کتاب باید به گونهای نوشته میشد که مخاطب پس از برداشتن آن از قفسه، به خواندن ادامه دهد و با شخصیت همراه شود جوان آنلاین: کتاب باید به گونهای نوشته میشد که مخاطب پس از برداشتن آن از قفسه، به خواندن ادامه دهد و با شخصیت همراه شود. در این اثر، بیشتر به معنای بازآفرینی شیوه روایت یک زندگی تاریخی است؛ روایتی داستانی که قرار نیست اصل مستندات را کنار بگذارد، بلکه میکوشد همان واقعیتها را در قالبی خواندنیتر عرضه کند.
نشست نقد و بررسی کتاب «من ربانی شیرازی هستم» روز گذشته در حاشیه نمایشگاه کتابهای تاریخ معاصر در باغ کتاب تهران برگزار شد. در این نشست، ابعاد علمی، مبارزاتی، تشکیلاتی و خانوادگی آیتالله عبدالرحیم ربانی شیرازی و شیوه روایت زندگی این عالم مبارز مورد بررسی قرار گرفت.
«نو روایت» از یک زندگی
فاطمه رحیمی، نویسنده کتاب «من ربانی شیرازی هستم»، در توضیح عنوان «نو روایت» که برای معرفی کتاب به کار رفته است، به تفاوت این اثر با روایتهای پیشین از زندگی آیتالله ربانی شیرازی اشاره کرد. وی اظهار داشت: پیش از این کتاب، مجموعهای از اسناد درباره ربانی شیرازی در مرکز اسناد منتشر شده و اثری دیگر نیز با رویکردی بیشتر گزارشی به زندگی او پرداخته است. هدف این کتاب، بازگویی همان مطالب به شکلی دیگر و افزودن روایتهایی تازه بوده است؛ روایتی که بتواند مخاطب امروز، بهویژه جوانان، را با خود همراه کند.
رحیمی تأکید کرد: مسئله برای من صرفاً انتقال اطلاعات تاریخی نبود؛ کتاب باید به گونهای نوشته میشد که مخاطب پس از برداشتن آن از قفسه، به خواندن ادامه دهد و با شخصیت همراه شود.
وی افزود: از همین منظر، نو روایت در این اثر بیشتر به معنای بازآفرینی شیوه روایت یک زندگی تاریخی است؛ روایتی داستانی که قرار نیست اصل مستندات را کنار بگذارد، بلکه میکوشد همان واقعیتها را در قالبی خواندنیتر عرضه کند.
رحیمی درباره عنوان «من ربانی شیرازی هستم» نیز گفت: این عنوان از چند نقلقول خود آیتالله ربانی گرفته شده است. او در برخی موقعیتها، با وجود آنکه نامش میان مبارزان شناخته شده بود، برای افرادی که چهرهاش را نمیشناختند، خود را با همین عبارت معرفی میکرد.
وی ادامه داد: به این ترتیب، عنوان کتاب اگرچه در نگاه نخست میتواند انتظار روایت اولشخص را ایجاد کند، در واقع از یک جمله واقعی در زندگی شخصیت وام گرفته شده و ارتباطی با زاویه دید سومشخص کتاب ندارد.
روند نگارش کتاب نیز فراتر از یک پژوهش کتابخانهای پیش رفت. رحیمی گفت: در ابتدا تصور میکردم اطلاعات کاملی در اختیارم قرار گرفته است، اما هنگام نگارش فصلهای مختلف، بارها با خلأهای اطلاعاتی مواجه شدم و برای تکمیل آنها دوباره به سراغ مصاحبه رفتم.
وی افزود: یکی از مهمترین این ارتباطها با محمدهادی ربانی، فرزند آیتالله ربانی، شکل گرفت. او در ابتدا به دلیل طولانی شدن روند آمادهسازی کتاب، رغبت چندانی به انجام مصاحبههای دوباره نداشت؛ اما اشتراکات خانوادگی و طلبگی زمینه ایجاد ارتباطی صمیمانهتر را فراهم کرد.
رحیمی خاطرنشان کرد: این ارتباط در نهایت باعث شد بخشهایی از زندگی خانوادگی و اخلاق شخصی ربانی که در مصاحبههای قبلی وجود نداشت، روایت شود. در استفاده از این مطالب نیز تلاش کردم حریم خانواده حفظ شود و اطلاعات در واقعیترین شکل ممکن وارد کتاب شود.
از کودکی تا نقشآفرینی ملی
اسماعیل بیدار، پژوهشگر تاریخ، در بررسی کتاب، یکی از نقاط قوت آن را تلاش برای حفظ توازن میان وجوه مختلف شخصیت ربانی دانست.
وی اظهار داشت: فروکاستن ربانی شیرازی به یک روحانی مبارز، تقلیل حقیقت شخصیت اوست. ربانی در شیراز یک چهره اثرگذار منطقهای بود و در قم به شخصیتی با نقش ملی تبدیل شد؛ بنابراین روایت زندگی او باید همزمان ابعاد علمی، سیاسی، خانوادگی و تشکیلاتی او را دربر بگیرد.
بیدار برای توضیح این ابعاد، به پیشینه خانوادگی ربانی اشاره کرد و گفت: مادرش، معصومه، از خانوادهای مرتبط با مبارزان تنگستان بود و روحیه شجاعت و مبارزه داشت. پدرش، بمانعلی، نیز فردی شجاع بود که در برابر زورگوییها ایستادگی میکرد.
وی افزود: پرداختن به چنین پیشینهای نشان میدهد که بخشی از ویژگیهای شخصیتی ربانی را باید در محیط خانوادگی او جستوجو کرد.
بیدار یکی از شخصیتهای اثرگذار در دوران نوجوانی ربانی را آیتالله سید نورالدین هاشمی حسینی دانست و اظهار داشت: زمانی که هاشمی حسینی تحت فشار قرار داشت و خانه او در محاصره و تحت نظر نیروهای حکومتی بود، ربانی که حدود ۱۱ سال داشت، هر روز برای او آب، غذا یا امکانات مورد نیاز میبرد و بدون توجه به مراقبتهای امنیتی رفتوآمد میکرد.
وی ادامه داد: این ارتباط بهتدریج او را با شبکه ارتباطی و مریدان هاشمی حسینی آشنا کرد و ربانی نوجوان به یکی از واسطههای ارتباطی او با بیرون تبدیل شد.
بیدار معتقد است همین تجربه میتواند یکی از زمینههای شکلگیری توانایی تشکیلاتی ربانی باشد؛ تواناییای که بعدها در ایجاد و مدیریت شبکه ارتباطی میان علما و مبارزان در نقاط مختلف کشور به کار آمد.
این پژوهشگر تاریخ افزود: نویسنده در کتاب، فعالیت جریانهایی همچون بابیت، بهائیت، اخباریگری و صوفیگری را نیز در بستر تاریخی زندگی ربانی وارد کرده است.
بیدار در ادامه به ماجرای فعالیت ربانی در سروستان و مواجهه او با جریان بهائیت اشاره کرد و گفت: ربانی در جریان تبلیغ خود در منطقه با این وضعیت مواجه شد و در روزهای پایانی حضورش، همزمان با ۲۸ صفر، دسته عزاداری را به سمت مقر این جریان هدایت کرد.
وی این ماجرا را بخشی از مواجهه ربانی با جریانهایی دانست که به اعتقاد او در پی تضعیف جایگاه مرجعیت و روحانیت بودند و افزود: ربانی در همین دوران با اخباریون و صوفیان نیز مناظره داشت.
بیدار تأکید کرد: یکی از نقاط قوت کتاب، حفظ همین فاصله و نشان دادن ربانی بهعنوان انسانی واقعی است.
وی برای نمونه به ماجرای اساسنامهای اشاره کرد که در دوران مبارزه تدوین شده بود و قرار بود در محلی امن نگهداری شود، اما در جریان انتقال به مقصد نرسید و در نهایت با بازرسی خانه فرد حامل آن، کشف شد. این اتفاق نشاندهنده یک خطای محاسباتی و امنیتی است و نشان میدهد حتی شخصیتی در آن سطح نیز ممکن است در تصمیمگیری دچار اشتباه شود. همین جزئیات از تبدیل شخصیتهای تاریخی به قهرمانانی دستنیافتنی جلوگیری میکند.
بیدار همچنین زندگی ربانی را دارای ظرفیت تبدیل شدن به آثار داستانی، فیلم و سریال دانست و اظهار داشت: تاریخ معاصر ایران، بهویژه دوره پهلوی و سالهای منتهی به انقلاب، همچنان سوژههای فراوانی برای تولید ادبی دارد و زندگی ربانی نیز یکی از همین نمونههاست.