
ماهها از درگيريها در سوريه ميگذرد؛ درگيريهايي كه ميان شورشيان به حمايت جبهه عربي- غربي و دولت قانوني سوريه ادامه دارد و در اين ميان هزاران نفر كشته و عده زيادي نيز مجبور به ترك خانههاي خود شدند اما در اين ميان به رغم تمام ادعاهايي كه از سوي كشورهاي غربي در خصوص تلاش براي توقف اين درگيريها در سوريه شد، هيچكدام از اين مدلها هرگز نتوانست به موفقيتي برسد. در عين حال دليل اين عدمموفقيت را بايد ناشي از ناديده گرفتن حقوق قانوني دولت سوريه و همچنين متحدان اين نظام دانست. اين در حالي بود كه كشورهاي غربي تمام تلاش خود را به كار بسته بودند تا از طريق حذف متحدان سوريه از جمله جمهوري اسلامي از روند صلح عملاً به كمك شورشيان در سوريه شتافته و كار حكومت قانوني سوريه را يكسره كنند.
اتهام به جمهوري اسلامي ايران
در اين بين غربيها كه به خوبي از نقش جمهوري اسلامي در الهامبخشي به موج بيداري اسلامي باخبر بودند، كوشيدند با پررنگ كردن نام ايران در حوادث سوريه و طرح اتهامات واهي در خصوص نقش جمهوري اسلامي در كشتار مردم سوريه، عملاً ايران را از محور مقاومت خارج كنند و حكومت سوريه را بدون پشتيباني قدرتمندي مثل جمهوري اسلامي سرنگون كنند.
طرح دروغهاي بزرگي نظير دستگيري اعضاي سپاه پاسداران در سوريه و همچنين شهادت فرمانده سپاه قدس در جريان بمبگذاري تروريستي وزارت امنيت سوريه، جزو عمليات رسانهاي جبهه عربي- غربي براي باورپذيرتر كردن دخالت جمهوري اسلامي در مسائل داخلي سوريه است. اين در حالي بود كه جمهوري اسلامي هيچگاه به صورت مستقيم نقشي در مسائل داخلي سوريه نداشت و تنها به عنوان يك پشتيبان معنوي در عرصه بينالملل شروع به دفاع از حكومت قانوني سوريه كرد.
تلاش براي مصادره موج بيداري اسلامي
در حالي كه دولتهاي غربي همزمان با موج بيداري اسلامي، شاهد فرو ريختن يك به يك بناهاي استعماري خود در كشورهاي اسلامي بودند، حركتي پدافندي را براي ربايش موج بيداري اسلامي و مصادره آن به نام خود آغاز كردند.
اين كشورها اگرچه از سقوط همپيمانان خود بسيار نگران بودند، اما با اتخاذ چهرهاي حمايتگونه از اين انقلابها سعي كردند خود را به اين حركات نزديك كنند و با نفوذ دادن مهرههاي خود در درون موج مردمي كه فاقد رهبري و هدايت واحد بود، بار ديگر حكومتهاي جديد شكل گرفته را دستنشانده خود كنند. گرچه به دليل ماهيت مردمي و تودهاي اين انقلابها هنوز موفق به اين كار نشدهاند، اما تلاشهاي آنها براي تحقق اين امر تمامي ندارد.
اين موضوع در سوريه گونهاي ديگر به خود گرفته است و غربيها ميكوشند با ايجاد تنش در سوريه و حذف اين محور مقاومت عملاً هدايت موج بيداري اسلامي را به دست بگيرند و از اين طريق جبهه مقاومت را كه با شكلگيري بيداري اسلامي تقويت شده و تهديدي جدي براي رژيم صهيونيستي محسوب ميشود تخريب كنند.
اما در اين ميان، ناديده گرفتن نقش جمهوري اسلامي به عنوان يكي از مهمترين شركاي استراتژيك سوريه براي حل بحران اين كشور، عملاً باعث گره خوردن بيشتر اين بحران شد. برگزاري چندين جلسه براي حل بحران سوريه توسط كشورهاي غربي و تركيه كه عملاً به جلسهاي براي حمايت از شورشيان سوري و تخريب دولت قانوني اين كشور شده بود و عدم دعوت از جمهوري اسلامي به عنوان يكي از قدرتمندترين كشورهاي منطقه خاورميانه كه نفوذ كلامي زيادي در سوريه دارد، رسماً اين اجلاسها و تلاشهاي در پس آن را براي ايجاد آتشبس در سوريه ناكام گذاشت.
اين در حالي بود كه روسيه به عنوان يكي از قدرتهاي جهاني و همچنين كوفيعنان نماينده سابق سازمان ملل در امور سوريه بارها بر نقش جمهوري اسلامي ايران در سوريه تأكيد كردند و خواستار دعوت از ايران براي حل سريعتر اين بحران شده بودند؛ تأكيدهايي كه هيچگاه مورد توجه جبهه عربي- غربي قرار نگرفت. در عين حال كوفي عنان به عنوان يكي از مهرههاي كليدي براي حل بحران سوريه بارها ملاقاتهايي با مقامات ايراني داشته و حتي براي جلب نظر جمهوري اسلامي سفري نيز به تهران داشت.
ايران دروازه حل بحران
اما اين عدم دعوت هرگز نتوانست باعث كمرنگ شدن نقش جمهوري اسلامي در بحران سوريه شود، به نحوي كه جمهوري اسلامي همواره تلاشهاي خود را براي بازگردان آرامش به سوريه به عنوان يكي از مهمترين كشورهاي اسلامي و خط نخست محور مقاومت ادامه داده است. جمهوري اسلامي در تازهترين تلاش خود اقدام به برگزاري نشستي با حضور ۳۰ كشور از قارههاي مختلف جهان كرد و در آن كوشيد كه با طرح موضوع سوريه در عرصه جهاني، عملاً راهحلي كارآمد براي پايان ناآراميها در اين كشور اسلامي ارائه كند.
بر اين اساس جمهوري اسلامي همواره بر حل مناقشه سوريه از طريق گفتوگوها تأكيد كرده و در همين راستا قرار است با دعوت از جمعي از مخالفان سوري و همچنين نمايندگان دولت سوريه و برگزاري نشستي در تهران، راهكاري براي حل مسالمتآميز اين مناقشه پيدا كند. در همين خصوص علياكبر صالحي وزير امور خارجه كشورمان عنوان كرده است:«تهران براي ميزباني گروههاي مخالف با دولت سوريه در جهت پيشرفت روند دموكراتيك و مطالبات سياسي مردم اين كشور همواره اعلام آمادگي كرده است.»
در مجموع اين تلاش جمهوري اسلامي براي بازگردان آرامش به سوريه خط نخست مقاومت شكل گرفته را ميتوان نقطه عطفي براي تقويت نقش كشورمان در عرصه بينالملل دانست و در ديگر سو اين موضوع را به اثبات رساند كه نقشههاي محور عربي- غربي چيزي جز گسترش ناآرامي در منطقه حساس خاورميانه نيست.