
تصور اينكه اين رابطه روزي خراب شود هم به هيچ ذهني خطور نميكرد. حمايتهاي همهجانبه از پيرمرد پرتغالي كه گاهي شوري آن از حد ميگذشت و خيليها را ميآزرد، به معاني مختلفي تعريف و تفسير ميشد.
اول اينكه مديرعامل، عادت ندارد خود و تصميماتش را زير سؤال ببرد و پذيرفتن ضعفهاي سرمربي از كار افتاده، معناي ديگري ندارد جز اينكه او از همان اول در انتخابش اشتباه كرده و هرگز نبايد مربي كه قصد خداحافظي داشت را با پيشنهاد وسوسهانگيز به دوباره كار كردن تحريك ميكرد. اما اين حمايتها، به گونهاي ديگر هم ترجمه ميشد. اينكه رويانيان عادت به مشاوره گرفتن ندارد و اجازه نميدهد كسي او را قانع كند با مشورتهايش كه سرمربي تيمش، نياز به توبيخ و تنبيه يا حتي تهديد به اخراج دارد. در هر صورت، به هر دليل، رابطه خوب و حمايتهاي همهجانبه و بيحد و حصر رويانيان از مانوئل باعث شده بود كه اين مربي بدون هيچ گونه ترس و واهمهاي هركاري كه ميخواهد انجام دهد بدون اينكه اشتباهاتش تهديدي براي او باشد.
نزديكي اين رابطه، بعد از ماجرايي كه براي كريمي رخ داد، بيش از هر زماني به تصوير كشيده و ثابت شد اما ناگهان، يك تصميم متضاد، رابطه مستحكم مديرعامل و مربي را شكر آب كرد. آن هم تا اندازهاي كه در برخي محافل كه البته خيلي هم دوستانه نبود و اندكي هم رسمي و جدي بود، صحبتهايي درخصوص بركناري مانوئل مطرح و اينگونه تأييد شد كه كنار گذاشتن اين پيرمرد پرتغالي از نيمكت سرخپوشان، غيرممكن هم نيست! اين تغيير موضع، آن هم در شرايطي كه آخرين نتيجه پرسپوليس يك پيروزي پرگل بوده، كمي عجيب و قابل تأمل به نظر ميرسد. آن هم وقتي كه از همين مربي بعد از باختهاي پي در پي و ناكاميهاي دائمي حمايت ميشد!
اما رابطه شكرآب شده رويانيان و مانوئل، هيچ ارتباطي به نتايج اين تيم يا حتي كاپيتان اخراج شدهاي كه هنوز تكليفش روشن نشده، نيست. اين اختلاف، قبل از هرچيز از جايي نشأت ميگيرد كه هر دو طرف اين ماجرا، با قيافهاي حق به جانب، خود را محق ميدانند و حاضر به پا پيش گذاشتن براي حل ناراحتيهاي به وجود آمده نيستند و منتظرند كه ديگري براي باز كردن گره اين مشكل، جلو بيايند.
ماجرا از جايي شروع شد كه مانوئل تصور ميكرد حالا كه حمايتهاي همهجانبه رويانيان را دارد و به معناي واقعي حرف، حرف خودش است، ميتواند از اين روزهاي آخر مربيگري خود نهايت استفاده را كرده و پاي ديگر شاگردانش را هم به مانند نيلسون به پرسپوليس باز كند. حال آنكه عدهاي ديگر در همين موقع تمام فكر رويانيان را با بازيكن سيه چرده روزهاي دور يوونتوس مشغول كرده بودند تا جايي براي تحقق رؤياهاي مانوئل باقي نماند. همين مسئله باعث شد اخمهاي مانوئل درهم رفته و شكافي بين او و رويانيان ايجاد شود. شكافي كه با حرفهايي كه هر دو در گوشه و كنار از ديگري ميشنيدند، عميق و عميقتر شد. به طوري كه قبل از آنكه مانوئل و رويانيان براي حل اين مشكل رودر روي هم بنشينند به صحبت كردن، شايعه و احتمال كنار گذاشتن اين مربي، به طور در گوشي پچپچ شد! احتمالي كه حالا بر خلاف يك ماه قبل، ديگر غيرممكن نيست و با اتفاقات اخير شايد به زودي ممكن شود اين غيرممكن. البته اين غيرممكن در صورت ممكن شدن، از سوي رويانيان خواهد بود نه مانوئل؛ چراكه سرمربي پرتغالي پرسپوليس كه روزهاي آخر مربيگري خود، به دنبال چيزهايي جز افتخارات فني است، حاضر نيست تحت هر شرايطي از اين فرصت مناسب چشمپوشي كند چون سن و سال او، ديگر فرصتي براي جبران مافات به او نميدهد و او هرچه كه قرار است براي روزهاي بازنشستگي خود برداشت كند، بايد از پرسپوليس برداشت كند و در صورتي كه خودش از اين تيم جدا شود، برداشتي در كار نيست اما اگر اخراج شود، تمام حق و حقوقش را ميگيرد و ميرود براي آفتاب گرفتن در سواحل اقيانوس اطلس.