
حزب لبنان، آوازهاي فراتر از سرزمين كوچك لبنان و حتي خاورميانه پيدا كرده و اكنون در معادلات منطقهاي و بينالمللي، مورد توجه استراتژيستها است. خاستگاه حزبالله لبنان، شيعيان محروم و مستضعفي بودند كه تا چند دهه پيش از سوي گروههاي قدرتمند لبناني به حاشيه رانده شده بودند. حوادث گوناگون و رخدادهاي بزرگ از جمله انقلاب اسلامي در يك طرف و توطئههاي صهيونيسم بينالملل عليه لبنان از طرف ديگر، شرايطي را پديدار ساخت كه از درون آن حزبالله لبنان متولد شد.
حزبالله لبنان در دفاع از سرزمين و ملت لبنان در برابر تهاجم صهيونيستها و برخي از كشورهاي غربي، خوش درخشيد و با پيروزيهاي پيدرپي، خصوصاً در سال ۲۰۰۰ ميلادي و سپس در جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ ميلادي، به نيرويي قدرتمند در صحنه لبنان و خاورميانه تبديل شد. حزبالله لبنان در جنگ ۳۳ روزه، شكستي را به ارتش رژيم صهيونيستي وارد كرد كه تاكنون، هيچ يك از ارتشهاي پر سر و صداي عربي نتوانستهاند چنين موفقيتي را در برابر ارتش صهيونيستي به دست آورند.
اكنون توطئهاي بزرگ و پيچيده عليه ملت سوريه طراحي شده و در حال اجرا است؛ توطئهاي كه سه ضلع اصلي توطئهگران آن شامل: ۱ـضلع استكبار جهاني و صهيونيسم بينالملل ۲ـ مرتجعين عرب منطقه ۳ـ گروههاي مزدور داخلي سوريه، شباهتهاي فراواني با بازيگران توطئه عليه لبنان طي سالهاي گذشته دارد. سؤال اين است كه آيا در چنين شرايطي، امكان متولد شدن حزبالله ديگري در منطقه خاورميانه وجود دارد يا خير؟ شواهد و قرائني وجود دارد كه براساس آنها ميتوان پيشبيني كرد حزبالله ديگري، البته با كلاس پايينتر در راه باشد. به دنبال نفوذ تروريستها به دمشق و جنگ سخت بين آنها با ارتش سوريه، عمق توطئه ضدسوري از سوي مثلث استكبار جهاني و صهيونيسم بينالملل و مرتجعين منطقه و مزدوران داخلي، براي مردم سوريه و به ويژه جوانان سوري آشكار شد.
در اين هنگامه بود كه ملاحظه گرديد غيرت ديني و هميت ملي جوانان سوري گل كرد و به سرعت جيشالشعبي نه در شعار، بلكه به عنوان يك مجموعه واقعي سامان يافت. براساس برخي از گزارشها، طي چند هفته اخير، دهها هزار نفر از جوانان سوري جذب گردانهاي جيشالشعبي شده و پس از طي دورههاي آموزشي كوتاهمدت، با به دست گرفتن اسلحه به مقابله با تروريستها پرداخته و اكنون در كنار ارتش سوريه، نقش مهمي را در راستاي خنثيسازي توطئههاي خارجي در كشورشان ايفا ميكنند.
بدون ترديد، استفاده صحيح از نيروهاي با انگيزه معنوي مردمي در سوريه، شكست تروريستها در حلب را به دنبال خواهد داشت. نيروهايي كه با عنوان بسيجي در ايران، جنگ تحميلي را به دفاع مقدس تبديل كرده و در لبنان با عنوان حزبالله، پيچيدهترين توطئههاي استكباري و صهيونيستي را در هم شكستند. روند تحولات سياسي ـ امنيتي در سوريه، از شكلگيري چنين نيروي توانمند و شكستناپذيري حكايت دارد. امروز جوانان سوري، به خوبي دريافتهاند كه كشورشان،چرا و چگونه آماج توطئههاي نظام سلطه و متحدينش قرار گرفته است. اين فهم و شعور جوانان سوري، ميتواند مهمترين سرمايه براي نظام سياسي سوريه براي برونرفت از بحران باشد.
دولتمردان سوريه، بايد با نهايت دقت و توجه، از اين سرمايه به عنوان منبع پايانناپذير توليد قدرت ملي بهره ببرند. سوريها بايد بدانند كه پيروزي آنان بر جبهه استكبار و كفر جهاني، در گرو اتكاي آنان به قدرت الهي در پرتو ايمان و باورهاي ديني و مذهبي است. رهبران سوريه، بايد به جيشالشعبي به عنوان يك نيروي مكتبي توجه و سعي كنند، در ميان جوانان سوري كه به اين سازمان ميپيوندند، ترويج ارزشها و فضيلتها را براساس ايمان و تقوا، ترويج كنند. علماي مذهبي و روحانيون اصيل بايد وارد عرصه شده و در اين مهم، دولت و ارتش سوريه را كمك نمايند. جوانان سوري بايد جنگ با جبهه مقابل را، جهاد فيسبيلالله دانسته و دراين جهاد، نصرت و پيروزي را از خداوند قادر متعال طلب كنند.
آري، حزبالله لبنان، اينگونه متولد شد. اينك شرايط براي تولد حزبالله ديگري در منطقه، فراهم شده است. اين هوشمندي رهبران سياسي و مذهبي سوريه است كه ميتواند به تشكيل چنين نيرويي كمك كرده و آن را شتاب بخشد؛ نيرويي كه نه تنها توطئه بزرگ كنوني را خنثي خواهد كرد، بلكه ميتواند سوريه را در برابر توطئههاي آينده، به قدرت بازدارندگي برساند.