جوان آنلاین: جنگ در اسفند ۱۴۰۴ چهره همه چیز را در ایران تغییر داد؛ از سیاست تا هنر، از دیپلماسی تا سریالسازی و از سبک تجمعات تا نوع مواجهه با بحرانهای سخت.
بعد از شهادت رهبر انقلاب ایران روزهای منحصربهفردی را تجربه کرد. ترس از جنگ و بمباران شهرها رنگ باخته بود. مردم هر شب زیر موشک و صدای پدافند در خیابان بودند. این فضای شجاعت و پای کار بودن به بدنه هنری نیز تسری کرد و فیلمسازان فارغ از شرایط جنگی پای کار ساخت سریال آمدند. این یعنی بمباران هم مانع تولید نشد و سریال «سرو، سپید، سرخ» این مسیر را برای سایر چهرههای فرهنگی نیز باز کرد.
البته هنرمند در برهههای بحرانی و شرایط جنگی نمیتواند و نباید سکوت کند یا غایب شود. اتفاقاً در همین روزهای سخت است که هنر باید زبان حال مردم و روایتگر مقاومت آنها باشد. فصل دوم مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» درست با همین دستفرمان ادامه داشت؛ یعنی با همان مسئولیتپذیری فصل اول، تیم سازنده پای کار آمد و مسئولیت زنده نگه داشتن جریان روایتگری جنگ تحمیلی را بر دوش کشید.
در فصل دوم، با پخش تنها سه قسمت اول، به روشنی مشخص شد که این فصل از نظر کیفیت ساخت، چند پله بالاتر از فصل گذشته قرار دارد. تفاوت اصلی و کلیدی در این فصل، داشتن فرصت کافی برای پیشتولید بود. یعنی تیم تولید برخلاف فصل اول که زیر فشار سنگین بمباران و شرایط شتابزده بحران ساخته شد، این بار زمان داشتند تا ایدهها و فیلمنامهها را صیقل دهند؛ تمرکزی که اثرش مستقیماً روی کیفیت سریال و ریتم کار دیده میشود.
در این فصل، اپیزودهایی، چون «بانکدار» به کارگردانی حسین مهکام، «قصه فرهاد» به کارگردانی امیر داسارگر، «بیچهرگان» به کارگردانی دانش اقباشاوی، «نترس ۳۶۵ بار» به کارگردانی مریم اسمیخانی، «کاش خانهات پنجره نداشت» به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان، «۱۰ -۱۰» به کارگردانی حمزه علیرضایی، «جانفدا» به کارگردانی علی طاهرفرد، «پدر» به کارگردانی علیرضا صمدی و «در آسمان» به کارگردانی محسن بهاری تولید و پخش میشوند.
تعدد دیدگاههای این فیلمسازان در فصل جدید، قابهای متفاوتی از شجاعت، فداکاری و زندگی در دل بحران را ثبت میکند. سریال «سرو، سپید، سرخ» ثابت کرد هنر حتی در میان دود و آتش، اگر با برنامهریزی و پیشتولید درست همراه شود، میتواند داستانهایی ماندگار بسازد و نشان دهد شمع هنر هیچگاه خاموش نمیشود.