ظاهر ماجرا اين است كه جريانات معارض دست به اسلحه بردهاند و غرب و ارتجاع عرب نيز آنان را حمايت ميكنند و در سوي ديگر دولت و ارتش سوريه مشغول نبرد با جريان سلفي هستند.
دقت در صحنه نبرد وقتي با برجستگي خاصي فهميده ميشود كه امريكا در كنار القاعده و جرياني كه آن را تروريسم بينالمللي ميناميد، براي حذف نظام سكولار سوريه (نظام سكولار مطلوب غرب است) ايستاده است.
حمايت عريان امريكا از خشونت در سوريه نشان ميدهد كه آنان براي كاهش يا حذف قدرت منطقهاي انقلاب اسلامي، به هر ريسماني كه بتوانند دست خود را دراز مينمايند. چندسال پيش با پيروزي دولت مذهبي ـ شيعي در عراق و پيروزي حزبالله در جنگ ۳۳ روزه پادشاه اردن با صراحت اعلام كرد كه هلال شيعي در خاورميانه در حال شكلگيري است و اخيراً نيز در مصاحبه با شبكه C.B.C امريكا اعلام نموده است كه در صورت عدم توفيق اسد در مهار بحران و شكست وي، نامبرده در منطقه علوينشين شمال غرب سوريه كه اكنون مركز تجمع سلاحهاي سوريه است، مستقر خواهد شد و جنگ داخلي در سوريه ادامه پيدا خواهد كرد. اما نگاه مستقل به تحولات سوريه فهم انحرافي از صحنه امروز خاورميانه است چرا كه غرب در يك طراحي عميقتر و چهارجانبه به دنبال حذف همزمان حزبالله، دولت مالكي در عراق و دولت سوريه و ايضاً برخورد با نظام جمهوري اسلامي ايران است. به نظر ميرسد براي هر چهار حوزه طرحي همزمان در حال اجرا است كه حاكي از تلاش غرب و همپيمانان عرب آن براي حذف يا كاهش قدرت منطقهاي انقلاب اسلامي است.
در زير اقدامات مشترك و همزمان غرب و عربها در چهار حوزه مذكور قابل تأمل و دقت است.
حزبالله: در دو هفته گذشته سيد حسن نصرالله پرده از توطئه عليه حزبالله برداشت و با صراحت اعلام كرد كه از حزبالله خواستهاند سلاح خود را تحويل ارتش نمايد. در غير اين صورت جريان المستقبل و ۱۴مارس و سعد حريري نيز تقاضاي تسليح دادهاند و براي ايجاد توازن قوا در درون لبنان بايد طرف مقابل هم مسلح شود. از طرفي چند ماه است كه گفتوگوهاي ملي در لبنان براي حل اختلافات موجود به نتيجه نميرسد و در مناطق شمالي لبنان نيز درگيري طايفهاي بين سلفيها و دوستداران سوريه موجب خسارات و تلفات انساني شده است و از سوي ديگر جريان معارض با حزبالله در لبنان، به صورت تمام قد از جريان مسلح در سوريه حمايت ميكند تا بتواند عقبه لجستيكي و پشتيباني حزبالله را از بين ببرد و زمينه خلع سلاح حزبالله را فراهم سازد.
عراق: ايجاد و تشديد بحران سياسي در عراق و اعطاي پناهندگي سياسي دولت تركيه به معاون تروريست رئيسجمهور عراق ، سفر داود اوغلو به اقليم كردستان براي تحقير دولت مركزي عراق. كشف كودتا و طرح ترور نخستوزير عراق در روز سهشنبه گذشته و تلاش فهرست العراقيه براي استيضاح يا سلب اعتماد از دولت مالكي و اظهار رسمي عربستان مبني بر هزينه ۸ ميليارد دلار در عراق نشان ميدهد كه غرب و عربستان به دنبال حذف دولت دوست ايران از عراق هستند. آنان عراق را حلقه وصل ايران و سوريه ميدانند و براي از بين بردن دولت آن همه تلاش خود را به كار گرفتهاند و با انفجار همزمان در ۲۵ تا ۳۰ نقطه عراق در تلاش هستند دولت مالكي را تسليم نمايند.
سوريه: سوريه متحد استراتژيك انقلاب اسلامي در خاورميانه است. جهان غرب و جهان عرب اسد را به جرم حمايت از انقلاب اسلامي و آرمانهاي آن تنبيه ميكنند. وگرنه غرب مدعي سكولاريسم نبايد از سلفيهاي تندرو در مقابل يك دولت سكولار حمايت نمايد. بهكارگيري تركيه توسط غرب در سوريه و به ميدان آوردن پول عربستان و قطر نشان ميدهد كه مسئله سوريه معادلهاي چند مجهولي است كه غرب با سياه كردن چهره خود به همراهي با القاعده نيز روي آورد تا بتواند بخشي از قدرت روزافزون انقلاب اسلامي را خنثي نمايد. ضربهاي كه امريكا از همكاري با تروريسم در سوريه خورد سالها مسئله حقوق بشر در غرب را به چالش خواهد كشيد، اما مبارزه با انقلاب اسلامي آنقدر براي غرب و امريكا اهميت دارد كه مهم نيست با چه دولتي و با چه كساني در مقابل دولت سوريه ايستادهاند.
ايران: همزمان با فشار بر سوريه، حزبالله و عراق، دولت امريكا و همپيمانانش تحريمها را نيز عليه ايران تشديد كردند، تحريم نفتي و بانكي و تحريم فرآوردههاي نفتي در آينده و ديپلماسي ايرانهراسي در كشورهاي انقلابزده خاورميانه و شمال آفريقا بخشي از فشار همزمان بر انقلاب اسلامي است. آنان در طراحي خود چنين خواب ديدهاند كه ايران با تحريم شديد به فروپاشي اجتماعي خواهد رسيد.
سوريه با جنگ مسلحانه و فشار شوراي امنيت متلاشي خواهد شد و از دولت مالكي نيز سلب اعتماد ميشود و حزبالله نيز يا بايد به خلع سلاح تن دهد يا تسليح جريان المستقبل را بپذيرد. بنابراين نبايد در تحليل كلان تحولات منطقه، سوريه را به عنوان يك متغير مستقل ديد بلكه سوريه بخشي از پازل طراحي شده توسط غرب است كه در پيوستگي با ابعاد ديگر طرح، حذف يا كاهش قدرت منطقهاي انقلاب اسلامي را نشانه رفته است كه ماحصل آن تضمين سلامت و امنيت صهيونيستها خواهد بود لذا هوشياري و ايجاد جبههاي منطقهاي امروز لازم و ضروري است.