يكي از مباحث متداول در مورد مسئله تاريخ و تاريخنگاري آن است كه هميشه تاريخ را قوم غالب نوشته و منتشر كردهاند؛ موضوعي كه شايد براي دورانها و حكومتهاي مختلف بهخصوص در زمان حال هم صدق ميكند، هرچند با ظهور و بروز دنياي متنوع رسانهها، تاريخنگاري ديگر محدود به چاپ و نشر رسمي يك كتاب و ممنوع كردن آراي مخالف نيست، حتي در زمينه جعليات هولوكاست كه يكي از موضوعات پربحث و جدل روز جهان است و قوانين سختي هم براي منكران علمي اين افسانه در اروپا و بسياري از كشورهاي دنيا كه وابسته به صهيونيسم و استعمارگران هستند مطرح است، با اين حال در اين مورد خاص هم تاريخنگاران و دانشمندان مختلف ادله و سخنان متضادي درباره اين وحي منزل جهان غرب منتشر نمودهاند اما آنچه ميخواهيم در اين مجال درباره آن بنگاريم، هولوكاست و مخالفان و موافقان آن نيست بلكه موضوع به كمكاري شديد و غيرقابل بخشش سازمانها و نهادهاي حكومتي و دولتي درعرصه تاريخ معاصر مرتبط ميشود.
همانگونه كه ميدانيد سي و اندي سال از انقلاب بزرگ اسلامي ميگذرد؛ واقعهاي كه باعث رويدادهاي مهم و شاخصي در تحولات تاريخي و معادلات جهاني گرديد كه آخرين نمونه آن هم بيداري اسلامي در منطقه است، اما در قبال اين انقلاب كه ميراث خون شهيدان، علما و مجاهدان فيسبيلالله ميباشد، مسئوليت مهمي بر دوش مسئولان و مديران كشور نهاده شده كه آن حفظ، تداوم و انتقال مفاهيم انقلاب است و در اين مهم يكي از برجستهترين فعاليتهاي پس از انقلاب، انتقال درست تاريخ و بررسي علل واقعي حوادث است؛ انتقالي كه به طرق مختلف صورت ميگيرد.
اصولاً در متون تدريس مبحث تاريخ، تاريخ را ناشي از چند منبع ميدانند كه به آنها اسناد گفته ميشود و شامل اسناد مكتوب مانند دستنوشتهها و اسناد غيرمكتوب همچون آثار، ابنيه و... در آخر منقولات مانند خاطرات و روايتها كه بخشي مهمي از مدارك تاريخي را به خود اختصاص دادهاند، يعني همان چيزي كه امروز به عنوان تاريخ شفاهي ميشناسيم، نقل خاطرات اشخاص درگير در يك واقعه تاريخي.
در همايش جبهه فعالان بينالملل كه چندي قبل در لانه جاسوسي برگزار شد، يكي از سخنرانان به مسئله مهمي اشاره كرد، وي گفت: در سال ۶۸ با انتشار و چاپ خاطرات ارتشبد فردوست دوست صميمي و محرم اسرار شاه، ضربه محكمي برپيكره سلطنتطلبان وارد شد كه تأثير مهمي در افشاي حقايق داشت اما پس از آن سلطنتطلبان در يك اقدام فرهنگي بيش از ۸۰ كتاب خاطره از سوي وابستگان به رژيم پهلوي چاپ و منتشر و روانه بازار كردند. اين حرف سخنران در همايش جبهه فعالان بينالملل جاي بسي تأمل دارد زيرا اگر خوب دقت كنيم در عرصه تاريخ شفاهي چه در زمينه دفاع مقدس و چه قبل و بعد از انقلاب شاهد كمكاريهاي فاحشي بودهايم و به نوعي در انتقال حقايق تاريخ معاصر به نسل حاضر كوتاهي كردهايم، از طرفي دارندگان اين خاطرات همان كساني كه شاهدان عيني وقايع بودهاند و منقولات تاريخي را بيان ميكنند، امروز به دليل بالا بودن سن و كهولت يكي پس از ديگري در حال گذر از دنياي مادي هستند كه همراه خود اسرار و ناگفتههاي زيادي را به جهان باقي خواهند برد. تا حدودي فعالان حوزه تاريخ شفاهي توانستهاند اين گنجينههاي تاريخي را ثبت و ضبط كنند اما با اين وجود فضا براي كار بسيار باز و گسترده است، لذا كمكاري تاريخ شفاهي بهخصوص در شهرستانها و روستاها باعث ميشود تا علاوه بر از دست رفتن مدارك و اسناد درباره حقايق و پيشينه سوء يا مثبت افراد كه سازندگان تاريخ حال و آينده هستند، فرصتسوزي بزرگ صورت بگيرد، از طرف ديگر چنين امري فرصت را به دشمن براي تاريخسازي و نقل وارونه حقايق ميدهد.
چاپ و نشر كتابهاي تاريخ در كشور ما با توجه به نگاه بنيادها و نهادهاي تحقيقاتي بيشتر جنبه مادي پيدا كرده به شكلي كه بيشتركتابهاي تاريخي گران يا مقالات تاريخي خيلي تخصصي هستند اما دشمن چون در ايران پايگاه علني ندارد و هدف خودش را تنها اثبات حقانيت، تحريف حقايق و رد اتهامات در جامعه بهخصوص براي جوانان ميداند كه در عين حال يكي از ابزارهاي مهم جنگ نرم است با مسئله تاريخ آنگونه كه در ايران برخورد ميشود مواجه نيست، بهصورتيكه كتابهاي خاطرات سلطنتطلبان، منافقين و گروهكهاي معاند جمهوري اسلامي به هر وسيلهاي در فضاي مجازي منتشر ميشود، حتي بهصورت پي.دي.اف در گوشي تلفنهاي همراه هم ديده ميشود كه عمده مخاطبانشان دانشجويان كنجكاو و تازه وارد فضاي دانشگاهها هستند، براي مثال به تازگي كتاب خاطرات ثابتي را ميتوان مثال زد كه مقام امنيتي ساواك در رژيم سابق بوده و از عوامل مهم و مؤثر فرقه ضاله بهائيت هم در كشور بوده است و همچنان هم دراين حوزه فعاليت مستمر دارد. اين اكاذيب ثابتي به صورت گسترده در اينترنت و ديگر فضاهاي ممكن منتشرشده است، خاطرات او كه خواه ناخواه مورد استناد مقالهنويسان، كتابنويسان و بهخصوص مبحث وجدل دانشجويان و اهل علم قرار ميگيرد، به عنوان بخشي از تاريخ قبل از انقلاب، درحاليكه هركدام از ما افراد زيادي را ميشناسيم كه در واقعه انقلاب نقشهاي كليدي و مؤثري داشتهاند اما در جمعآوري و انتشار خاطراتشان كوتاهيهاي زيادي صورت گرفته است، بنابراين قبل ازاين عمال دستنشانده رژيم پهلوي ازخواب گران برخيزند و با حربه تاريخنگاري و مظلومنمايي چهره موجهي براي خود و توجيه اعمالشان ارائه دهند، نبايد بيش از اين دست روي دست گذاشت و به آنها فرصت جعليبافي داد، لازم است با بسيج جدي نيروها درعرصه تاريخ شفاهي افراد زيادي را شناسايي كرد كه در دل خاطرات و روايات متعددي دارند و در بيان حقايق تاريخي به نسل حاضر و آيندگان مفيد و مؤثر هستند، البته قبل از اينكه تكتك آنها از دنيا بروند و ما بمانيم و دستهاي خالي.