاه حكومت استفاده كند و به اين ترتيب فرخ باستاني به سمت فرماندار يك شهرستان كوچك كويري با نام «سامان» منصوب مي‌شود.
فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخريب بافت سنتي شهر و جايگزين كردن آن با خياباني مدرن و مغازه‌هايي جديد مي‌كند. از طرفي حضور همسر فرانسوي او در آن شهر كوچك و مذهبي نيز به مرور باعث بروز تغييراتي در شهر مي‌شود. چندي بعد با صدور فرمان كشف اجباري حجاب بانوان، اتفاق‌هاي تازه‌اي در شهر سامان رخ مي‌دهد.
در سريال كلاه پهلوي ۶۱ بازيگر زن، ۱۴۳ بازيگر مرد و ۱۰ بازيگر خارجي حضور دارند و اين مسئله، آخرين ساخته ضياءالدين دري را به يكي از پربازيگرترين سريال‌هاي تلويزيوني تبديل كرده است. در مطلبي كه مي‌خوانيد، اطلاعاتي مختصر و فشرده درخصوص برخي بازيگران سريال ارائه شده است. 

اميرعلي دانايي- فرخ باستاني 

«كلاه پهلوي» اولين حضور اميرعلي دانايي در تلويزيون است. او در اين سريال نقش فرخ باستاني دانشجوي تهيدست و فقير ايراني در پاريس را ايفا مي‌كند كه ضمن كار در رستوران و ظرفشويي؛ در دانشگاه سوربن اقتصاد مي‌خواند. او پس از ازدواج با دختري فرانسوي با نام بلانش، با توصيه پدرخوانده بلانش، در يك هتل درجه يك مشغول به كار مي‌شود و اوضاع مالي‌اش خوب مي‌شود. او سپس به تهران بازمي‌گردد و با توصيه سفير ايران در پاريس- تقي‌زاده- فرماندار يك شهرستان محروم مي‌شود. در ۴۳ قسمت باقيمانده از سريال اتفاق‌هاي فراواني رخ خواهد داد و مخاطبان با سرنوشت پيچيده اين دانشجوي جاه‌طلب مواجه خواهند شد. 

بلانش- نگين محسني 

محسني هم اولين تجربه خود در بازيگري را در اين سريال پشت سر مي‌گذارد. او در پاريس بزرگ شده و طراح لباس است. زبان فارسي را آموخته است. پدرخوانده‌اش موسيو تره‌گانو او را تربيت كرده و مشوق ازدواجش با فرخ است تا به ايران برود و به يك مستشرق تبديل شود. بلانش زندگي پر فراز و نشيبي پيدا مي‌كند كه بعداً آن را به صورت كتاب مي‌نويسد و همين نگارش كتاب، به بهانه‌اي براي روايت داستان سريال تبديل مي‌شود. 

ميرزارضا تدين- محمدرضا شريفي‌نيا 

محمدرضا شريفي‌نيا چهره ثابت اغلب سريال‌هاي تلويزيوني سال‌هاي اخير است. كيف انگليسي و مختارنامه دو سريال تاريخي است كه پيش از اين شريفي‌نيا را در آن ديده‌ايم. او در كلاه پهلوي نقش كارخانه‌دار مؤمن و متديني را ايفا مي‌كند كه خود، خانواده و پدرش مورد اعتماد مردم شهر بوده‌اند. او در كمال حسن نيت و سعه صدر با اقدامات فرماندار جديد همكاري مي‌كند ولي هوشمندانه مراقب است و با صدور فرمان كشف حجاب و برگزاري مجالس مختلط زن و مرد به صورت اجباري، او به روش خاص خود با حكومت مقابله مي‌كند. 

فروغ- مريلا زارعي 

شايد بتوان ميرزا رضا و فروغ را به نوعي نقطه مقابل شخصيت فرخ و بلانش دانست. آنها نمونه زن و شوهري شرقي هستند كه زندگي عاشقانه‌اي دارند. همسر ميرزارضا تدين، مدير مدرسه دخترانه شهرستان است. زني مؤمنه كه با جديت به امر تحصيل دختران شهر مي‌پردازد. ولي صدور فرمان كشف اجباري حجاب زندگي او را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. 

مرصع خانم- ثريا قاسمي 

اغلب كارگردان‌هايي كه به دنبال يك مادر مقتدر هستند، به ثريا قاسمي فكر مي‌كنند. او اين روزها سريال «راستش را بگو» را در شبكه يك سيما در حال پخش دارد و در كلاه پهلوي هم در نقش مادر ميرزا رضا حضور يافته است. او زني مؤمنه و متعصب است كه به واسطه وابستگي‌هاي نسل خود تندرو نيز هست. بخشي از فعاليت‌هاي ميرزا رضا با حمايت و راهنمايي او انجام مي‌شود. 

صمصام- داريوش فرهنگ 

داريوش فرهنگ كارگرداني است كه مي‌گويد اگر پيشنهاد خوبي براي نقش داشته باشد، بازي هم مي‌كند. او را پيش از اين در سريال «معصوميت از دست رفته» در نقش عبيدالله بن زياد ديده‌ايم. حالا در كلاه پهلوي فرهنگ نقش يك خان و فئودال مستبد و خشن را ايفا كرده كه سعي مي‌كند خود را فردي امروزي نشان دهد. او از اقدامات حكومت رضاخان حمايت مي‌كند و با اعمال نفوذ از طريق رفقايش در سطح بالاي حكومت، در شهرستان سامان يك ديكتاتوري راه انداخته است. او از اولين پيشگامان كشف حجاب در سامان است.
مه لقا- شقايق فراهاني
فراهاني طيف مختلفي از نقش‌هاي سينمايي و تلويزيوني را ايفا كرده است اما هميشه گزينه مناسبي براي ايفاي نقش يك زن عامي و تحت ستم است. او در اين سريال نقش همسر صمصام را ايفا كرده است. زني كه با اختلاف سني تحت سخت‌گيري و خشونت صمصام زندگي مي‌كند و صمصام نيز هيچ گاه براي او ارزش و احترامي قائل نيست. 

كريم- امين حيايي 

هنوز هم بسياري از مخاطبان تلويزيون سريال «آپارتمان» او را به ياد دارند اما حيايي از بازيگراني است كه هميشه در اكران سينماها مي‌توان فيلمي با بازي او را پيدا كرد. چندي پيش اختاپوس را بر پرده سينماها داشت.
او در كلاه پهلوي تا پايان سريال حضور دارد و شخصيتي خاص و پيچيده است. ابتدا سورچي صمصام است اما به جهت تغييرات اجتماعي و سياسي، زندگي او نيز كاملاً تغيير مي‌كند و فراز و نشيب عجيبي پيدا مي‌كند. كريم، داستاني ويژه خود دارد كه با همه شخصيت‌ها گره خورده است و البته يادگيري سواد نيز در رشد و پيشرفت او مؤثر است. 

عاليه- سارا خوئيني‌ها 

سارا خوئيني‌ها نيز زني شبيه به كريم است كه در فقر زندگي مي‌كند و كارش آبرساني به خانه‌هاي مردم است. گاهي هم از گدايي كسب روزي مي‌كند. او به واسطه كريم كلفت بلانش مي‌شود و به تدريج به يك شخصيت غيرقابل پيش‌بيني تبديل مي‌گردد. 

ذبيح الله- عباس اميري 

«عامربن مسعود» سريال مختارنامه و «خداي معبد آمون» سريال يوسف پيامبر ديگر در ميان ما نيست و نام او در عنوان‌بندي سريال «كلاه پهلوي» با عبارت «مرحوم» ذكر شده است. اين هنرمند گيلاني كه در اغلب سريال‌هايش نقش خاني مقتدر را داشته، در كلاه پهلوي در نقش كاسب بازار، مردي متدين و سخت مذهبي حضور يافته است. پسرش در تهران مشغول خدمت سربازي است و دخترش درس مي‌خواند. او در مقابل پديده‌هاي مدرن با بدبيني برخورد مي‌كند ولي نهايتاً تحت تأثير ميرزارضا است و باب ميل و فتواي او رفتار مي‌كند. خانواده ذبيح‌الله در اين سريال سرنوشتي رقت‌انگيز را تجربه مي‌كنند.
 
سيدعلي آسيابان- رحمان باقريان 

اگر مخاطب سريال «مختارنامه» بوده باشيد، حتماً زربي غلام مختار را به ياد داريد كه با سنگدلي رستم غلام شمر به شهادت مي‌رسد. رحمان باقريان و ايفاكننده نقش زربي، حالا در سريال كلاه پهلوي در نقش عارفي عامي حضور يافته كه زندگي عارفانه دارد. وي در كنار ذبيح‌الله و ميرزارضا يك مثلث را تشكيل مي‌دهند كه مخالفان اقدامات تجددطلبانه و فرنگي‌مآب فرخ است. او پسري به نام محمدعلي دارد كه در داستان نقشي پررنگ دارد. 

آقاي احسان- صديق شريف 

هيچ سريال تاريخي ساخته نمي‌شود مگر اينكه يكي از نقش‌هايش را «فخرالدين صديق شريف» ايفا كند! اين بازيگر محجوب را در سال‌هاي اخير در سريال «در چشم باد» و «شوق پرواز» ديده‌ايم كه در هر دو نقش پدر قهرمان‌هاي قصه را ايفا كرده است. او در سريال كلاه پهلوي قاضي شهر است. مردي متدين كه به نيت خدمت به مردم، از لباس روحانيت خارج شده و با قوه قضائيه رضاخاني همكاري مي‌كند. وي از دوستان ميرزارضا محسوب مي‌شود و با صدور قانون كشف حجاب اجباري در شرايطي سخت و غيرقابل تحمل قرار مي‌گيرد. 

جوانشير- داريوش كاردان 

«استاد خرناس» شخصيتي راديويي- تلويزيوني است كه به نام «داريوش كاردان» سند خورده است. شخصيتي فيلسوف و نيمه مجنون كه سال‌ها قهرمان برنامه‌هاي راديويي داريوش كاردان بوده است.
كاردان پيش از اين در سريال «نردبامي بر آسمان» نيز حضور داشته است. او در سريال «كلاه پهلوي» در نقش مقام ارشد اداره سياسي شهرباني تحت رياست سرپاس مختاري حضور يافته است. جوانشير در زندگي شخصيت‌هاي داستان نقش خاصي برعهده دارد و در ادامه سرنوشتي ويژه پيدا مي‌كند. 

حاجي خان- رضا كيانيان 

مي‌گويند كيانيان بازيگري است كه مي‌تواند هر نقش عادي و ساده‌اي را به نقشي خاص و شيرين تبديل كند. او در كيف انگليسي در نقش يك روحاني حضور يافته بود و در مختارنامه هم «عبدالله بن زبير» بود. چندي پيش هم در نقش يك مرد خانواده دوست و ساده در سريال «راه طولاني خانه» ظاهر شد. حالا او در كلاه پهلوي فئودال و نماينده سابق حكومت قاجار در شهرستان سامان است كه پس از روي كار آمدن رضاخان چند سالي رئيس نظميه مي‌شود. وي به علت نابينايي خانه‌نشين شده اما خانه‌اش محل تجمع خان‌ها و بزرگان صنوف است. او در تهران هم نفوذ زيادي دارد و گهگاه مشكلات مردم را برطرف مي‌كند. با همه اين ويژگي‌ها او آدمي مستبد و قلدر است. 

موسيو آلفونس- داود رشيدي 

اغلب كارگردان‌هاي سريال‌هاي تاريخي يك جاي خالي براي «داود رشيدي» دارند و حالا در اين سريال جاي خالي او با نقش يك كشيش پير فرانسوي پر شده است. كشيشي كه در شهرستان كوچك سامان، خانواده‌هاي محدود مسيحي را موعظه مي‌نمايد. وي در كنار موعظه علاقه‌مند به كشف زيرخاكي و آثار باستاني است. او با بلانش و ژان روابط خاص دارد و در سفارتخانه فرانسه نفوذ بسيار دارد. در شهريور ۱۳۲۰ هم نقشي مهم برعهده مي‌گيرد كه براي تماشاي آن بايد تا پايان سريال صبر كنيد. 

آقاي مؤيد- فرشيد ابراهيميان 

«فرشيد ابراهيميان» از بازيگران تحصيلكرده و آكادميك است كه هرچند نقش‌هايي كوتاه ايفا مي‌كند اما حس و حالي كه به نقش مي‌دهد ماندگار است. او در اين سريال رئيس اداره فرهنگ اوقاف و صنايع مستظرفه شهرستان است. فردي ترياكي است كه شرايط سختي براي زندگي دارد. وضع مالي خوبي هم ندارد. او دو دختر ۱۶، ۱۷ ساله دارد. وي زبان فرانسوي را خوب مي‌داند و در كشفيات آثار باستاني نقش ناظر دولتي را ايفا مي‌كند. در عين حال شخصيت او از پيچيدگي خاصي برخوردار است و سرنوشت او براي مخاطبان بسيار عبرت‌آموز است. 

خانم مستشارنيا- گوهر خيرانديش 

گوهرخيرانديش به همان اندازه كه مي‌تواند ايفاگر شخصيتي دوست‌داشتني باشد، از ايفاي نقش شخصيتي مرموز هم مي‌تواند به خوبي بربيايد. او در اين سريال همسر مستشارنيا سفير ايران در آنكاراست. مادر شادي مستشارنيا هم هست. او زني سياس و مدير است و كانون بانوان را به صورت پنهاني مديريت مي‌كند و از جمله زنان طرفدار سياست‌هاي بريتانياست. در ادامه داستان با نقش ويژه او بيشتر آشنا خواهيد شد. 

خانم سيمپسون- ماه‌چهره خليلي 

ماه‌چهره خليلي بعد از در چشم باد و مختارنامه بار سومي است كه با سريالي تلويزيوني مهمان جمعه شب‌هاي شبكه يك مي‌شود. او زني انگليسي از كاركنان سفارت انگلستان است. وي به شكلي خاص در روابط موجود در شخصيت‌هاي داستان دخالت دارد و از جمله شخصيت‌هايي است كه با كارهايش مخاطبان را غافلگير مي‌كند. 

ياور نيكوكار- سيروس گرجستاني 

مهم‌ترين مشخصه نقش‌هايي كه سيروس گرجستاني ايفا مي‌كند، ته لهجه‌اي است كه معمولاً در هر نقش دارد. ايفاگر نقش دوران پيري استاد شهريار در سريال كمال تبريزي و خان مقتدر سريال كيف انگليسي، در سريال كلاه پهلوي ياور نيكوكر است. او فردي نظامي است و معادل سرگرد امروزي است. رئيس نظميه سامان است كه بعداً به شهرباني تغيير نام مي‌دهد. ياور با اهالي شهرستان محل خدمتش دوست است و رابطه خوبي دارد؛ علي‌الخصوص با اقشار صاحب نفوذ سامان. اما پس از صدور حكم كشف اجباري حجاب ناگزير مقابل مردم قرار مي‌گيرد و مي‌خواهد مستبدانه همه را وادار به تمكين نمايد ولي با مقاومت مردم مواجه مي‌شود و سرنوشتي پيچيده را تجربه مي‌كند. 

سرپاس مختاري- فرهاد آييش 

شخصيت مهم نيروي سركوبگر رژيم پهلوي است. سرپاس مختاري در اين داستان به شيوه‌اي جديد ظاهر شده و ديدني است. هنوز بازي او در اين سريال آغاز نشده است اما وقتي قرار باشد نقش سرپاس مختاري را فرهاد آييش كه فردي مهربان و دوست‌داشتني است ايفا كند، حتماً حاصل كار بايد ديدني باشد. 

زرين تاج- آنا نعمتي 

زرين تاج تربيت زني جوان است و جزو بنيانگذاران كانون بانوان است. در خدمت رژيم و اهداف بريتانيا است. او با همسر فرانسوي- روسي‌اش، ژان زندگي مي‌كند و در پي كسب منافع مالي است. كلاه پهلوي از معدود تجربيات تلويزيوني نعمتي است كه پيش از اين بيشتر در سينما حضور يافته است. 

تهمينه- آناهيتا دري 

دختر كم سال شهرستان سامان است كه تحت نظر فروغ همسر ميرزارضا باسواد شده و با همان سن اندك در مدرسه تدريس مي‌كند و به دليل فقر، با فضاي حاكم در شهرستان همراه مي‌شود. تهمينه دختر پاكدامني است كه براي حفظ شرافت و ناموس خود از شهرستان به تهران فرار مي‌كند و اين مسئله به شخصيت او جنبه‌اي خاص مي‌دهد. 

ژان- صالح ميرزاآقايي 

او مردي روسي- فرانسوي است كه از جانب تره گانو حمايت مي‌شود. او در پي كشف منابع و ميراث فرهنگي است و آنها را به فرانسه قاچاق مي‌كند. 

سيروس- حسام‌الدين نواب صفوي 

حضور حسام نواب صفوي در اغلب نقش‌هاي سينمايي و تلويزيوني نشان‌دهنده خصلت‌هايي شيطنت‌گونه در نقش است. او بنكدار متجدد ساكن تهران است و طي ماجرايي با يكي از قهرمان‌هاي زن داستان آشنا شده و اين آشنايي سرنوشت او را تغيير مي‌دهد. 

حكمت- رضا فياضي 

در سريال‌هاي تاريخي هميشه چهره‌هايي خاص ايفاگر نقش شخصيت‌هاي واقعي تاريخي هستند. در سريال كلاه پهلوي هم ايفاي نقش علي‌اصغر حكمت وزير فرهنگ و معارف دولت فروغي به رضا فياضي سپرده شده است. او يك ايراني ميهن‌پرست و شاه‌دوست است كه دستورات ديكتاتورمنشانه شاه را شكل قانوني مي‌بخشد و تبليغ مي‌كند. 

شادي- بهاره كيان افشار 

شادي دختر مستشارنياست. او در فرانسه در رشته مامايي درس خوانده و به پيشنهاد ازدواج فرخ روي خوش نشان نداده است. او يك فمينيست است كه براي خود آرزوهايي دارد كه تصور مي‌كند در حكومت رضاخان محقق مي‌شود ولي به تدريج متوجه مي‌شود رژيم كمترين توجهي به مسائل زنان نداشته و فقط به دنبال بي‌حجاب كردن آنها به زور اسلحه است. 

امير توكلي- اميرحسين آرمان 

امير توكلي فرزند ذبيح‌الله است كه پس از خاتمه خدمت به شهرستان بازمي‌گردد. وي نواختن ويولن را آموخته و در شهرستان با مطرب‌هاي سنتي يك گروه موسيقي را تشكيل مي‌دهد كه همين مسئله موجب بروز اتفاق‌هاي جالب در سامان مي‌شود. 

فاطمه- نيلوفر خوش‌خلق 

نيلوفر خوش‌خلق همسر امين حيايي است كه گاهي با همسرش همبازي هم مي‌شود. قلاده‌هاي طلا آخرين همكاري اين زوج سينمايي بود. او حالا در كلاه پهلوي در نقش فاطمه خواهر ميرزارضا تدين حضور يافته است كه در قسمت‌هاي آينده و با كشف حجاب بازي اصلي او آغاز مي‌شود. 

رضا شوفر- نادر سليماني 

نادر سليماني سال‌ها بازيگر نقش‌هاي طنز و آيتمي در تلويزيون بوده است. هنوز هم او را با نقش معروف «خان دايي» مي‌شناسند. او راننده تنها ماشين شهر است كه به تهران رفت و آمد دارد و شخصيتي شيرين دارد. 

ماشاالله خان- بيوك ميرزايي 

ماشاالله خان فردي روستايي و ساده‌دل است. او بين صمصام و داود خان بلاتكليف است، از سويي به آنها حسادت مي‌ورزد و از ديگر سو به علت اعتقادات ديني‌اش نمي‌تواند كاملاً مطيع رژيم و منويات آن باشد.
در طول سال‌هاي گذشته بازي پُر رنگ و جذابي از بيوك ميرزايي نديده‌ايم اما حالا او در اين سريال حضور خوبي دارد و بازي‌اش در بده بستان با «سيدمهدي تقي‌نيا» ايفاگر نقش داود خان كه فردي مرموز است، حاوي نكات جالب است. 

چند نقش تاريخي 

در سريال تلويزيوني كلاه پهلوي نقش «محتشم السلطنه» توسط غلامرضا علي‌اكبري ايفا شده است. «حسن تقي‌زاده» هم با بازي قطب‌الدين صادقي جان گرفته و «جمشيد شاه‌محمدي» در نقش مستشارنيا در داستان ظاهر شده است. شخصيت‌هايي كه به مرور و با پيشرفت داستان به مخاطب معرفي مي‌شوند و هر كدام سرنوشتي خاص پيدا مي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار