استعفای روز پنج شنبه کوفی عنان، نماینده مشترک سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب در سوریه، را میتوان مهمترین تحول سیاسی اخیر در بحران سوریه دانست.
اتفاقی که برخی چون «امین حطیط» آن را مقدمهای برای دخالت نظامی خارجی در سوریه تفسیر کرده و برخی نیز چون «تونی کارون» تحلیل گر نشریه «تایم» آن را نشانهای دیگر بر ناکارآمدی ساختاری شورای امنیت و سازمان ملل متحد دانستهاند.
از سوی دیگر همزمان با پذیرش استعفای کوفی عنان از سویبان کی مون دبیرکل سازمان ملل، عربستان سعودی و حامیان غربی آن به دنبال ارائه طرحی به مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر ارسال نیروهای بین المللی مسلح به داخل خاک سوریه میباشند.
این درحالی است که در عرصه داخلی نیز درگیریها در شهر حلب دومین شهر بزرگ سوریه پس از دمشق به نقطه عطفی در تحولات نظامی امنیتی سوریه تبدیل شده است.
با توجه به حجم بالای سرمایه گذاری کشورهای خارجی به ویژه عربستان، قطر و ترکیه بر روی گروههای تروریست در این شهر، پاکسازی این منطقه از وجود گروههای مسلح و مزدوران خارجی ضربه جدی به مخالفان داخلی و خارجی سوریه وارد خواهد کرد.
از همین رو است که شاهد برگزاری رزمایش نیروهای نظامی ترکیه در مرزهای سوریه و افزایش چشم گیر کمیت و کیفیت سلاحهای ارسالی از سوی ائتلاف عربی غربی ضدسوری به داخل خاک این کشور میباشیم. تحولات سوریه هر روز پیچیدهتر شده و چشم انداز مبهم تری برای آینده آن قابل ترسیم است.
استعفای کوفی عنان از ماموریتی که به بیان خودش بسیاری آن را «ماموریت غیرممکن» خوانده بودند، با توجه به سیر تحولات این کشور امری غیرقابل پیش بینی نبود.
هرچند عنان دولت سوریه، مخالفان و شورای امنیت را سه عامل ناکامی طرح شش مادهای خود معرفی کرده است؛ با این حال واقعیت این است که عدم درک صحیح دیپلمات کهنه کار سازمان ملل از ماهیت تحولات سوریه عامل اصلی مرگ ماموریتی بود که تاریخ چندانی از تولد آن نمیگذشت.
دبیر کل سابق سازمان ملل پیش از استعفا در مقالهای در روزنامه فایننشال تایمز با تاکید دوباره بر طرح شش مادهای خود که شامل عقب نشینی نیروهای ارتش سوریه و انتقال تسلیحات سنگین از مناطق شهری و توقف عملیات نظامی علیه مناطق مسکونی، اجرای آتش بس بین نیروهای دولتی و مخالفان، آزادی زندانیان سیاسی و امدادرسانی به غیرنظامیان در مناطق درگیری میباشد، آن را تنها راه برون رفت از بن بست سوریه عنوان میکند.
نگاهی به طرح شش مادهای کوفی عنان نشان میدهد وی با وجود اذعان به پیچیدگی بحران سوریه، ظاهرا هیچ راهکار منطقی غیر از مجموعهای از حرفهای کلی برای ارائه، در چنته ندارد.
بیتوجهی به ماهیت بحران و بازیگران خارجی که نقش محوری در ناآرامیهای سوریه دارند را میتوان بزرگترین ضعف طرح کوفی عنان دانست.
واقعیت آن است که کوفی عنان منصوب غرب و اعرابی بود که در سوریه آرامش را جستوجو نمیکردند بلکه به دنبال مصادره ماجراها به نفع خود بودند؛ دبیرکل سابق نیز قربانی همین رویکرد شد.
کوفی عنان چرا آمد؟
با توجه به سوابق کوفی عنان و رابطه نزدیک میان وی و ناتو و همچنین تلاش عنان برای تصویب طرح «اصل مسوولیت حمایت» (Responsibility to protect)، به نظر میرسد علت اصلی انتخاب عنان به عنوان نماینده مشترک سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب در سوریه، استفاده از طرح عنان به عنوان مقدمهای برای مشروعیت بخشی به مداخله نظامی خارجی در سوریه بوده است.
اصل مسوولیت حمایت (R۲P) پس از حوادث دردناکی که در رواندا در سال ۱۹۹۴ روی داد در دستور کار نمایندگان سازمان ملل قرارگرفت و کوفی عنان به عنوان یکی از طراحان اصلی، برای اجرایی شدن آن تلاش زیادی کرد.
۱۰ سال بعد در سال ۲۰۰۶ شورای امنیت سازمان ملل آن را در دو پاراگراف (پاراگرافهای ۱۳۸ و ۱۳۹) تصویب کرد.
اصل مسوولیت حمایت در واقع میگوید: یک حکومت نباید بر ضد مردم خود باشد اما این ضدیت آنگاه میتواند به دخالت نظامی منجر شود، که به یک کشتار دسته جمعی، جنایت جنگی، پاکسازی نژادی یا قومی یا جنایت علیه بشریت باشد.
از نظر بیرونی چنین حکومتی خطری جدی برای دیگران است که باید با آن مقابله کرد.» در دخالت ناتو در وقایع لیبی به وکالت شورای امنیت و حمله روسیه به گرجستان، همه به همین اصل تمسک جستند.
به گزارش ایسنا «چرایی یک استعفا» عنوان یادداشت روزنامه حمایت است که در آن میخوانید:
کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل و نماینده این سازمان در امور سوریه پس از ماهها استعفای خود را اعلام داشت. این استعفا در حالی صورت گرفت که در کارنامه نکاتی چند قابل توجه است.
نخست آنکه به رغم ارائه طرحی شش مادهای از سوی وی گروههای معارض با طرح وی مخالفت و از پذیرش آن خودداری کردند در حالی که دولت سوریه آن را پذیرفته و بر اجرای آن تاکید داشت. به عبارتی دیگر طرح وی به صورت یک جانبه اجرا میشود.
از اهداف اصلی عنان آن بود که از فراگیرشدن درگیریها جلوگیری کند در حالی که تحولات اخیر سوریه به معنای ناتوانی وی در اجرای این طرح میباشد.
دوم آنکه به رغم آنکه در حوزه منطقهای و جهانی عنان طرحهای بسیاری ارائه کرد اما عدم رویکرد جامع به طرحهای وی عملا مانع ا ز اجرای آنها شد. در بررسی کارنامه جهانی دو دسته را میتوان مشاهده کرد.
اولا برخی از کشورهای منطقهای و فرامنطقهای که برقراری ثبات در سوریه مهم میدانند در کنار طرح عنان قرار گرفته و از آن حمایت کردند. این امر را در عملکردهای کشورهای چین، روسیه، ایران، عراق، لبنان و... میتوان مشاهده کرد.
هرچند که کشورهای عربی و غربی از بانیان آغاز طرح عنان بودهاند اما در عمل آنها کارکردی برای این امر نداشتهاند.
رفتارهای کشورهای مذکور نشان میدهد که آنها با اقداماتی نظیر تقویت و تجهیز گروههای تروریستی نادیده گرفتن روند همگرایی ملی و تلاش برای تشکیل دولت انتقالی در خارج جهت جایگزینی، جاری دولت مرکزی سوریه، اخلال افکنی در شورای امنیت جهت تصویب قطعنامه ضد سوری برای آغاز جنگ علیه این کشور، عدم پذیرش طرحهای عنان برای آغاز روند جدید در حل مساله سوریه با رویکرد به کشورهای تاثیرگذار همچون جمهوری اسلامی ایران، اصرار کشورهای مذکور به ناکام نشان دادن عنان برای توجیه اقدامات خصمانه علیه سوریه و... موجب گردیده تا عملا عنان از اجرای طرحهای خود باز بماند.
این امر چنان بوده که عنان رسما از دلایل استعفای خود را عدم همکاری طرحهای صلح طلبانهاش عنوان داشت. به عبارت دیگر میتوان گفت که ریشه استعفاء عنان برگرفته از عدم پایبندی برخی کشورهای عربی و غربی، ترکیه، صهیونیستها، تعهداتشان برای یاری رساندن به عنان برای حل مساله سوریه بوده است البته هرچند که غربیها بر آن خواهند بود تا از مساله استعفا عنان به عنوان حربهای برای حمله به سوریه استفاده کنند اما استمرار حمایتهای جهانی از نظام سوریه به ویژه سوریه و چین در شورای امنیت این طرح را با ابهام همراه ساخته چنانکه سازمان ملل از تعیین جانشینی به جای عنان خبر داده و مسکو نسبت به هرگونه اقدام نظامی علیه سوریه هشدار داده است.