در ماههاي گذشته يكي ازمسئولان دولتي جهت تبيين وضع موجود كشور در حوزه اقتصادي، اقدام به مفهومسازي و انطباق شرايط حال كشور با شرايط شعب ابيطالب در صدر اسلام كرد كه بلافاصله مورد نقد و اعتراض مقام معظم رهبري قرار گرفت. معظم له شرايط فعلي كشور را نه تنها مانند شعب ابيطالب ندانستند، بلكه نقطه مقابل آن، يعني شرايط بدر و خيبر را كه از نقاط درخشان تاريخ صدر اسلام است براي توصيف وضع موجود كشور به كار بردند.
چرايي انطباق شرايط موجود با شرايط شعبابيطالب اگر چه ميتواند يك مفهومسازي براي تقريب ذهن باشد، اما اگر آگاهانه به كار گرفته شده باشد از دو حالت خارج نيست. يا برخي مسئولان دولتي به دنبال آنند تا از شرايط تحريم حاشيه امني براي نارساييها و ضعف مديريتها بسازند يا اينكه به دنبال آنند تا كشور را در مقابل نظام سلطه تسليم نمايند. اما دلايل متقن و محكمي وجود دارد كه انطباق مذكور را باطل ميسازد و موقعيت فعلي كشور را از بهترين شرايط ۳۳ سال گذشته و معالفارق از شرايط شعب ميداند.
۱ ـ زماني مسلمانان در شعبابيطالب بودند كه اقليتي محدود بودند و گفتمان آنان فاقد گيرايي اجتماعي بود و قدرت و توان هيچ گونه عكسالعملي را نداشتند.
۲ ـ جمع حاضر در شعب ابيطالب فاقد انسجام و سازماندهي بودند و هنوز دين اسلام به صورت كامل بر آنان نازل نشده بود و به خصوص هنوز آيات جهاد را درك نكرده بودند.
۳ ـ ما امروز به حكومت دست يافتهايم؛ حكومتي كه به اعتراف دوست و دشمن مردميترين حكومت موجود است. در حالي كه مسلمانان حاضر در شعب ابيطالب نه تنها فاقد حكومت بودند كه هيچ گونه ابزاري براي دفاع از موجوديت خود نداشتند و چارهاي جز پذيرش تبعيد برايشان متصور نبود.
۴ ـ افراد حاضر در شعب ابيطالب هيچ گونه ظرفيت و منابع خدادادي و غير آن را در اختيار نداشتند و هيچ راهي جز تحمل وضع موجود نداشتند، حال آنكه كشور ما سرشار از منابع و امكانات است كه در برخي عرصهها پاسخگوي جمعيتي بيش از ملت ايران است.
۵ ـ اما سؤال اساسي اين است كه مگر مسلمانان حاضر در شعب ابيطالب به خاطر شرايط فشار دشمن از اصول خود عدول كردند؟ آنان تا آخرين لحظه براصول اسلام و حقانيت مسير خود اصرار كردند و سنگ طاقتزا به شكم ميبستند و هرگز در مقابل كفار سر تسليم فرود نياوردند. در نهايت ماجرا نيز از بين رفتن عهدنامه و شرايط ديگر موجب كوتاه آمدن كفار گرديد. اگر مسلمانان صدر اسلام در همان سال اول تبعيد در شعب ابيطالب، كوزههاي صبر و مقاومت را ميشكستند و براي رفاه و زندگي از اصول خود عدول ميكردند، شايد امروز از اسلام ناب محمدي (ص) خبري نبود. شعبابيطالب مقر و قرارگاه ساخته شدن و آبديده شدن سربازان صدر اسلام شد و باعث گرديد، آنان صحنههاي سخت و كمرشكن ديگر را نيز به جان بخرند، اما سؤال ديگر اينكه مگر مسلمانان حاضر در بدر و خيبر، بدون مشكل زندگي ميكردند؟ قطعاً شرايط اقتصادي آن روز مسلمانان و كفار و يهوديان قابل مقايسه نبود. اين مستضعفين بودند كه به انقلاب پيامبر پيوسته بودند و طبقات فرودست، حماسهآفرينان بدر و خيبر بودند، اما در بدر و خيبر مسلمانان به حكومت رسيده بودند، پيام خود را به جهانيان رسانده بودند و در شرايطي قرار داشتند كه اگر به ظاهر هم شكست ميخوردند به اصل دعوت به توصيه صدمهاي وارد نميآمد. تأمل در شروع و استمرار انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه ملت ايران در اوج جنگ تحميلي و حمله به نفتكشها و محاصره همه جانبه دشمنان نيز احساس حضور در شعبابيطالب را نداشت. در يك تحليل منصفانه ميتوان چنين قضاوت كرد كه هر قدر فشار دشمنان بيشتر بوده، رشد و تعالي مادي و معنوي ملت ما رو به فزوني بوده است. در بدو انقلاب اسلامي از يك ژاندارم منطقهاي به قدرت ملي و سپس در سايه آن همه فشار دشمن به قدرت منطقهاي تبديل شديم. ديروز براي اداره ۳۳ميليون نفر دچار مشكلات حاد بوديم، اما اكنون ۷۵ ميليون جمعيت در شرايط بهتر از صدر انقلاب اسلامي زندگي ميكنند و اين پيوستار رشد هر روز بهتر و بهتر ميشود.
شرط تسلط به راهبردهاي دشمن، مديريت عاقلانه و خلاقانه، وحدت، اقتصاد مقاومتي و استفاده از همه ظرفيتهاي كشور و سپردن اقتصاد به دست مردم است. ملت ايران هيچ گاه در شرايط شعبابيطالب نبوده و قطعاً در آينده نيز نخواهد بود. مشكلات موجود كشور ما، در مركز اروپا و امريكا نيز قابل مشاهده است.