۱- نگاه راهبردي امام(ره) در نامگذاري روز قدس: هرچه بيشتر از ۱۶مرداد ۱۳۵۸ يعني زمان نامگذاري روز جهاني قدس ميگذرد، ابعاد جديدي از عمق نگاه راهبردي امام خميني(ره) در نامگذاري اين روز هويدا ميشود. درست در زماني كه دولتهاي عربي پس از قبول چندين شكست نظامي درسالهاي ۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ در برابر اسرائيل «راهبرد سازش» را بر «راهبرد مقاومت» ترجيح دادند، امام خميني(ره) با صدورنامهاي خطاب به مسلمانان جهان، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به نام روز قدس وحمايت از آرمان فلسطين نامگذاري كردند و روح تازهاي بر پيكر رنجور مقاومت دميدند. اما با نگاهي عميقتر به بركات بيشتري از اين روز پي ميبريم؛ برجسته كردن خطر صهيونيستها براي ملتها، منفورسازي گفتمان سازش در بين ملتهاي مسلمان، صدور مؤلفههاي ضد استكباري انديشه انقلاب اسلاميو يادآوري ضرورت وحدت مسلمانان در برابر تهديدات مشترك جهان اسلام از مهمترين اين بركات است.
۲- روز قدس، گذار ازمناسبت به گفتمان: امروزه ديگر روزقدس از قالب يك «روز نمادين مناسبتي» به درآمده است و به يك «گفتمان فراگير» در بين كشورهاي اسلامي و ملتهاي آزاديخواه جهان تبديل شده است. بايد پذيرفت كه نگاه حداقلي به روزقدس ومحدود كردن آن تنها به مسئله فلسطين و آزادسازي قدس جفا در حق اين روز است، همانطور كه بنيانگذار روزقدس ميفرمايند: «روز قدس يك روز جهاني است. روزي نيست كه اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است.» (صحيفه نور، ج۱۰، ص۱۱۳) لذا به نظر ميرسد توجه به ابعاد بينالمللي و ساير مسائل جهان اسلام در راهپيماييهاي روزقدس نيز خصوصاً پس از وقوع انقلابهاي مردمي ناشي از بيداري اسلامي در خاورميانه، امري ضروري است.
۳- روز قدس و دفاع از محور مقاومت: اگر دولتهاي عربي و اسلامي منطقه خاورميانه را به دوبخش محور مقاومت در برابر نظام سلطه و محور سازش با نظام سلطه كه در واقع برگرفته از دوگفتمان مقاومت وسازش هستند، تقسيم كنيم، پس از گذشت قريب به ۱۸ ماه از شروع تحولات سوريه، امروزه كمتر تحليلگر ژرفانديشي وجود دارد كه اين نكته را انكار كند كه هدف از «بحرانسازي توسط خارجيها» در سوريه، تضعيف محور مقاومت و تغيير موازنه قدرت به نفع محورسازش در منطقه است. اين امر پس از آن صورت ميگيرد كه امريكا پس از انقلابهاي مردمي خاورميانه، برخي از متحدان منطقهاي خود را از دست داد و برخي ديگر را در آستانه سقوط مييابد.
قطعاً دولت سوريه بهواسطه حمايتهاي خود از گروههاي مقاومت در فلسطين(حماس و جهاد اسلامي) و همچنين در لبنان(حزبالله) از كشورهاي مؤثر محور مقاومت در خاورميانه است و خصوصاً قرار گرفتن اين كشور درخاور نزديك و در مجاورت فلسطين اشغالي اهميتي ژئواستراتژيك به اين كشور بخشيده است. لذا يكي از نكات روزقدس امسال ضرورت حمايت مسلمانان جهان از ملت سوريه در برابر هجمه و بحرانسازي غربيها ومتأسفانه «دنبالههاي منطقهاي» آنهاست.
۴- روز قدس و نسل كشي مسلمانان در ميانمار: واما در اين بين مسئله ديگري را كه نبايد در روز قدس امسال از ياد برد، كشتار مظلومانه مسلمانان ميانمار بهدست بودائيان افراطي اين كشور است كه البته به نظر ميرسد اين كشتارها را نميتوان بدون در نظر گرفتن تلاش غرب براي گسترش «بودايسم» به عنوان يك «عرفان ملحدانه» تحليل كرد، اين تلاش براي جلوگيري از روي آوردن انسان غربي خسته از «ماده گرايي» به اديان الهي، صورت ميگيرد. بنابراين نظر به جهاني بودن روز قدس و پوشش رسانهاي آن، فرياد اعتراض به قتلعام مسلمانان ميانمار ميتواند بر دولت اين كشور براي توقف كشتارها فشار بياورد و ازسويي ديگر افكار جهاني را متوجه جنايات ميانمار كند.
۵- روزقدس و پايداري بر آرمانها: و در پايان بايد افزود قطعاً هرساله غرب به رصد و نظاره مينشيند كه اعمال فشارها وتحريم چقدر توانسته است بر دست كشيدن ملت ايران از آرمانهاي خود، مؤثر باشد. مسئله فلسطين نيز يكي از اصليترين اين آرمانها و روز قدس نيز يكي از مهمترين جلوههاي بروز پايداري بر آرمانهاست، لذا حضور گسترده ملت ايران در راهپيمايي روز قدس ميتواند نمايانگر بيتاثير بودن فشارها، بر ملت ايران باشد.