کد خبر: 490463
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۳
بقعه و موزه شیخ شهاب‌الدین اهری

 بقعه شیخ شهاب الدین اهری در دوره صفویه به احتمال زیاد در روزگار شاه عباس اول بر مزار شیخ شهاب‌الدین اهری، در شهر اهر ساخته شده است. عالم ارای عباسی می‌نویسد:شاه عباس اول صفوی در سال نوزدهم و بیست ویکم سلطنت خود به اهر آمده و به زیارت تربت شریف شیخ فایز آمد و دستور ساخت آرامگاه وي را كه اینک در اهر داخل محوطه پارک شیخ شهاب الدین قرار دارد ، داد.
«شهاب الدین» كه فرزند احمد اهری است در نیمه شعبان ۵۸۰ قمری در شهر اهر چشم به جهان گشود و در سن ۲۵ سالگی برای تکمیل مراحل علمی و عرفانی خود راهی بغداد شد و در محضر شیخ رکن الدین سجاسی به کسب فیض و کمالات معنوی پرداخت. بر اساس نوشته‌های مرحوم کاشفی اهری در کتابش، تاریخ وفات شیخ شهاب الدین ۶۶۵ ه.ق می‌باشد.
شیخ شهاب الدین اهری عارف و شاعر قرن هفتم هجری قمری بوده‌است.در اکثر کتب قدیمی، شیخ شهاب الدین را با نام‌ شهاب الدین محمود تبریزی نام برده اند .لقب شهاب الدین توسط استاد و مرشد وی، شیخ رکن الدین سجاسی به وی اعطا شده‌است.
پدرش در همان سنین کودکی قرآن را به وی آموخت، بطوریکه وی در سن ۱۰سالگی قرآن را از حفظ داشت.سپس تا ۱۴ سالگی در محضر عالم بزرگوار ملا حسن اهری به تحصیل قواعد عربی و سایر علوم پرداخت و برای تکمیل معلومات خویش در۲۵ سالگی رهسپار تبریز شد و در مدرسه وحدتیه سرخاب تبریز به تکمیل تحصیلات پرداخت.
وی از حضورشیخ رکن الدین سجاسی به کسب کمالات معنوی نایل امد و به دامادیش مفتخر گشت. شیخ شهاب الدین به سفارش استادش، مأمور ارشاد مردم ارسباران (قراجه داغ)گردید . نام شیخ در سنگ نبشته‌ای در سر درب شرقی بقعه چنین بیان شده است:« سلطان العارفین، قطب السالکین، شیخ المحققین، سلطان شهاب الدین اهری قدس الله روحه العزیز».
کرامات
روایت می‌کنند زمانی که تیمور لنگ، با لشکر خود و جمعی از اسرای چینی، از شهر اهر عبور می‌کرده، به دیدار شیخ می‌آید . امیر تیمور در این ملاقات از شیخ می خواهد که به او غذایی بدهد که تا حال در عمرش نخورده باشد .شیخ می‌گوید :« از شیر آهوان به تو شیر برنجی خواهم پخت که در عمرت شیر آهو نخورده ای!» امیر تیمور بعد از این جریان، از شیخ می خواهد که در قبال این احسان، از او چیزی درخواست کند. شیخ می‌گوید :« من از تو فقط این در خواست را دارم که به تعداد افرادی که در این اتاق جا می‌گیرند، از اسرا آزاد کنی!» امیر تیمور نگاهی به اتاق کوچک شیخ کرده و می‌گوید: خواستهٔ کوچکی است. با اینحال قبول دارم. اسرا را وارد اتاق می‌کنند و اتاق پر نمی‌شود تا سرانجام همهٔ ۲۰۰۰ اسیر آزاد می‌شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار