
شبكههاي مختلف صدا و سيما نيز انگار علاقهاي به پرداختن به المپيك ۲۰۱۲ و نتايج نمايندگان ايران طي هفته گذشته نداشتند. چند سالي بود كه اهالي ورزش و مسئولان صدا و سيما دم از خالي بودن جاي شبكه ورزش ميزدند تا آنجا كه ورزشدوستان باور كردند اگر شبكه ورزش راه بيفتد همه مشكلات حل ميشود. پخش آزمايشي شبكه ورزش همزمان با آغاز سال ۹۱ شروع و پس از آن نيز ۲۸ تيرماه اين شبكه رسماً افتتاح شد. منتها از آن زمان تاكنون هرگز شاهد برنامهاي حرفهاي و در شأن ورزش ايران نبوديم. تا پيش از روشن شدن مشعل المپيك ۲۰۱۲ مسئولان شبكه ورزش تنها به پخش رقابتهاي قديمي (از جمله بازيهاي آسيايي ۲۰۰۶ دوحه) و به كار گرفتن مجريان بيتجربه اكتفا ميكردند. در حالي كه انتظار ميرفت با شروع بزرگترين رقابت ورزشي جهان و آغاز مسابقات المپينهاي ايران اين شبكه تغيير اساسي در جدول پخش برنامههاي خود دهد و ارزش بيشتري به ورزشكاران كشورمان دهد. اتفاقي كه هرگز نيفتاد.
سردرگمي شبكه ۳ شايد از شبكه تازه تأسيس ورزش كه تنها چند روز از پخش سراسري آن هم ميگذرد نتوان انتظار زيادي داشت، اما شبكه ۳ سيما كه لقب شبكه جوان را براي خود انتخاب كرده ميبايست فعالتر از اينها عمل ميكرد. جدا از هفته نخست بازيها روز جمعه هر دو و ميداني كار ايراني حسرت پخش مستقيم رقابتهايشان به دلشان ماند. جالبتر اينكه در همان يكي دو برنامهاي كه هر روز براي رفع تكليف از شبكه ۳ پخش ميشود مجريان جوان با سردرگمي هر چه تمامتر برنامه اجرا ميكنند و كارشناسان برنامه نيز با قطع گاه و بيگاه مسابقات دچار سردرگمي ميشوند.
از سوي ديگر اين برنامهها كه به اصطلاح براي پوشش لحظه به لحظه المپيك ۲۰۱۲ در نظر گرفته شدهاند در بيشتر موارد به بهانههاي واهي از جمله پخش ميانپردههاي غيرمرتبط با ورزش يا حتي پخش آگهيهاي طولاني مخاطب را در انتظار پخش يكي از مسابقات پاي جعبه جادويي معطل ميكند و دست آخر هم چيزي جز خداحافظي نابهنگام مجري عايد بيننده چشم انتظار نميشود.
هجوم به شبكههاي ماهوارهاي و اما مخاطب؛ تعداد ورزشدوستان در ايران كم نيستند و وقتي صدا و سيما به فكر جذب مخاطبان ميليوني خود نيست راهي نميماند جز دست به دامن شدن به شبكههاي ماهوارهاي. به لطف پيشرفت تكنولوژي دسترسي به اين شبكهها كه البته كم هم نيستند و هر روز بر تعدادشان اضافه ميشود آسانتر ميشود و در اين بين شبكههاي ورزشي حوزه خليجفارس كه اتفاقاً هرگز دشمني خود با ملت ايران را پنهان نكردهاند بيشترين سود را از اين اهمال كاري ميبرند.
چندين شبكه عرب زبان بازيهاي المپيك را به طور كامل پوشش ميدهند؛ از بازيهاي فوتبال گرفته تا دوو ميداني و كشتي و وزنهبرداري، مليت ورزشكاران هم برايشان فرقي ندارد و برخلاف شبكههاي تلويزيوني داخلي مسابقات را نيمه كاره رها نميكنند و آگهي بازرگاني به خورد مخاطبان خود نميدهند. در عوض در خلال تفسيرها و گزارشهاي خود چه به زبان عربي و چه به زبان انگليسي تفكرات خود را به خورد مخاطبان ايراني ميدهند، از تفسيرهاي مغرضانه و جانبدارانه گرفته تا تحريف نام خليج هميشگي فارس و پخش برنامهها، تبليغات و مسابقاتي كه با شؤون اسلامي منافات دارند.
اينها تنها بخشي از نكاتي است كه ميبايست از سوي مديران ارشد صدا و سيما مورد توجه قرار ميگرفت. المپيك لندن فرصت خوبي بود تا شبكههاي تلويزيوني داخلي مخاطبان ورزش دوست خود را با پخش زنده مسابقات، استفاده از كارشناسان مجرب و ارتباطهاي مستقيم با خبرنگاران اعزامي به لندن پاي تلويزيون بنشانند. اما متأسفانه خبرنگاران اعزامي آن چنان كه بايد و شايد فعال ظاهر نشده و بسياري از كارشناسان دعوت شده به استوديو شبكه ۳ نيز ناشناختهاند.
جالبتر آنكه مجريان هم نتايج به دست آمده را از طريق سايتهاي خبري به سمع و نظر بينندگان ميرسانند و خبري از پخش مستقيم نيست. هر چند كه با شروع رقابتهاي وزنهبرداري سرانجام طلسم پخش مسابقات شكست اما نبايد فراموش كرد كه ساعت برگزاري اين رقابتها يعني ساعات پاياني شب از جمله دلايلي است كه صدا و سيما را ملزم به پخش رقابتها ميكند؛ چرا كه در اين ساعات برنامههاي كم اهميت و بعضاً پرطمطراق صدا و سيما روي آنتن پخش قرار ندارد. در نهايت در عصر تكنولوژي و نتايج زندهاي كه از طريق سايت مسابقات المپيك و همچنين خبرگزاريهاي داخلي لحظه به لحظه به روز ميشوند اينگونه برخوردهاي ناشيانه توهين به شعور مخاطبان محسوب ميشود. اين وسط ضرر اصلي نصيب صدا و سيما ميشود كه سالانه بودجه زيادي صرف مبارزه با تهاجم فرهنگي و مقابله با شبكههاي ماهوارهاي ميكند.