
پاکتهای دوست داشتنی روی میز عسلی چوبی رنگ و رو رفته ی اتاق خانه مطبوعات است وخانم منشی در انتظار قدمهای تک تک خبرنگاران فعال استان ایلام .17مرداد است و روز تجلیل از فعالان عرصه خبر و اطلاع رسانی. هرکس که وارد می شد با لبخند می آمد و با خنده می رفت ظاهرا اوضاع پاکتها رو به راه است.اما قدو قواره لوح تقدیرها زیاد دلچسب نبود.هرچند خانه مطبوعات خودش بی خانمان است و مدتهاست درد خانه به دوشی آزارش می دهد اما صفای این خانه بی سرپناه از جنب و جوش وناز قلم اهالیش است. غروب این روز همبستگی ودورهم نشینی همکاران رسانه ای سراسر استان دیدنی بود. از پیرمردهایی که بجای عصا، قلم به دست بودند تا پسربچه ی خردسالی که با دوربین کوچک دیجیتالیش از سروکول صندلی و صحنه و آدمای داخل سالن بالا می رفت تا عکس مورد نظرش را بگیرد. این کوچولوی عکاس باشی بااستعداد تنها جذابیت روز خبرنگار نبود.از نویزپرسروصدای سیستم صوتی که قاری قرآن را مجبور به تغیر تریبون کرد گرفته تا شعر ایلام دختر بلوط در گلو گیر کرده ی شاعر معاصر که فاتحه ی ایلام و ایلامی را یکجا خواند وکفن و دفنش هم کرد . و با پای برهنه اومدن بعضی از حاضرین وسط حرفای استاندار ومهمتر از همه جایزه گرفتن کسانی که بُرّنده ترین خبرانتقادی به مسئولین اجرایی بویژه استاندار نوشته بودند از دست خود استاندار همه و همه در جای خود بدیع و تازه بودند. اما بدور از همه این حاشیه ها اصل جشنواره ونوع بررسی آثار واهدای جوایز بسیار منصفانه وحق به جانب برگزیدگان بود که این دست مریزاد وخسته نباشی گفتن ویژه ای به داوران بومی وغیربومی دارد. جشنواره مطبوعات وخبرگزاریها یک قدم به جلوست برای ارتقای حرفه ای نویسی وبامغز نویسی مطالب خبری در استان ایلام. به امید پیشرفت روز به روز جامعه ی مطبوعاتی استان ایلام.