
از زماني كه دولت تركيه در چرخشي آشكار از سياست اعلامي خود مبني بر به صفر رساندن تنشهاي مرزي با همسايگان ، سياست خصومت با دولت سوريه را در پيش گرفت و با تجهيز و تسليح مخالفان اين كشور در خط مقدم براندازي قرار گرفت، همواره اين هشدار به مسئولان اين كشور داده ميشد كه روزي پيامدهاي اين خصومتورزي دامن خود تركيه را نيز خواهد گرفت. هرچه زمان جلو ميرود و ابعاد بحران گستردهتر ميشود، اثرات هشدارها براي دولت تركيه ملموستر ميشود. به نظر ميرسد دست كم در دو عرصه زنگ خطر بحران سوريه براي تركيه به صدا درآمده است كه هر دو با امنيت اين كشور گره خورده است؛ نخست حوزه كردها و دوم علويها.
در مورد كردها بايد گفت كه تركيه همواره مخالفان كرد داخلي خود موسوم به پ. ك. ك را به عنوان خط قرمز براي خود تعريف كرده است و حتي در زمان اشغال عراق از سوي امريكا نيز براي مدتي با دولت بوش و رژيم صهيونيستي اصطكاك پيدا كرد چراكه تصور ميشد كه اين دو به تقويت نيروهاي گريز ازمركز در شمال عراق كمك ميكنند كه اين ميتوانست دير يا زود دامن تركيه را بگيرد و به تحريك پ.ك.ك بينجامد. با اين حال سياست مداخلهگرايانه تركيه در سوريه اكنون همان مخاطراتي را براي دولت آنكارا رقم زده است كه سالها از آن وحشت داشته است زيرا در پي آغاز و ادامه ناآراميهاي داخلي در سوريه، دولت اين كشور در وضعيتي قرار گرفت كه ابتدا با اعطاي حقوق شهروندي به كردها موافقت كرد و در نهايت با توجه به حوزه ناامنيها به بازآرايي نيروهاي نظامي و امنيتي خود دست زد و در اين راستا از مناطق كردنشين سوريه عقبنشيني كرد. همين جابهجاييها كافي بود تا پ.ك.ك به سرعت خود را به اين مناطق برساند و با اجراي يكسري درگيريهاي جزئي با ارتش سوريه به گونهاي وانمود سازد كه تخليه اين مناطق توسط اين گروه صورت گرفته است حال آنكه به اعتقاد ناظران، دولت سوريه بر اساس يك نقشه حساب شده دست به اين اقدام زده است تا تركيه را نسبت به عواقب سياست مداخلهگرانه خود واقف سازد. به نظر ميرسد اين اقدام اثر خود را گذاشت زيرا از يك سو انتقادهاي داخلي را افزايش داد و در اين راستا مصطفي كامالاك، رهبر حزب اسلامگراي سعادت تركيه با اشاره به اينكه تركيه سالهاست كه در شمال عراق و داخل تركيه با فعاليتهاي مسلحانه عناصر پ.ك.ك روبهروست و دهها هزار نفر در اين درگيريها كشته شدهاند، افزود: در سايه سياستهاي اشتباه دولت اردوغان تركيه اكنون در سوريه نيز با ساختار مشابه و حتي خطرناكتري رو به رو شده است. عاكف حمزه چبي، رئيس گروه پارلماني حزب مخالف جمهوريخواه خلق تركيه نيز با انتقاد از اردوغان نخست وزير اين كشور گفت: سياست تركيه در سوريه به فلاكت رسيده است. كمال قليچدار اوغلو، رهبر حزب جمهوريخواه خلق تركيه نيز با انتقاد از سياستهاي آنكارا در قبال دمشق گفت منبع خطرات ناشي از سوريه، مسئله كردها است. وي با طعنه افزود: «نميدانيم آيا دولت تركيه متوجه است كه اين مسئله ابعاد بينالمللي به خود گرفته است، يانه؟»
ازسوي ديگر، دولت تركيه در پي تشديد اعتراضات داخلي به رشته اقداماتي براي جبران نگرانيها دست زد كه خود برخي مشكلات را به همراه آورد، از جمله اينكه احمد داود اوغلو بدون هماهنگي با دولت مركزي عراق به شمال اين كشور رفت و از كركوك بازديد كرد كه از اين طريق ميخواست از طريق مسعود بارزاني مانع از بهرهبرداري پ.ك.ك از اوضاع سوريه شود. علاوه بر اين تركيه پس از مدتها به بمباران هوايي متوسل شد وچند فروند هواپيماي جنگي و بالگرد تركيه روز پنجشنبه به مواضع اعضاي حزب كارگران كردستان موسوم به پ.ك.ك در منطقهاي در جنوب شرق اين كشور حمله كردند و اين ميتواند با اقدامي تلافيجويانه از سوي اين گروهك مواجه شود.
اما در مورد علويها نيز ميتوان گفت كه در حال حاضر حدود ۲۰ ميليون علوي در تركيه زندگي ميكنند كه خواه ناخواه از تحولات سوريه تأثير ميپذيرند. به نظر ميرسد تأثير اين موضوع با تشديد بحران در سوريه و به خصوص در صورتي كه روند تحولات به سمت تجزيه پيش برود بر تركيه سايه خواهد افكند چراكه مناطق علوينشين سوريه در امتداد مناطق علوينشين سوريه قرار دارد.
از آنچه كه گفته شد مشخص ميشود كه آثار بحران سوريه بر تركيه بتدريج هويدا ميشود و از اين جهت دولت اردوغان با تبديل سياست به صفر رساندن تنش مرزي با همسايگان به خصومت با سوريه به ريسك بزرگ دست زده است.