
حضرت آقا گفته بودند: «من معتقدم كشور با امكاناتي كه داريم، ميتواند ۱۵۰ ميليون نفر جمعيت داشته باشد. موج جديدي در رسانهها برخاست. بحثهاي زيادي شد. ولي ما رفتيم تحقيق كرديم ديديم عصاره تمام صحبتها (حتي بحثهاي مخالفان اين نظريه) يكي است؛ قدرت و رفاه ملت. بعد رفتيم تحقيق كرديم كه آيا ازدياد جمعيت به قدرت و رفاه يك ملت خلل وارد ميكند يا موجب قوام آن ميشود؟ ديديم گزينه دوم درست از آب درآمد. اين را ما نميگوييم. تحقيقات گفت. براي اطمينان از عقل هم پرس و جو كرديم. عقل گفت اگر جمعيت زياد باشد، با توجه به اين سونامي سالمندي كه به پاخاسته است، نيروي كار و توليد در كشور زياد ميشود و مجبور نميشويم دست به دامن نيروي كار خارجي شويم. علاوه بر اين، قدرت جنگاوريمان هم بيشتر ميشود.»
همينطور مات مانده بوديم كه چرا به افزايش جمعيت اشكال ميگيرند. در فضاي مجازي- كه خدا پدرش را بيامرزد- مطلبي خوانديم به نام «خودكار يا مداد؟». ماجرا از اين قرار بود كه چون خودكار در فضا به دليل نبود جاذبه نمينويسد، ناسا شركتي را براي حل اين مشكل انتخاب ميكند. آن شركت ميرود يك دهه تحقيقات به عمل ميآورد و بعد از اينكه حدود ۱۲ ميليون دلار بيزبان را به زمين ميزند، دست آخر خودكاري طراحي ميكند كه در محيط بدون جاذبه مينويسد. بعد كاشف عمل ميآيد كه روسها مدتها قبل اين مشكل را بدون هيچ هزينهاي حل كرده بودند. اينطوري كه به جاي خودكار، مداد به كار برده بودند! تو نگو ناساييها روي صورت مسئله تمركز كرده بودند و روسها روي راهحل!
اين وقفهاي كه در تحقيقاتمان ايجاد شده بود به يمن تعطيل بازي ناسا و زبلي روسها حل شد. عاقبت دستمان آمد آنهايي كه ميگويند افزايش جمعيت خوب نيست، به جاي پرداختن به راهحلهاي ديگر، در صورت مسئله ماندهاند.
اگر در چين همه يك صدا شدهاند كه جمعيت را كاهش دهند، ميخواهند در مصرف منابعشان توازن ايجاد كنند. به زبان خودمان ميخواهند دخل و خرجشان باهم جور درآيد. ولي ما كه امكانات و منابعمان فراوان است، چرا بايد جمعيتمان را كم كنيم و دشمنانمان را خوشحال كنيم؟ نگوييد خوشحال نميشوند. يك شاهد خوشحاليشان خاطرات جنگ تحميلي است. با وجود اينكه استكبار حتي از واردات نخ بخيه جلوگيري ميكرد، يونسكو آمپولهاي عقيم شدن مردان را كه آن روزها ۲۰ هزار تومان بها داشت، به رايگان به دولت ايران ميداده است!
پس با اينكه دلمان نميخواست، مجبور شديم به اين نتيجه برسيم كه آنچه ما نداريم، مديريت صحيح است. كافي است بين اين امكانات و اين تعداد نيروي انساني هماهنگي برقرار شود تا زيرساختهاي رفاه ملت فراهم شود؛ از جمله تأمين اجتماعي كارآمد، سطح بالاي بهداشت و سلامت، كاهش يا رفع بيكاري، ازدواج آسان، مسكن آسان و مواردي اينچنيني. مردم هم قول ميدهند كمك كنند ولي بخش اعظم كار، دست دولت را ميبوسد.