جوان آنلاین: وقتی صحبت از کار فرهنگی تراز انقلاب اسلامی به میان میآید، بدون شک نمیشود حمایتها و رهنمودهای قائد شهیدمان را پیرامون برخی از فعالیتهای فرهنگی شاخص که موجب دوستی، نزدیکی نوجوانان و جوانان و همچنین آحاد جامعه به معرفت، خودسازی و سبک زندگی اسلامی میشد را کتمان کرد. حمایت و جانبداری امام شهید (قدس الله نفس الزکیه) بیشتر برای این موضوع بود که درک عمیقی از نفوذ فرهنگی دشمن داشتند و میخواستند با تکیه بر ظرفیتهای فطری جامعه آن فعالیتها را احیا و یا تقویت کنند تا امروز آن کنشگری تبدیل به ارکان هویت نسل جوان ایران شود. این حمایتهای صریح صرفاً از یک برنامهی خاص تک بُعدی نبوده است بلکه پشتیبانی کردن از یک مکتب جریان ساز بوده که با مدد و هواخواهی رهبر معظم انقلاب از حالتِ شعاری خارج شد و در دستور کار نهادهای ذیصلاح در امر فرهنگ قرار گرفت و پیگیریهای بی وقفه و سالیانه باعث آشکار شدن نقاط ضعف و قوت آن فعالیت شد و برخی از این کارها در بین عموم مردم بازتاب ویژهای داشت.
۱) اعتکاف
رهبر شهید، اعتکاف را از یک سنتِ محدودِ مسجدی به یک حرکتِ عظیمِ تربیتی تبدیل کردند. ایشان میفرمودند: «اعتکاف، عبور از خود برای رسیدن به خداست». حمایتِ ایشان و استقبال جوانان و نوجوانان از این فرصت تقرّب باعث شد که نه تنها مساجد جامع هر شهر، بلکه اکثر مساجد شهر مملو از معتکفینی شود که حاضر بودند چند روزی را در خانهی خدا اقامت کنند و در هیاهوی پُر زرق و برق گناه به انجام اعمال اعتکاف مشغول شوند و تزکیه و تهذیب نفس کنند و آنجا را به یکی از کانونهای اصلیِ حضورِ جوانانِ دانشجو و دانشآموز مبدّل کنند. این حرکتِ عظیمِ فرهنگی، نه فقط یک عبادتِ فردی را به نمایش میگذاشت، بلکه «تمرینِ جمعیِ تقرّب» بود که به جوانان کمک میکرد که در این دنیای شلوغ و سریع مدرن، لنگرگاهِ معنویتِ خود را پیدا کنند.
۲) راهیان نور
از منظرِ رهبر شهید، راهیان نور «فناوریِ فرهنگی برای استخراجِ ثروتِ عظیمِ دفاع مقدس» بود. ایشان راهیان نور را نه یک بازدیدِ ساده، که «زیارتِ آرمانها» میدانستند. با تأکیدِ ایشان بر روایتِ صحیح و حضورِ بیواسطهی جوانان در یادمانها، این جریان توانست «حافظهی تاریخیِ» نسلهای سوم و چهارم انقلاب را که جنگ را ندیده بودند، با روحِ جهاد و مقاومت پیوند بزند. راهیان نور در نگاهِ ایشان، بزرگراهی برای «صدورِ فرهنگِ شهادت» به آینده بود.
۳) پیادهروی اربعین
اربعین در نگاه ژرف و راهبردیِ قائد شهید، فراتر از یک آیینِ مذهبی بود. بلکه ایشان اعتقاد داشت که سوگ پیمایی اربعین «یک مانورِ قدرتِ نرمِ تمدنِ نوینِ اسلامی» است. ایشان با حمایتهای معنوی و تأکید بر جنبههای بینالمللی این حرکت عظیم، اربعین را به کانونِ «وحدتِ امتِ اسلام» تبدیل کردند. این پیادهروی، جلوهای از «مقاومتِ حسینی» در برابرِ استکبار بود که هر ساله به همگان نشان دهد که چگونه «محبتِ حسین (ع)» میتواند از مرزهای جغرافیایی عبور کند و صفوفِ جوانانِ آزادهی جهان را در برابرِ ظلمِ مدرن متّحد کند.
۴) چراغ راه مداحان و ستایشگران اهل بیت
بیشک یکی از پر محتواترین و در عین حال پر دغدغهترین دیدارهایی که رهبر شهید انقلاب داشتند، دیداری بود که همه ساله در روز ولادت حضرت زهرا (س) با مادحین مقرر شده بود. دیداری که با موعظههای حکیمانهی معظم له هم چراغ راه ستایشگران اهل بیت میشد و هم راه را برای جوانان و نوجوانانی که مشتاق وصل شدن به این منبع نور بودند را سهل و آسان میکرد.
۵) نگاهی ویژه به حافظان قرآن
حضرت آقای شهید این مطالبه را بهعنوان رهبر جامعه اسلامی از مسئولان قرآنی کشور داشتند تا تمام موانع رسیدن تعداد حافظان قرآن به یک میلیون نفر، که از اهداف اولیه این مسیر قرآنی بود، برطرف شود و نسل جوان حافظ قرآن، با انس و ارتباط عمیق با کلام وحی، به نسلی مؤمن، بصیر، مسئولیتپذیر و اثرگذار در عرصههای فردی و اجتماعی تبدیل گردد. نسلی که قرآن را نهفقط برای حفظ کردن، بلکه برای فهمیدن، عملکردن و جاریساختن آموزههای آن در زندگی خود و جامعه دنبال کند.
این مطالبه، صرفاً یک هدف آماری یا افزایش تعداد حافظان نبود؛ بلکه نقشهای راهبردی برای تربیت نیروی انسانی قرآنی و ساختن جامعهای برخوردار از معرفت، معنویت و بصیرت دینی به شمار میرفت. تحقق این آرمان، نیازمند برنامهریزی دقیق، حمایت مستمر، ایجاد فرصتهای آموزشی مناسب و همراهی جدی خانوادهها، مدارس، مساجد، مؤسسات قرآنی و دستگاههای فرهنگی کشور است.
۶) اهمیت به شعرای شعر آیئنی و پارسی
نگاه راهبردی رهبر شهید به شعر (آیینی و پارسی)، فراتر از یک هنر است. ایشان شعر را ابزاری قدرتمند برای نفوذ در جانها و پیوند میانِ “شکوهِ زبان پارسی” میدانستند. از نظر ایشان، شعر میبایست با تکیه بر اصالت ادبی و قدرتِ کلام، به “سلاحِ فرهنگی” برای تبیینِ اصول تبدیل شود تا بتوان با استفاده از این ظرفیتِ عاطفی، پیامهای بزرگِ انقلاب را در تار و پودِ ذهن و قلب نسل جوان حک کرد.
آنچه در تمامی این عرصهها مشترک بود، اعتماد و اعتقاد ایشان به کار فرهنگی برای جوانان بود. ایشان به خوبی میدانستند که اگر کارهای فرهنگی بر پایهی «عشق به اهلبیت» و «احساسِ مسئولیتِ اجتماعی» بنا شوند، هیچ قدرتِ فرهنگیِ بیگانهای نمیتواند آن را در هم بشکند. امروز، این موارد فرهنگی ذکر شده، پاسخی روشن به نیازِ روحیِ جامعهی ما و سدی محکم در برابرِ تهاجمِ فرهنگی هستند.