کد خبر: 493294
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۳
اميرالمؤمنين (ع) خطاب به يارانش بعد از جنگ صفين فرمودند: «به خدا قسم دوست مي‌داشتم شما را با ياران معاويه مانند درهم و دينار سودا كنم، ۱۰ نفر از شما را بدهم و يك نفر از آنان را بگيرم چرا كه آنان بر باطل خويش استوارند و شما بر حق خود پايدار نيستيد.» چند روز پيش آخرين مناظره تلويزيوني دو رقيب انتخاباتي در امريكا برگزار شد كه محور اصلي اين مناظره ايران و خاورميانه بود. 

نامزد جمهوريخواهان كه علي‌القاعده اكنون در خارج از قدرت است، سياست‌هاي امريكا در قبال ايران و سوريه را نقد و نفي نمي‌كرد و به رقيب نمي‌گفت كه اقدامات راهبردي شما در اين زمينه اشتباه بوده است بلكه گلايه و نقد او اين بود كه شدت عمل اوباما در قبال ايران ضعيف بوده است و هر دو به جاي نقد ديگري درصدد بودند ثابت كنند كه در دشمني با ايران مصمم‌تر و در دوستي با اسرائيل از ديگري جلوتر هستند. در مواضع هيچ‌كدام نرمش در قبال ايران در حد ذره هم يافت نشد و هيچ كدام حاضر نشدند ذره‌اي رژيم صهيونيستي را به چالش بكشند. 

آنچه نقد جمهوريخواهان به دموكرات‌ها بود، عدم توفيق در گذر از بحران اقتصادي و عدم غلبه بر بيكاري بود. چرا سياست خارجي دو حزب حاكم در امريكا در قبال ايران ثابت است و صرفاً در عمق‌بخشي به مسير انتخاب شده با هم رقابت مي‌كنند؟ دليل اصلي آن اين است كه بر سر صهيونيست‌ها، جهاني بودن قدرت امريكا و عدم افول اين قدرت با هم همسويي دارند. آنان مركزي به نام «مركز مشترك دو حزب» ايجاد كرده‌اند تا سياست‌هاي كلي نظام امريكا و منافع ملي و چگونگي هژموني امريكا در جهان را حفظ كنند. 

اما در كشور ما چگونه است؟ وقتي به سمت انتخابات مي‌رويم يكي مي‌خواهد امريكا را بكوبد و ديگري مي‌خواهد با ژست روشنفكري مسير انقلاب اسلامي را اشتباه بخواند، يكي استكبارستيزي را فرياد مي‌زند و ديگري تنش‌زدايي، يكي تلاش مي‌كند به غرب بگويد ما هم اهل فرهنگ و تمدن و داراي فهم و شعور هستيم و ديگري اينگونه نگاه به غرب را ننگ ايران و اسلام مي‌داند. فاصله كانديداهاي ما آنقدر زياد است كه اوباما در انتخابات رياست جمهوري ۱۳۸۸ با صراحت و براي اولين بار نام يك كانديداي ما را بر زبان آورد و اعلام نمود «موسوي نماينده بخشي از هموطنان است كه به دنبال گشايشي به سمت غرب هستند».
 
دو جناح عمده امريكا همديگر را به گرايش به ايران يا مسامحه با ايران متهم نمي‌كنند اما در انتخابات ما يك طرف تلاش مي‌كند در حد تاكتيك هم كه شده چراغ قرمزش در مقابل امريكا را خاموش كند. آنان در يك پيمان ثابت حفظ نظام صهيونيست‌ها در اولويت اصلي سياست خارجي‌شان است. به صورتي كه وقتي اوباما مي‌گويد من از اسرائيل حمايت مالي و ديپلماسي و سياسي مي‌كنم، رامني مي‌گويد من كمك نظامي هم مي‌كنم اما در كشور ما يك كانديدا بر آرمان فلسطين تأكيد مي‌كند و ديگري به صورت علني و رسمي مي‌گويد «اول بايد خودمان فربه شويم بعد به فلسطين كمك كنيم». 

در مسئله سوريه يك جناح ما به دنبال سقوط نظام سياسي سوريه است و ديگري به دنبال حفظ آن. علاوه بر آن بعد از به قدرت رسيدن هر حزب در امريكا سياست‌هاي اعلام شده و رسمي امريكا (مركز دو حزب) دنبال مي‌شود اما در ايران ما بعضاً يك رئيس‌جمهور با چهره‌اي ضداستكباري به ميدان مي‌آيد و در وسط راه ريل عوض مي‌كند و در مشكلات راه‌برون رفت را خلاصي يكباره مي‌داند. در كشور ما سياست‌هاي كلي نظام در حيطه رهبري است و اين در حالي است كه كانديداهاي ما رسماً به به التزام عملي به ولايت فقيه اقرار كرده و ادعاي پايبندي دارند اما دوست دارند بر نيروي گريز از مركز سوار شوند و فهم خود را به ميدان عمل بفرستند. 

مركز دو حزب امريكا هر آنچه تصويب كند، براي طرفين الزام‌آور است اما در كشور ما رهبري چون خورشيد در ابعاد فكري، سياسي و اعتقادي هر روز شعار وحدت و همدلي سر مي‌دهد و هيچ تغييري در لجاجت‌‌هاي سياسي مشاهده نمي‌شود. هيچ يك از گروگان‌‌هاي امريكايي كه در سال ۱۳۵۸ در لانه جاسوسي اسير شدند، پس از آزادي اعلام نكردند كه اقدامات ما در ايران اشتباه بوده يا اقرار كنند كه ما به جاي ديپلماسي در ايران جاسوسي مي‌كرديم اما برخي از فاتحان لانه جاسوسي پشيمان شدند و تا حد ملاقات با امريكايي‌ها و عذرخواهي پيش رفتند. امريكايي‌ها كنترل خود را به قانون و منافع ملي سپرده‌اند. ما علاوه بر قانون، نظام ارزشي اسلام و منافع ملي را نيز به همراه داريم اما از ثبات لازم در مسير برخوردار نيستيم.
 
امريكايي‌ها ابايي ندارند كه يك حزب در مسئله‌اي راه حزب ديگري را برود، ما در صورت تغيير يك جناح در حاكميت در تلاش هستيم از برنامه پنج‌ساله تا آبدارچي اداره را عوض نماييم و چنان جريان قبلي را معرفي كنيم كه گويي به غير از خيانت هيچ كار ديگري نداشته است. در خباثت و ددمنشي امريكايي‌ها و مظالم گسترده آنان در جهان كه قله آن ننگ هيروشيما، ناكازاكي،‌ گوانتانامو و ابوغريب است هيچ شكي نيست،‌ اما تجربه تعاملي آنان مي‌تواند ما را به تأمل و تفكر وادارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار