اگر بخواهيم منصفانه نگاه كنيم بايد اعتراف كرد كه در برخي رشتهها نيازي به حضور دختران و زنان نيست، حتي تصور اينكه خانمي در ميان كارگران معدن هم باشد غمانگيز است! يا اينكه در پالايشگاه نفت و پتروشيمي حضور فيزيكي داشته باشد و كارهاي سنگيني را كه حتي مردان نيز از انجام آن خسته و ذله ميشوند، انجام دهد.
به راستي چه لزومي دارد كه يك زن، رشتههاي زنانهاي همچون مامايي، معلمي و مددكاري اجتماعي را كنار بگذارد و به سراغ ابزارآلات خشك و زمخت مهندسي و ماشينآلات كشاورزي و فني و برق برود يا در ساختمانسازي كه گچ و سيمان و آجر و سنگ در ميان طبقات بالا و پايين ميشود و هر لحظه امكان آسيب و صدمه برايش وجود دارد، حضور داشته باشد؟!
اگرچه ممكن است توقف پذيرش دانشجو در رشتههاي اعلام شده منتقداني داشته باشد اما بايد در اين باره فرهنگسازيهاي لازم صورت گيرد و دانشجويان دختر توجيه شوند كه برخي رشتهها با ويژگيهاي فيزيولوژيكي و سايكولوژيكي زنان سازگار نيست و اين رشتهها را مردان بايد انتخاب كنند.
البته اين مهم را نيز بايد مدنظر قرار داد كه تجربه نشان داده است دختراني كه در رشتههاي سخت و مردانهاي همچون مهندسي معدن يا مهندسي راه تحصيل ميكنند، حتي پس از فارغالتحصيلي نيز فعاليت شغلي خود را به دليل سختي كار كنار ميگذارند يا در زندگي خود با مشكلات خانوادگي حادي روبهرو ميشوند كه گاهي اتفاقات ناگواري را رقم ميزند. علاوه بر اين، انتخاب رشتههاي غيرمرتبط با ويژگيهاي فيزيكي و روحي، هم موجب بيكاري دانشآموختگان در رشتههاي مورد نظر ميشود و هم جز بطالت و تباهي عمر بهترين دوران زندگي يعني جواني ثمري ندارد.