
۲۷شهريور ۵۹ بود كه حسين از همسر و پسر خردسالش علياكبر خداحافظي كرد تا جواب دندانشكني به دشمن متجاوز بدهد اما اين سفر ۱۸ سال طول كشيد و سرانجام در حالي حسين به خانه بازگشت كه علي اكبر ۴ ماهه بزرگ شده بود و خود داراي يك فرزند پسر شده بود و امروز حسين نوهاش را به ياد دوراني كه در حسرت در آغوش گرفتن علياكبر بود، در آغوش گرفت و عاقبت نيز به آرزويش كه ديدار بالقاءالله بود رسيد.
ورود به نيروي هوايي
امير خلبان سرلشكر حسين لشگري در سال ۱۳۳۱ در روستاي ضياآباد قزوين ديده به جهان گشود و پس از طي دوران دبيرستان در سال ۱۳۵۱ وارد نيروي هوايي ارتش شد و در سال ۱۳۵۶ با درجه ستوان دومي از دانشگاه خلباني فارغالتحصيل شد.
اولين مأموريت و ماجراي اسارت
اوايل شهريور ماه سال ۵۹ در حالي كه رژيم بعث عراق به رهبري صدام حسين تحركات خود را در مرزهاي جنوبي كشور آغاز كرده بود، حسين لشگري كه آن زمان ستوان يكم خلبان بود با اصرار خودش وارد عملياتي شد كه قبلاً اينگونه عملياتها را سرهنگ و سرگردهاي خلبان انجام ميدادند اما به قول خودش حس غرور ملي و ديني باعث شد تا فرماندهان خود را راضي كند كه اين عمليات را به او واگذار كنند. سرانجام حسين در حالي كه تنها ۲۸ سال داشت در سيزدهمين مأموريت خود در تاريخ ۲۷ شهريور ۵۹ با يك فروند هواپيماي F۵ به واحدهاي زرهي عراقي كه پشت مهران موضع گرفته بودند و مرتب روي اين شهر آتش ميگشودند، يورش برد. سرانجام پس از انهدام چند قبضه تانك مورد اصابت موشك قرار گرفت و در محور «زرباطيه» سقوط كرد. وي در حالي كه هواپيمايش در آتش ميسوخت با زدن دكمه پرتاب به بيرون از هواپيمايش رها شد و جالب اينكه پس از برخورد فانتومش تعدادي از تانكهاي دشمن منفجر و چند افسر عراقي كشته شدند.
آغاز دوران اسارت پس از دستگيري از سوي نيروهاي عراقي سه ماه اول دوران اسارت را در سلول انفرادي گذراند. وي ۱۶ سال به دور از چشم نيروهاي صليب سرخ سختترين لحظات را در زندانهاي عراق گذراند تا اينكه بالاخره اسم او به عنوان يك اسير به صليب سرخ جهاني داده شد. وي در اين ۱۸ سال اسارت انواع و اقسام شكنجههاي رواني و فيزيكي از جمله بيخوابي و توهين، شوك برقي و اعدام ساختگي را تحمل كرد اما كوچكترين خللي در اراده او وارد نيامد.
پيشنهاد بعثيها بارها نيروهاي بعثي به او پيشنهاد دادند در صورت همكاري با آنها ميتواند به عنوان يك شهروند عراقي از بهترين امكانات عراق استفاده و به عنوان استاد در دانشگاه تدريس كند و حتي به او پيشنهاد ازدواج با بهترين و زيباترين دختر عراقي داده شد اما جواب نه او آنها را نسبت به اهداف مورد نظرشان نااميد كرد.
آزادي
هفدهم فروردين ماه ۷۷ اين آزاده بزرگوار از اسارت آزاد شد. وي در ديداري كه با مقام معظم رهبري داشت از سوي ايشان لقب «سيد الاسراء» گرفت.
شهادت اين امير رشيد سپاه اسلام پس از تحمل سالها درد و رنج با بيش از ۷۵ درصد جانبازي دوشنبه نوزدهم مرداد ماه سال ۸۸ در بيمارستان لاله تهران به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
بهترين عيدي و خوشترين خبر شهيد سرلشكر حسين لشگري در خصوص بهترين عيدي خود در دوران اسارتش گفته بود عيد سال ۷۴ بود كه يك سرباز عراقي كه نگهبان سلول من بود در حال خوردن آب يخ بود كه چشمش به من افتاد و دلش برايم سوخت و باقي مانده آب يخش را به من داد و بهترين خبر دوران اسارتم آزادي خرمشهر در خرداد سال ۶۱ بود.