از شانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۵۸ (۱۳ رمضان سال ۱۳۹۹) كه امام راحل عظيمالشأن در پيامي تاريخي روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان را به عنوان روز قدس اعلام كرد و مسلمانان و آزاديخواهان جهان را به حمايت از مردم مظلوم فلسطين و براي كوتاه كردن دست اشغالگران قدس فراخواند، تا به امروز كه ۳۴ رمضان از آن روز ميگذرد، رژيم صهيونيستي بيش از هر زمان ديگري خود را در معرض زوال ميبيند.
رژيم جعلي صهيونيستي كه در آن زمان با حمايت امپرياليسم جهاني به قدرت فائقه منطقه تبديل شد و طي پنج جنگ از زمان تأسيس به دست انگليسيها توانسته بود اعراب را شكست و در هر جنگ نيز حوزه نفوذ و نقشه جغرافيايي خود را گسترش دهد و به هدف مجعول نيل تا فرات نزديك ميشد، طي اين ۳۴ سال و بعد از رشد تفكر انقلاب اسلامي در منطقه و شكلگيري جبهه مقاومت اسلامي با تحمل بيش از پنج شكست، نه تنها ديگر در پي كشورگشايي و گسترش حيطه نفوذ نيست بلكه در پي آن است كه بتواند به پشتوانه امپرياليسم درشكسته جهان و ارتجاع منطقه موجوديت خود را در سرزمينهاي اشغالي ۱۹۴۸ تثبيت و اعراب و مسلمانان را وادار به پذيرش رسميت سياسي خود كند.
روند مهاجرت معكوس، بحرانهاي درونساختاري و مشكلات بزرگ اقتصادي و اجتماعي كه تنها در ماههاي اخير به خودسوزي بيش از ۱۵ يهودي انجاميده كه به طمع اسرائيل بزرگ راهي اين منطقه شدهاند، بحران بزرگ ديگري براي اين رژيم جعلي است؛ رژيمي كه ديگر شهروندان اروپايي و امريكايي نيز حاضر به هزينهكرد مالياتهاي خود براي حفظ آن نيستند.
اما آنچه كه در سالهاي اخير فراتر از شكستها، نگراني صهيونيستها و حاميان بينالمللي آنها را در پي داشته، رشد بيداري اسلامي متأثر از انديشه و راه امام (ره) است كه به فروپاشي نظامهاي حامي رژيم صهيونيستي در منطقه انجاميده و به نوعي تقويت خط مقاومت را در پي داشته و سبب انزواي بينالمللي رژيم جعلي شده است، به گونهاي كه بنيامين نتانياهو در ۲۶ مي ۲۰۱۱ (۵ خرداد ماه ۱۳۹۰) در سخنراني خود در كنگره امريكا با نگراني از گسترش انقلاب اسلامي در منطقه ميگويد: «شش ماه قبل كه پشت همين تريبون ايستاده بودم درباره خطر ايران هستهاي هشدار دادم،اكنون زمان ديگري است.
امروز از تنگه خيبر عربستان تا تنگه جبلالطارق در مراكش، تحول و دگرگوني عميقي در حال وقوع است و همه جا به لرزه افتاده است. اين لرزه كشورها را متلاطم و دولتها را متلاشي كرده است و همه ما همچنان شاهد اين نوسانات هستيم. صحنههاي استثنايي در تونس و قاهره، خاطرات برلين و پراگ ۱۹۸۹ را زنده نميكند كه اميدوار كننده باشد، اين لرزه ويرانگر يادآور انقلاب ۱۹۷۹ ايران است. بايد قبول كنيم نيروي قدرتمندي وجود دارد كه با الگوي مورد نظر ما براي اداره جهان مخالف است و در رأس اين نيروي قدرتمند، ايران خميني و خامنهاي قرار دارد.
من هشدار ميدهم كه لولاي تاريخ در حال چرخيدن است، كساني كه ايران و خطر آن را ناديده ميگيرند سرخود را در شن فرو كردهاند.»
و اكنون كه قريب يك سال از هشدار نخست وزير رژيم صهيونيستي در كنگره امريكا ميگذرد اين مرتجعين منطقه هستند كه دوشادوش امريكا و رژيم صهيونيستي جبهه مقاومت را هدف گرفته و تلاش دارند تا با خدشه بر آن رژيم صهيونيستي را از زوال تاريخي نجات دهند.
هفته گذشته در حالي كه كلينتون، وزير خارجه امريكا كه براي نجات ارتجاع عرب و القاعده از بحران سوريه به منطقه آمده، در تركيه و در كنار نئوعثمانيها در يك نشست خبري در استانبول هدف تحريم جديد امريكا را ايجاد اختلال در روابط ميان ايران، سوريه و حزبالله اعلام ميكند. به اذعان راديو فردا او به منطقه آمده است تا بتواند نيروهاي افراطي و القاعده و به تعبير آن راديو (اپوزيسيون سوريه) را از شكست نجات دهد. اما اين سفر و راهبرد امريكا بعد پنهان ديگري هم دارد و آن درگير ساختن نيروهاي القاعده و ديگر جريانات سلفي منطقه با دولت سوريه به عنوان خط اول دفاع از مقاومت است تا از اين طريق بتوانند با استهلاك ظرفيتهاي انقلابي در منطقه هم روند شتابدار حركت بيداري اسلامي را مهار كرده و هم با تضعيف جبهه مقاومت رژيم صهيونيستي را از ورطه زوال حتمي نجات دهند.