جوان: زلزلهاي كه فقط آذربايجان را نلرزاند بلكه قلب ميليونها ايراني را به لرزه در آورد كه در پس تمام مشكلات و سختيهايي كه جبر زمانه به آنها تحميل كرده، نشان دادند هنوز اتحادشان ميتواند كمر تمام مشكلات و سختيهاي دنيا را بشكند و البته مرحمي باشد بر دل زخم خورده آذريهايي كه در غم از دست دادن عزيزانشان پيراهن عزا به تن كردهاند.
اينجا تبريز است انتشار خبر زلزلههاي متوالي در پيشاني كشور، آذربايجان عزيز كه باعث پرواز بيش از ۳۰۰ نفر از هموطنان عزيز آذري شد و در كنار مجروحيت هزاران نفر در اين بلاي طبيعي و فراتر از تمام اينها، حركت بزرگ مردمي براي كمك به آسيب ديدگان، تاب ماندن از هركسي ميگيرد. در اين ميان مرور تئوريها و قواعد روزنامهنگاري بحران هيجان را براي سفر به مناطق زلزله زده و ايفاي نقش براي پوشش بخشي از اين آلام بيش از پيش ميكند.
حالا براي ورود به مناطق زلزله زده بايد ابتدا به تبريز سفر كرد و پس از اخذ مجوز از هلال احمر تبريز وارد مناطق زلزله زده شد. در بدو ورود به تبريز با صحنهاي روبهرو ميشويد كه شما را ياد مناطق توريستي شمال ايران مياندازد. عدهزيادي از مردم به صورت خانوادگي از ترس پس لرزههاي شديدي كه گويا تمامي ندارد به پاركها و خيابانها پناه آوردهاند و در چادرها شب را به صبح رساندهاند؛ پس لرزههايي كه به گفته سازمان مديريت بحران كشور تعداد آن به ۷۲۰ مورد رسيده است. به عبارت بهتر پس از وقوع زلزله اصلي مردم مناطق زلزلهزده طي روزهاي گذشته هر يك ساعت، يك پس لرزه را تجربه كردهاند. نكته جالب در ميان اين چادرخوابيها، همان روحيه بيمثال ايرانيان و به ويژه آذري زبانهايي است كه نميگذارند تحت تأثير اوضاع قرار بگيرند. اين موضوع را ميتوان از توپ رنگي واليبالي فهميد كه روي هوا چرخ ميخورد و چندين خانواده را دور هم جمع كرده و آنها را به بازي واليبال واداشته بود. البته بساط پيكنيك و چايي هم در كنار اين چادرها به راه بود. درست مثل روز سيزده به در. . .
پايگاه هلال احمر مقر جمع آوري كمكهاي مردمي
پيدا كردن مركز هلال احمر در تبريز چندان كار سختي نيست. اين روزها گذر اكثر مردم براي تحويل كمكهاي خود به اين پايگاه افتاده است. محوطهاي بزرگ كه تا چشم كار ميكند پر است از كمكهاي مردمي از انواع و اقسام كنسروها و آب معدني گرفته تا برنج، روغن، قند و شكر. . . البته كمكها محدود به همين مواد غذايي و بهداشتي نبود، چراكه مردم با ديدي بازتر از هميشه اقلامي، مثل اسباب بازي و مداد رنگي و لوازمالتحرير را هم فراموش نكرده بودند و به مراكز امدادي تحويل داده تا احياناً اگر كودكي عروسكش زير خروارها خاك دفن شده بود، جز غم نبود خانه، بهانهاي ديگر براي گريه كردن نداشته باشد. البته نكتهاي ديگر كه در پايگاه هلال احمر تبريز به چشم ميخورد، موج عظيمي از افراد داوطلب است كه جمع شده بودند تا با رتق و فتق امور، شرايط را براي ارسال هرچه سريعتر كمكها به مردم آسيب ديده فراهم كنند. يكي از اين امدادگران نيما ربيعي است كه در مهاباد زندگي ميكند و به محض شنيدن خبر زلزله به صورت داوطلب خود را به تبريز رسانده است. نيما از همان ساعتهاي اوليه وقوع زلزله خود را به تبريز رسانده بود تا در كنار ديگر امدادگران به مناطق آسيب ديده برود. وي هم اكنون به عنوان يكي از اعضاي تيمهاي امدادي وظيفه توزيع اقلام غذايي آسيب ديدهها را به عهده دارد و البته در كنار اين، كار ثبت درخواستهاي مردمي و گزارش آن به سر تيمهاي هلال احمر را نيز انجام ميدهد.
روستاهايي با شرايط متفاوت ورود به پايگاه هلال احمر و چانه زدن با مسئولان اين جمعيت اگرچه كمي زمان بر و سخت است كه آن را هم بايد به حساب شرايط حساس امدادرساني گذاشت اما بيثمر نيست. پس از اخذ مجوز و هماهنگي با مسئولان مربوط سوار بر بالگرد به مناطق آسيب ديده ميرويم؛ مناطقي كه شرايطشان كمي با اهر، هريس و ورزقان متفاوت است، چراكه نام اين شهرها بيشتر در اخبار منعكس ميشود و حجم زيادي از كمكهاي مردمي به اين سه شهر سرازير ميشود. اين در حالي است كه روستاهايي كه با بالگرد امداد رساني ميشوند، به دليل موقعيت كوهستاني آنها و نبود جاده دسترسي مناسب كمتر از كمكهاي مردمي برخوردار هستند و وظيفه اصلي امداد رساني به آنها بر عهده بالگردهاي هلال احمر است. روستاهايي كه به گفته امداد رسانان در شرايط معمولي و بدون حادثه نيز نيازمند دريافت كمكهستند چه رسد حالا كه وقوع زلزله باعث تخريب كامل اين روستاها شده است. واقعيت آن است كه مردمي در اين روستاها زندگي ميكنند كه دريافت برنج براي آنها مثل برنده شدن يك خودرو در قرعه كشي بانك هيجان انگيز است و كمتر اين شانس به آنها رو ميكند و حالا با ديدن بالگرد امداد كه براي آنها بستههاي غذايي و بهداشتي به ارمغان آورده آن قدر خوشحال ميشوند كه تا لحظه اوج گرفتن بالگرد دست از دست تكان دادن و بدرقه كردن امداد رسانان بر نميدارند.
صحبت با اهالي اين روستاها براي كساني كه زبان آذري ندانند سخت است اما خيلي راحت و با نگاه ميتوان نيازهاي اصلي افراد اين روستاها را درك كرد، نيازهايي كه حالا از مواد غذايي و بهداشتي گذر كردهاند و فاز ديگري به خود گرفتهاند. بر اساس آنچه كه اهالي روستاي سرخه ديزج و سيه كلان به خبرنگار ما گفتهاند تمامي اهالي روستا در چادرهاي هلال احمر اسكان پيدا كردهاند و مواد غذايي بيش از نياز آنها به دستشان ميرسد، به طوري كه به گفته يكي از اهالي روستاي سرخه ديزج مردم به اسراف روي آوردهاند. اما وجود هواي سرد اين مناطق به ويژه در شبها كه ركورد زير صفر نيز ثبت شده است، خواستهها براي دريافت وسايل گرمايشي و همچنين پتو را بسيار افزايش داده است. اين در حالي است كه در كمكهاي عمومي كمتر وسايل گرمايشي مشاهده شده است. علاوه بر اين مهمترين خواسته ديگر اهالي روستا احداث حمام و سرويسهاي بهداشتي است كه تاكنون اتفاقي در اين خصوص نيفتاده و مردم مجبورند از آبهاي سطحي و سرد براي استحمام استفاده كنند.
لزوم ساخت سرپناهي محكم براي روزهاي سرد پيش رو اما سركشي به سه روستاي اطراف ورزقان و هريس و گذر از فراز چندين روستاي ديگر كه همگي در زلزله اخير بالاي ۷۰ درصد دچار تخريب شدهاند، بيانگر يك واقعيت بزرگ است و آن بقاي ساختمانهايي است كه در ساخت آنها مسائل مهندسي رعايت شده بود. بر اساس مشاهدات ما تمام ساختمانهاي آسيب ديده اكثراً از ساختمانهاي خشت و گلي بوده و اين ساختمانها بيشترين خسارات جاني را به بار آورده است. از طرف ديگر پراكندگي شديد روستاهاي كم جمعيت در اين مناطق علاوه بر اينكه كار امداد رساني را به آنها مشكل كرده است، باعث عدم دسترسي آنها به خدمات عمومي نظير مدرسه و درمانگاه شده است. بنابراين لزوم ساخت خانههاي مردم بر اساس اصول مهندسي و همچنين تلاش براي متمركز كردن اين روستاها براي دريافت خدمات يكي از مهمترين نكاتي است كه بايد رعايت شود.
علاوه بر اين گرچه دستگاههاي دولتي قول مساعد براي پرداخت وام بازسازي مناطق زلزله زده را به مردم دادهاند اما اين روند پرداخت پول و وام شايد در آينده مشكلات جديدي براي ساكنين مناطق به وجود بياورد، چراكه احتمال آنكه به دليل وضعيت نامساعد اقتصادي، مردم وامهاي دريافتي را صرف ديگر امور زندگي خود كنند و بارديگر خانهاي ارزان و كم هزينه با همان خشت و گل و به دور از اصول مهندسي بنا كنند، وجود دارد. اين واقعيتي است كه نبايد از آن چشم پوشيد، چراكه بارها در گذشته سياست پرداخت وجه نقد به مردم شكست خورده. از اين رو لزوم ورود دستگاههاي مستقل براي بازسازي محكم و سريع مناطق آسيبديده واقعيتي غير قابل انكار است. در كنار اين با توجه به اقليم سرد مناطق زلزله زده كه حتي در تابستان دماي هواي زير صفر را تجربه ميكنند، مردم نيازمند ساخت هرچه سريعتر منازل خود هستند تا حداقل زمستان و به هنگام بارش برف زير سقفي محكم و گرم به ياد عزيزان درگذشته خود باشند.